این روزها بحث داغ محافل اقتصادی طرح تحول اقتصادی و جزء اصلی آن هدفمندی یارانهها و حذف یارانه حاملهای انرژی است. در اینکه هدفمندسازی یارانهها کار مهمی است، بحثی نیست. اما بحث بر سر این است که ناکارایی نظام اقتصادی ایران ناشی از چیست؟ ناکارایی بازار یا ناکاراییهای مجهول؟ کارایی بازار بدین معنی است که بازار موجبات تخصیص بهینه منابع را فراهم میآورد. از یکسو باید دید ناکارایی بازار چند درصد از ناکارایی نظام اقتصادی ایران را به خود اختصاص میدهد و از سوی دیگر ناکارایی مجهول چقدر از آن را؟ طرح تحول اقتصادی درپی آن است تا بخشی از مساله ناکارایی بازار را حل کند که البته باید دید آیا در این راه موفق میشود یا خیر؟ برای مثال اجرای سیاست شوک درمانی در این مسیر بهتر است یا تدریجگرایی. اما موضوعی که در این میان نباید مورد بیتوجهی قرار گیرد ناکارایی مجهول است. اقتصاددان مشهور، هاروی لیبنشتاین، ناکارایی مجهول را عدم استفاده بهینه از نیروی کار، سرمایه، تکنولوژی، ناکارایی سازمانی، تاخیر زمانی، ناکارایی جریان اطلاعات، ناکارایی چانهزنی موثر و ناکارایی همکاری کارکنان (در یک بنگاه و در نتیجه در کل اقتصاد) تعریف میکند. اینها مسائلی هستند که باید در کنار هدفمندسازی یارانهها مد نظر قرار گیرد. به عبارت دیگر درست است که نظام بازار میتواند تاحدی سازوکار تخصیص بهینه منابع را فراهم آورد، اما در این میان دو نکته اساسی باید بهدقت مورد توجه ویژه قرار گیرد.
نخست اینکه مناسبات بازار به شدت در عرصه اقتصاد از قوانین و مقررات موجود تاثیر میپذیرد. برای مثال نقش قوانین ضدتراست یا قوانین حمایت از تراستها و ایجاد انحصار میتواند منجر به ایجاد بازارهای ویژهای شود. نقش قانون به دلیل وجود انواع قراردادها در تنظیم مناسبات بازار بسیار کلیدی است. قراردادهای قانونی به توافقات بازار شکل میدهند و مداخلات قانونی موجب تغییر در رفتارهای بازاری میشود. گاهی این مقررات باعث ترویج رقابت میشوند و گاهی هم سبب تقویت انحصار و ممانعت از ایجاد شفافیت. برای مثال یک کارخانه خودروسازی را در نظر بگیرید. فرض کنید این کارخانه خودروسازی کالای خود را تقریبا بیش از دوبرابر قیمت جهانی خودرو در بازار داخلی میفروشد. خوب بهفرض که حتی با حذف یارانههای انرژی که این کارخانه از آن بهره میبرد احتمالا باید محصولاتش گرانتر شود و بازهم هزینه ناکارایی این کارخانه به دوش مصرفکنندگان داخلی تحمیل شود. اما آنچه میتواند باعث تغییر و حذف انحصارر در اختیار این کارخانه خودروسازی شود، حذف مقررات ورود خودروهای خارجی و آزادسازی بازار خودرو است. همانطور که مشخص است حذف یارانهها در شرایطی که قوانین و مقررات اقتصادی به شکل کارآمد و در جهت حمایت از حقوق مصرفکننده نباشند، تنها باعث بدتر شدن و ضایع شدن حقوق مصرفکننده میشود. تصویب و اعمال تعرفههای گمرکی در مورد خودرو، نقشی بسیار تعیین کنندهتر از پرداخت برخی یارانهها در ناکارآمدی بازار خودرو داخلی کشور دارد.
دوم، اینکه بازار و سایر سازمانهای اقتصادی از مناسبات قدرت تاثیر بهسزایی میپذیرند. درواقع بازار و نهادها و سازمانهای اقتصادی جایی برای حضور منافع رقیب و قدرتهای نامتوازنی است که حتما باید در تحلیلها مورد توجه خاص قرار گیرند. درست همین جاست که نهاد بهمثابه قواعد، هنجار، ها و رویههایی تعریف میشود که مبادلاتی بازار را نظم میبخشد. همیننهادهای و قواعد در کنار ساخت قدرت انتظاراتی را در ذهن کنشگران بازار شکل میدهند که تاحد زیادی رفتار آنان را در بازار تحت تاثیر قرار میدهد. برای مثال، همان کارخانه خودروسازی، اگر تحت حمایت منافع مسلط بر بازار باشد، صرفا هدفمند نمودن یارانهها دردی از مصرفکننده دوا نمیکند و حقوق او را به او باز نمیگرداند. اینجاست که باید کمی به فراسوی بازار و مسائل حکمرانی و شیوه حکومتگری نگریست. ساختار حکمرانی شفاف، پاسخگو و عاری از فساد است که میتواند زمینه عملکرد مناسب نهاد بازار را فراهم آورد. میکوشم حکمرانی خوب را با شیوه متفاوتی کمی توضیح دهم.
در اقتصاد نظریهای وجود دارد با عنوان فور آیز. اطلاعات (Information)، انگیزه (Incentive)، سرمایهگذاری (Investment) و نوآوری (Innovation). آی اول آی اطلاعات است که نشان دهنده لزوم وجود اطلاعات در یک جامعه است. زمانیکه حتی در مورد یک نرخ تورم، بیکاری، میزان درآمدهای نفتی و … در میان کارشناسان توافق وجود ندارد، یا نهادهای تولید کننده و منتشر کننده اطلاعات و دادهها کار خود را بهدرستی انجام نمیدهند، اولین حلقه این چهار آی میشکند. بنابراین، نبود نهادهای معتبر جهت انتشار آمار و اطلاعات یکی از اجزاء اصلی حکمرانی خوب و مفید محسوب میشود. به فرض اینکه اطلاعات مفید وجود داشته باشد، حال بحث بر سر وجود انگیزههای اقتصادی است. انگیزه سرمایهگذاری در اقتصاد ایران که مبتنیبر دسترسی به اطلاعات و دادههای مورد نیاز و همچنین ثبات سیاستگذاریهای اقتصادی و سیاسی است در شرایط فعلی چندان وجود ندارد. بنابراین، وقتی انگیزه وجود ندارد، در نتیجه سرمایهگذاریای (آی سوم) صورت نمیگیرد که بخواهیم با نوآوری (آی چهارم) روبرو باشیم. پس مساله نظم بازار و درواقع مساله بخش سیاسی و توجه به اقتصاد سیاسی بازار و دولت امر اساسی است که باید در مسیر اصلاحات اقتصادی مد نظر قرار گیرد.
فکر کنم مطلب جالی نوشتی. ولی نه با این فونت!۱
لطفا درستش کن تا بتوانیم بخوانیمش
آقای مهدی! جانا سخن از زبان ما میگویی
من که چشمم از حدقه درآمد، اشکم هم سرازیر شد ولی آخرش نتوانستم بخوانمش
امیدوارم اندازه فونتش درست شود
سلام محمد وبلاگ جدیدت “دگردیسی مشغولیتها” بسیار جذاب و پربار است. امیدوارم با این اوضاع بی سامان همیشه دلگرم نوشتن باشی ارادتمند/ کورش