ارزیابی تعامل سیاست و اقتصاد

دوست خوبم محمد مالجو در گفتگویی با عنوان ارزیابی تعامل سیاست و اقتصاد حک شدگی اقتصاد بر پیکر سیاست به نکات جالبی اشاره کرده است. مالجو معتقد است که:

لب مطلب این است که رابطه میان دموکراسی و نظام بازار نه یک رابطه علیتی بلکه یک تصادف تاریخی است. واقعیت این است که هیچ دولت دموکراتیکی تاکنون به براندازی نظام بازار مبادرت نکرده است. همین واقعیت را باید تبیین کرد، یعنی باید تبیین کرد که چرا هیچ جامعه‌ای دموکراسی را ضمن کنارگذاری نظام بازار تجربه نکرده است نه اینکه چرا دموکراسی به نظام بازار نیاز دارد. پرسش این است که چرا نظام‌های سیاسی دموکراتیک هرگز تا جایی پیش نرفته‌اند که امکان کنارگذاری نظام بازار را آزمون کنند. پاسخ خیلی پیچیده نیست. علت را باید در درجه فوق‌العاده بالا از توافق فکری جست‌وجو کرد که نظام بازار را یا تایید می‌کند یا می‌پذیرد. فراموش نکنید که از وحدت کلمه حرف نمی‌زنم بلکه از توافق چنان قوی‌ای صحبت می‌کنم که مخالفان نظام بازار و رهبران‌شان هرگز حتی یک‌بار نیز در تاریخ کشورهای سرمایه‌داری به آن دست نیافته‌اند.

علت استمرار این وضعیت ذهنی میان شهروندان کشورهای دموکراتیک بازاری را باید در یورشی جست‌وجو کرد که از سوی نخبگان بازاری و متحدان‌شان میان نخبگان دولتی به اذهان توده‌ها به عمل می‌آید. نخبگان بازاری و نخبگان دولتی در واقع نظام بازار را به جامعه تحمیل می‌کنند چون هر گونه تغییری در نظام بازار به نابودی قدرت و مزایای‌شان می‌انجامد. نظام بازار به مدد مجموعه‌ای از قواعد و سنت‌هایی می‌چرخد که قدرت دولت را محدود می‌کنند. چنین قواعد و سنت‌هایی مثلا‌ از انتقال گسترده ثروت جلوگیری می‌کنند و همچنین در گرو پخش قدرت در دستان نخبگان بازاری است.

مالجو در بخش دیگری از گفتگوی خود به نکته جالب دیگری اشاره کرده است:

بی‌تردید معضل تولید و رشد اقتصادی در اقتصاد ایران بی‌اندازه خطیر و جدی است. اما کمتر به این نکته توجه می‌شود که حل معضل رشد اقتصادی در گرو توجه به بازتوزیع اساسی در ثروت نیز هست. بدون بازتوزیع ثروت اقتصادی در کشور نمی‌توان به حداقلی از توافق و سازش میان همه طبقات برای حل معضل تولید رسید. لا‌زمه بازتوزیع ثروت اقتصادی نیز به‌نوبه خود مستلزم بازتوزیع قدرت سیاسی است که هرگز در دستور کار هیچ یک از نیروهای سیاسی فعال در انواع انتخابات نبوده است. بدین اعتبار، اصلا‌حات اقتصادی بدون اصلا‌حات سیاسی نه مطلوب است و نه ممکن. اقتصاد ایران هم در زمینه رشد اقتصادی با معضل روبه‌رو است و هم در زمینه عدالت و برابری. حل معضل رشد اقتصادی از جمله مستلزم بازتوزیع اساسی ثروت اقتصادی در جامعه است. بازتوزیع ثروت اقتصادی نیز به‌نوبه خود در گرو بازتوزیع قدرت سیاسی است. آن دسته از نیروهای سیاسی فعال در انتخابات که بر حل معضل رشد اقتصادی تاکید می‌کنند از بازتوزیع ثروت اقتصادی پرهیز دارند و آن دسته از نیروهای سیاسی نیز که برای بهبود عدالت به طرزی شعارگونه بر بازتوزیع ثروت اقتصادی اصرار می‌ورزند از بازتوزیع قدرت سیاسی اجتناب می‌کنند. ایران هرگز شاهد انتخاباتی نبوده است که نیرویی مترقی به طور توأمان هم بر رشد اقتصادی و عدالت تاکید کند و هم لا‌زمه چنین تاکیدی یعنی اصلا‌حات سیاسی برای بازتوزیع قدرت سیاسی را در دستور کار خود قرار دهد و از این رهگذر برای برقراری نوعی سازش و توافق طبقاتی میان اقشار گوناگون اجتماعی که لا‌زمه حل معضل رشد اقتصادی و عدالت است اهتمام ورزد. نشانه‌ای در دست نیست که در انتخابات بعدی ریاست‌جمهوری نیز وضع به‌گونه‌ای دیگر باشد.

