امشب برای نخستین بار کتاب اصول علم اقتصاد آلفرد مارشال را دیدم و توانستم صفحاتی از آن را بخوانم. کتاب با این جمله آغاز میشود: “اقتصاد سیاسی یا علم اقتصاد مطالعه نوع بشر در تجارت معمولی زندگی است؛ اقتصاد سیاسی یا علم اقتصاد بخشی از کنش فردی یا اجتماعی را بررسی میکند که بیشتر با اکتساب و بهکارگیری شرایط لازم برای رفاه ارتباط دارد”. پس از خواندن این جمله به این فکر فرو رفتم که علم اقتصاد و مفهوم آن از آن زمان تاکنون چقدر تغییر کرده است. بهیاد دارم که جفری هاچسون در مقالهای نوشته بود با توجه به معیارهای فعلی علم اقتصاد و دانشکدههای اقتصاد آلفرد مارشال هرگز نمیتوانست در دانشکدههای اقتصاد صاحب شغل (تدریس) شود. ماجرا از این قرار بود که در کمتر از نیم قرن بعد، مفهوم علم اقتصاد به شکل چشمگیری تغییر کرد. لیونل رابینز در کتاب خود با عنوان “رسالهای در باب ماهیت و مناسبت علم اقتصاد” (۱۹۳۲) به باز تعریف مفهوم و موضوع علم اقتصاد پرداخت. او مفهوم و موضوع علم اقتصاد را “علم انتخاب فردی” تعریف کرد. بازتعریف رابینز از علم اقتصاد زمانیکه پل ساموئلسون کتاب پرفروش خود، “علم اقتصاد” را در ۱۹۴۸ منتشر کرد، بیشتر ترویج یافت. پس از این بود که مساله علم اقتصاد تبدیل به تخصیص منابع کمیاب میان گزینههای مختلف شد، و به مثابه موضوع جهانشمول انتخاب فردی در جهان کمیابی درآمد. درواقع بهجای کل نظام تولید و تخصیص منابع زندگی، انتخاب فردی به تنهایی تبدیل به سنگ زیرین نظریه اقتصاد شد. پس از این بود که موضوع و مساله علم اقتصاد بررسی و تحلیل هر پدیدهای شد که ناشی از انتخاب فردی با توجه به ترجیحات معین است. البته بر این اساس نتایج رفتار فرد را میتوان با توجه به تابع مطلوبیت مشخص او که با محدودیتها و کمیابیهای مشخصی روبرو است، پیشبینی کرد. به عبارت دیگر تفاوتی که در این دو تعریف وجود دارد این است که در تعریف مارشال علم اقتصاد لزوما از فرد شروع نمیشود و در تعریف رابینز علم اقتصاد صرفا از فرد و انتخاب فردی شروع میشود.
البته سالها بعد بود که این رویکرد جدید میتوانست برای هر پدیدهای که در آن مساله انتخاب با توجه به تخصیص منابع کمیاب پیشرو باشد، مورد استفاده قرار گیرد. بر همین اساس بود که گری بکر، برنده جایزه نوبل، رویکرد اقتصادی را برای تحلیل پدیدههایی اجتماعی مانند ازدواج، طلاق، عشق، ولنتاین، رابطه جنسی و … بهکار گرفت. البته بعدها کسانی همین رویکرد را برای تحلیل مذهب، خودکشی، و حتی رفتار جانداران غیرانسان مورد استفاده قرار دادند. جامعهشناسان و روانشناسان به شدت تحت تاثیر این رویکرد قرار گرفتند بهگونهای که امروزه در ژورنال انجمن جامعهشناسی امریکا کمتر مقالهای پذیرفته میشود که از این رویکرد برای تحلیل مساله مورد نظرش استفاده نکرده باشد. همینجا بود که مساله امپریالیسم علم اقتصاد مطرح شد.