کسانی که دانش دارند، پیش بینی نمی کنند. کسانی که پیش بینی می کنند، دانش ندارند.
علم، پیش بینی است.
سوال: اقتصاددانان پیش بینی می کنند یا خیر؟ پس آیا اقتصاد علم است؟
کسانی که دانش دارند، پیش بینی نمی کنند. کسانی که پیش بینی می کنند، دانش ندارند.
علم، پیش بینی است.
سوال: اقتصاددانان پیش بینی می کنند یا خیر؟ پس آیا اقتصاد علم است؟
پرسش پیشروی من بسیار ساده است: چرا هر زمان که بازار جهانی با رونق روبرو میشود، خودروسازان ایرانی نیز از این رونق بهره میبرند، اما هر زمان که رکود و بحران دست به گریبان بازار جهانی میشوند خودروسازان ایرانی به هیچ وجه تحت تاثیر قرار نمیگیرند و شاید هم در پی تصاحب سود بیشتر باشند. جنرال موتورز، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خودرو در جهان در طی چند ماه گذشته ۲۲ هزار نفر از کارکنان خود را به شکل محترمانه (بازخرید) اخراج کرده و با افت قیمت تولیدات خود در بازار و همچنین زیان ۱۵ میلیارد دلاری روبرو بوده است. تویوتا، دیروز، به مدت یازده روز تمام کارخانههای خود را در ژاپن تعطیل کرد تا به نوعی در مقابل بحران برنامهریزی کند. اما سایپا و ایران خودرو و … پیشفروشهای خود را اعلام کردند و قیمت کالاهایشان نه تنها کاهش نیافته که افزایش هم یافته است. برای مثال به کسانی که ال ۹۰ ثبت نام کرده بودند گفتهاند که بیایید و پولتان را پس بگیرید. (البته دلیل این کار کاملا مشخص است) خودورسازان داخلی در زمان رونق بازار، میگویند ما مواد اولیه خود را در شرایط رونق خریدهایم و خرید مواد اولیه ما به روز است، بنابراین محصولات ما نیز از افزایش قیمت جهانی تاثیر میپذیرد. اما در زمان کود میگویند ما بیش از یک یا دو سال پیش مواد اولیه خود را با قیمت بالا خریدهایم و از افت قیمتهای جهانی هیچ بهرهای نبردهایم. چند روز پیش رادیو میگفت راهنمایی و رانندگی گفته است که اگر تا پایان سال بعد خودروهای خودروسازان داخلی به سیستمهای مدرن مجهز نشوند اسامی آنان را اعلام میکنیم. این گفته فارغ از هر معنایی یک معنای روشن دارد و آن این است که اگر تا سال بعد هر انسانی به دلیل عدم امنیت خودور داخلی خود بمیرد اشکالی ندارد. انحصار چندجانبه خودروسازان داخلی که با وضع تعرفههای گمرکی زیاد از سوی دولت در برابر رقبای خارجی نیز حمایت میشوند به آنها این امکان را میدهد تا هر طور که بخواهند در بازار عمل کنند. البته این هر طور عمل کردن آنها، از عدم تعبیه سیستمهای ایمنی مدرن در خوردوها و کیفیت نازل آنها گرفته تا عدم تاثیرپذیری از کاهش قیمت جهانی را در بر میگیرد. حال یک پرسش دیگر این است که گیریم یارانهها هدفمند شد. اما آزادسازی بازار خودرو و ورود رقبای خارجی به بازار میسر نشد؛ آیا تغییری در وضعیت خودروسازان داخلی ایجاد میشود؟ آیا آنها همانطور که از رونق بازار سود میبرند از زیان بازار هم ضرر خواهند کرد؟ بنابراین طرح تحول اقتصادی پیش از آنکه نیازمند هدفمندسازی یارانهها باشد باید به دنبال آزادسازی بازار صنایعی باشد که صرفا برمبنای حمایتهای دولت سرپا ایستادهاند و حاضر به ایجاد هیچگونه تغییری هم در وضعیت خود نیستند. مساله محدودیت ملایم بودجه، ناکاراییهای قیمتی ، سازمانی و مجهولی که خودروسازان داخلی به همراه تمامی شرکتهای دولتی از آن نفع میبرند هرگز اجازه نمیدهد تا هدفمندسازی یارانهها به نتیجه مطلوب برسد.