البته من در مواردی با او موافقم و در مواردی هم با مالجو اختلاف نظر دارم.

اجماع واشنگتنی و نقدینگی در ایران

جان ویلیامسون طراح اجماع واشنگتنی مطلب جالب توجهی نوشته که مشغول خواندن آن هستم. به گمان این مطلب یکی از زیباترین مطالب نوشته شده در مورد اجماع واشنگتنی است.

عباس شاکری استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی کتابی با عنوان تغییرات نقدینگی در ایران و تحلیل روند آن نوشته است که از سوی مرکز پژوهش های مجلس منتشر شده است. من پیشترها خلاصه آن را خوانده ام و کتاب در نوع خود جالب است.

پل کروگمن و میلتون فریدمن

دیروز پل کروگمن نوبل اقتصاد را دریافت کرد. بعضی دوستان معتقدند که دیروز روز غم انگیزی بود چراکه یک اقتصاددان کینزی نوبل اقتصاد را دریافت کرد. اما خوب این از زیبایی های علم اقتصاد و همینطور پیچیدگی های آن است که گونار میردال و فون هایک هم در یک سا نوبل اقتصاد را دریافت کردند. علاوه بر این کروگمن اقتصاددان بی نظیری است. از سوی دیگر اگر کمیته نوبل در سایر موارد رفتار درستی داشته پس اینبار هم باید رفتارش را درست تلقی کنیم. در ادامه یکی از مقالات او را که پیشتر ترجمه کرده بودم می گذارم.  میلتون فریدمن کیست؟

نویسنده: پل کروگمن. مترجم: محمدرضا فرهادی‌پور

پل کروگمن استاد دانشگاه اقتصاد پرینستون و نویسنده کتاب «اقتصاد بین‌الملل: نظریه و سیاست» که یکی از مشهورترین کتب موجود در زمینه اقتصاد بین‌الملل بدون توسل به محاسبات ریاضی است، در سال ۱۹۹۱ جایزه جان بتیس کلارک را از سوی انجمن اقتصادی آمریکا دریافت کرد. فلسفه اقتصادی کراگمن می‌تواند در مکتب نئوکینزی قرار گیرد. وی همچنین یکی از منتقدین سیاست‌های داخلی و خارجی جورج بوش است. نوشته زیر که حدود یک ماه پیش توسط کراگمن منتشر شده است ضمن تجلیل از فریدمن و بیان توانایی‌های علمی و اقتصادی او به انتقاد از برخی نظرات وی پرداخته و معتقد است همانطور که فریدمن علیه کینز قیام کرد و دست به انجام اصلاحات زد درحال حاضر نیز علم اقتصاد نیازمند یک اصلاح طلب دیگر است.

