در مکمل بودن لیبرالیسم و دموکراسی

در مکمل بودن لیبرالیسم و دموکراسی: خوانشی از آراء هایک و بوکانان مقاله ای است از ویکتور ونبرگ. ترجمه این مقاله در شماره امروز دنیای اقتصاد ۲۰ آذر ۱۳۸۷ منتشر شده است. البته بخش دوم مقاله فردا منتشر خواهد شد. توصیه می کنم که علاقه مندان به موضوع لیبرالیسم و دموکراسی، این مقاله را از دست ندهند. البته فایل پی دی اف آن راهم تا یکی دو روز دیگر در سایت قرار می دهم.  این هم بخش ابتدایی مقاله:

ایده‌آل‌های دموکراسی و لیبرالیسم (کلاسیک) به سادگی، همراه با هم و در یک قالب کاملا هماهنگ ظاهر نمی‌شوند. طرفداران لیبرالیسم به‌منظور تضمین آزادی فردی بر ضرورت اعمال محدودیت‌های معین بر اقتدار دولت تاکید می‌کنند، و تمایل دارند با بدبینی به سیاست‌های دموکراتیک متمایل به گسترش قدرت دولت به قیمت ازدست رفتن «استقلال فردی» شهروندان بنگرند. از سوی دیگر، طرفداران دموکراسی بر اولویت اصل حاکمیت عمومی (popular sovereignty) تاکید می‌کنند و تمایل دارند خواسته‌های لیبرال را برای محدود کردن اقتدار دولت به عنوان تلاش‌هایی نامشروع برای به‌دست آوردن حقی که باید به درستی و از طریق فرایندهای دموکراتیک در مورد آنها تصمیم‌گیری شود، مورد توجه قرار دهند.اگرچه نه مباحث تئوریک و نه اسناد تاریخی، هیچ‌گونه شواهدی برای اعتقاد به این موضوع ارائه نمی‌کنند که ممکن است ایده‌آل لیبرالیسم به شکلی بهتر توسط حکومت‌های غیردموکراتیک تضمین شود، اما نمی‌توان از این حقیقت چشم پوشی کرد که رشد دولت رفاه دموکراتیک مدرن با گسترش محدودیت‌هایی بر آزادی فردی همراه بوده است و اگرچه اسناد تاریخی به روشنی نشان می‌دهند که نهادهای دموکراتیک در شرایط وجود حاکمیت قانون لیبرال از رونق بیشتری برخوردار بوده‌اند تا سایر نظام‌های سیاسی، اما معمولا اصول لیبرالی به شکلی خصمانه و در مقابل قواعد دموکراتیک مورد توجه قرار گرفته‌اند. بنابراین، ممکن است این تصور پیش آید که وفق دادن ایده‌آل‌های دموکراسی و لیبرالیسم باهم دشوار است یا همان‌گونه که این موضوع بیان شده، یک دوگانگی میان لیبرالیسم و دموکراسی وجود دارد (سامت و اشمیدر، ۲۰۰۳، ۲۱۴).فردریک هایک (۱۹۷۸، ۱۴۲؛ ۱۹۶۰، ۱۰۳؛ ۱۹۷۶، ۱۶۱) در جست و جوی روشن کردن رابطه میان این «دو دکترین»، به این حقیقت اشاره می‌کند که این دو ایده‌آل مربوط به پرسش‌های متفاوتی هستند و درواقع، اگر این موضوعات به دو پرسش خرد تقسیم شوند، این پرسش‌ها در حوزه سیاست عبارتند از: اول، دولت باید چه کارهایی انجام دهد و محدودیت‌های دولت چیست، دوم، دولت باید چگونه سازمان‌دهی شود. این موضوع کاملا روشن است که طرفداران لیبرالیسم به‌طور سنتی توجه خود را بر پرسش اول متمرکز نموده‌اند، در حالی که طرفدارن دموکراسی اصولا پرسش دوم را مد نظر قرار داده‌اند. این تفاوت، در واقع، ممکن است واکنشی به واگرایی میان این دو دکترین باشد. هنوز، همان‌گونه که در این مقاله نشان خواهم داد، اگر این‌گونه تصور شود که ایده‌آل ‌لیبرالیسم‌ با چگونگی سازمان‌دهی دولت ارتباطی ندارد، مطمئنا به دو شیوه محدود تفسیر خواهد شد، درست همان‌طور که ایده‌آل دموکراسی به‌طرز محدودی تفسیر خواهد شد اگر از این موضوع چشم‌پوشی کند که محدودیت‌های قدرت دولت چیست. در حقیقت، من با برگرفتن اندیشه‌های هایک و بوکانان در مورد این مساله، در این مقاله به‌ دنبال آن هستم که نشان دهم این یک قضیه‌ بنیادی دستوری است که بر مبنای آن، ایده‌آل‌های لیبرالیسم و دموکراسی مبتنی بر شواهد روشنی هستند، شواهدی که در هماهنگی باهم قرار دارند. به طور مشخص‌تر می‌خواهم بحث کنم که این هر دو ایده‌آل، سرانجام برمبنای همان قضیه دستوری بنا شده‌اند، یعنی اصل حاکمیت فردی و توصیه‌های نهادی مربوط به آنها می‌تواند به مثابه کاربردهای این قضیه تفسیر شود.

۴ Responses to “در مکمل بودن لیبرالیسم و دموکراسی”

  1. سلام
    سایت جدید مبارک آقای فرهادی پور، ایشالا به پای هم پیر شین!آقا اگه لطف کنین آرشیو کاملتون را بگذارید خیلخوب میشهو یه جایی جدا برای برقرای ارتباط
    ممنون موفق باشید

  2. مبارک باشه اقای فرهادی قشنگه البته برای ما که فرقی نمیکنه چون من اینجا نمیام از فید استفاده میکنم

  3. توفیق شما برادر عزیزم را از حضرت دوست خواهانم.
    لیبرالیسم را اینقدر جدی نگیر!!!!!

  4. محمد جان عزیز وب سایت جدیدت مبارک باشه. اینکه تکامل در تکنیک رو پذیرفتی و امکان بهتری برای ما ایجاد کردی جای خرسندی است. محمد علوی تبار یه مطب خوبی در مورد تفکیک لیبرالیسم از دموکراسی داره که اگه اشتباه نکنم توی نوروز کار شده (سایت مشارکت) حتما ببینش. محمد من خودم به دلیل ضعف حاد تئوریک هنوز هویتی اقتصادی برا خودم تعریف نکردم و هویتم منبعث از ذی دانشجویمه و بیشتر سلبی است و سعی می کنم بی جهت و با جهت از لیبرالیسم به شکل اروتدکسش فاصله بگیریم و البته چپ تندی نباشم و منتقد لیبرالیسم باشم که این یه ضعف برا منه ولی تو این مرحله رو حتما عبور کردی و به گمانم باید شفاف تر از هویت اقتصادیت بنویسی نهادگرایی یا لیبرالیسم؟ و یا چیزهای دیگه نمی دونم محمد هویتت اقتصادیت رو شفاف تر بنویس چون به گمان با توجه به صلاحیت علمیت توان این بازتعریف و شفافیت رو داری
    مجد سایت نوت رو تبریک می گم انشائ الله که همیشه نو به نو بشی

نظر خود را ارسال كنيد