مشتریمداری برای نظام بانکی ایران امری ناشناخته و غریب است. امروز پس از مدتها به بانک ملت مراجعه کردم. قصد آن داشتم تا تائیده امضاء بگیرم و ضامن کسی شوم. رئیس شعبه بانک ملت میگفت که ما امضای مشتری را صرفا برای یک شعبه دیگر از بانک ملت تائید میکنیم و نه برای سایر بانکها. پرسش من این بود که بانکها از طریق سیستم شتاب با هم ارتباط دارند و صرفا تائید یک امضاء نباید هزینهای داشته باشد. او معتقد بود که این کار غیرقانونی است. البته ترجمه محترمانه این غیرقانونی بودن یعنی اینکه براساس بینش نظام بانکی تمام مشتریان رفتار غیراخلاقی داشته و قصد اغفال این نظام را دارند مگر خلاف آن اثبات شود. به عبارت دیگر مشتری میتواند سالها پولش را در نظام بانکی بگذارد، بانکها حالشو ببرند بعد هم اگر مشتری رفت و گفت حالا تائید کنید که این حساب مال من است میگویند زکی. تو دیگه کی هستی، تو همون دزد دیروزی هستی. که زدی دل نظام بانکی رو شکستی. از این رهگذر، مشتریمداری به مشترینمداری تبدیل میشود. جالب بود که رئیس شعبه در نهایت که نتوانست از نظر منطقی مرا قانع کند گفت شما به بانک مرکزی بروید و درخواست تغییر قانون را بدهید. این هم از آن حرفهایی است که در قرن بیستویک نمونهاش را فقط میتوان در جنگل یا در گینه بیسائو یافت. استدلال دیگر رئیس شعبه که خیلی مسخره و توهینآمیز بود عبارت بود از اینکه اگر فردا فردی که ضامن او شدهاید اقساط را پرداخت نکرد ما باید پول را از حساب شما به بانک مثلا ملی واریز کنیم. گفتم خوب در ازای این کار کارمزد خود را هم کم میکنید و بدون شک سود آن از گرفتن پول آب و برق و گاز بیشتر است. ناگهان مدیر شعبه عصبانی شد و مرا بیرون کرد. خلاصه اینکه فهمیدم اگر پسرخالهام در بانک ملت بود این مشکل برای من پیش نمیآمد. اگر یک آبدارچی بانک ملت را میشناختم این مشکل حل میشد. اما اگر مشتری خوبی باشم، دزدی بیش نیستم مگر خلاف آن اثبات شود. و اینگونه بود که فهمیدم در بانک ملت و ملی و … هم از اون بالا کفتر میایه.
پس از آنکه مدتی پیش روزنامه دنیای اقتصاد نوشتهای درباره کارل پولانی چاپ کرد، گذشته از میزان اعتبار مطالب مطرح شده در آن نوشته، مساله مهم این بود که در میان اقتصاددانان ایرانی پولانی چندان شناخته شده نیست. البته معرفی پولانی هم کار چندان سادهای نیست. از این رو به سراغ کتاب ۵۰۰ اقتصاددان مخالف رفتم و زندگینامه نوشته شده پولانی توسط جفری هاچسون را ترجمه کردم. البته آن مطلب را برای روزنامه دنیای اقتصاد میفرستم. اما در میان آراء پولانی یک مساله جالب وجود دارد و آن رویکرد وی برای تعریف علم اقتصاد است.
پولانی در بحث خود میان دوگونه اقتصاد تمایز قائل میشود. از نظر او در یکسو علم اقتصاد واقعی قرار میگیرد که با تهیه و تدراک نیازهای انسانی از طریق کنش و کنش متقابل اقتصادی سروکار دارد و در سوی دیگر، علم اقتصاد صوری قرار دارد که مبتنی بر یک مدل عقلانیت هدف- وسیلهای است که به اقتصادی کردن رفتار در وضعیت کمیابی و به نوع خاصی از حسابگریهای بازار راجع میشود. به عبارت دیگر مفهوم اقتصاد در حالت عام آن به قلمرو معیشت مادی اطلاق میشود و در حالت خاص آن به یک شیوه کردار عقلانی. از نظر پولانی ویژگی بازر جامعه بازار مدرن، تلفیق این دو نوع تلقی از اقتصاد است. به نظر میرسد که در متون جدید، بازار بر نهاد اقتصاد دلالت دارد و نه بر یک شکل خاص از میان شکلهای مختلف تهیه و تامین معیشت مادی. البته با اهمیت یافتن مبادلات بازار در ارتباط با سازماندهی اقتصادی به شکل مدرن آن، عقلانیت بازار نیز بر شیوههای مدرن اندیشهورزی درباره کنش و انگیزش اقتصادی استیلا مییابد. (منبع: کتاب جامعه بازار)
چندی پیش دو روز را با دو کارشناس فن آوری اطلاعات دولت کره جنوبی گذراندم. می گفتند معلمان در کشور کره جنوبی در میان کارمندان دولت بیشترین حقوق را دریافت می کنند. گفتم در کشور ما همینطور است.
برنارد شاو: آنها که می توانند کاری انجام می دهند و آنها که نمی توانند کاری انجام دهند تدریس می کنند.