تاریخ تفکر اقتصادی قرن بیستم بی‌شباهت به تاریخ مسیحیت قرن شانزدهم نیست. پیش از انتشار کتاب تئوری عمومی اشتغال، بهره و پول توسط جان مینارد کینز در سال ۱۹۳۶، مذهب رسمی علم اقتصاد – به خصوص در زبان انگلیسی- تفکر بازار آزاد بود. اگر چه گهگاه ارتدادهایی در این مذهب صورت می‌گرفت اما این موارد همیشه ناکام مانده و متوقف می‌شد. کینز در سال ۱۹۳۶ نوشت که اقتصاد کلاسیک « – همچنانکه تفتیش عقاید مقدس، اسپانیا را تحت سلطه خویش درآورده- انگلستان را تسخیر کرده است». ادعای اصلی اقتصاد کلاسیک این بود که تقریبا پاسخ همه مسائل و مشکلات باید به نیروهای عرضه و تقاضا واگذار شود.
اما در زمان وقوع رکود بزرگ، اقتصاد کلاسیک هیچگونه تفسیر و راه‌حلی برای گذار از رکود ارائه نکرد. در اواسط دهه ۱۹۳۰ چالش‌های پیش‌روی مذهب مرسوم اقتصاد تاحدی زیاد بود و نمی‌توانست بیش از این به درازا بکشد. در این هنگام کینز نقش مارتین لوتر را ایفا نمود و با نگاه تیزبینانه خود ارتداد قابل احترامی را از مذهب رایج علم اقتصاد انجام داد. اگر چه کینز به معنای واقعی یک چپ‌گرا نبود اما برای نجات سرمایه‌داری قیام کرد، نه برای تسخیر آن بلکه نظریه او بیان می‌کرد بازارهای آزاد متضمن دسترسی به اشتغال کامل نیستند و بدین ترتیب منطق دخالت گسترده دولت در اقتصاد را فراهم نمود.
کینزینیسم یک اصلاح بزرگ در تفکر اقتصادی بود و به طور غیر قابل اجتنابی توسط یک ضد انقلاب بنیان‌گذاری شد. اما در این میان تعداد زیادی از اقتصاددانان در فاصله سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۰ تلاش‌های زیادی برای احیا، بقا و زنده نگه داشتن اقتصاد کلاسیک ایفا نمودند، اما هیچیک از آنها به اندازه میلتون فریدمن تاثیرگذار نبودند. اگر کینز مارتین لوتر بود، فریدمن هم ایگناتیوس لویولا، موسس یسوعیون بود. همانند یسوعیون، پیروان فریدمن نیز همانند یک ارتش وفادار به آرمان‌های او عمل کردند و بهتر بگوییم – به طور ناقص- در برابر ارتداد کینزینیسم جنگیدند. با پایان قرن بیستم اقتصاد کلاسیک دوباره بسیاری از نواحی تحت قلمرو سلطنتی خود را باز پس گرفت و به‌راستی بخش اعظم این اعتبار را مدیون میلتون فریدمن بود.
غایت آرزوی اقتصاد این است که علم باشد نه الهیات؛ چرا که اقتصاد مربوط به زمین است نه آسمان. نظریه کینز در ابتدا به طور گسترده‌ای انتشار یافت چرا که بهتر از اقتصاد کلاسیک به شناسایی جهان اطراف ما پرداخت و در این راه نیز موفق بود. انتقاد فریدمن از کینز نیز کاملا موثر واقع شد بدلیل اینکه به درستی نقاط ضعف کینزینیسم را شناسایی نمود. در این نوشته به برخی از اشتباهات فریدمن نیز اشاره خواهیم کرد. برای مثال در مواردی چنین به نظر می‌رسد که فریدمن با خوانندگان خود رو راست نبوده است. اما من او را همانند یک اقتصاددان بزرگ می‌ستایم.
میلتون فریدمن سه نقش عمده را در اندیشه اقتصادی قرن بیستم ایفا نمود. فریدمن اقتصاددان بود، مطالب خود را به صورت تکنیکی می‌نوشت و تحلیل‌های وی در خصوص رفتار مصرف‌کننده و تورم کمتر سیاسی بود

پل کروگمن نوبل اقتصاد را برد

پل کروگمن  اقتصاددان مطرح کینزی- امریکایی جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.

American academic Paul Krugman has won this year’s Nobel economics prize, it has been announced.

The Royal Swedish Academy of Sciences said the award recognised Mr Krugman’s analysis of trade patterns and where economic activity takes place

فلسفه اقتصادی آمارتیاسن

۴۷ مین شماره مجله اقتصاد پساوامانده منتشر شده است.

In this issue:

What would a scientific economics look like?
Peter Dorman ………………………….. download pdf ……………………………………….…..۱۶۶

Sen’s economic philosophy:
The revival of economics as a moral science
L. A. Duhs ……………………………………. download pdf …………………………………………….173

New thinking on poverty
Paul Shaffer …………………………………. download pdf …………………………………………….192

The financial crisis

How far could the US dollar fall?

Jacques Sapir …………………. download pdf …………………………………………….232

What’s in a number? The importance of LIBOR

Donald MacKenzie ………….. download pdf ……………………………………………. 237

Progressive conditions for a bailout

Dean Baker …………………. download pdf ………………..…………………………۲۴۳

Previous Entries