هدفمندسازی یارانه ها=نقدی کردن یارانه ها؟

هنوز به درستی متوجه نشده­ام که در طرح تحول اقتصادی بحث بر سر هدف­مندسازی یارانه­ها است یا مشاجره بر سر نقدی­کردن یارانه­ها؟ هدف­مندسازی یارانه­ها به این معنی است که در شرایط فعلی یارانه­های پرداختی هدف­مند نبوده و باید شرایط و ابزار لازم به کار گرفته شوند تا یارانه­ها به دست گروه­های هدف برسند. به عبارت دیگر تا این­جا هیچ بحثی از نقدی­کردن یارانه­ها نیست. اما منطق ساده­ و نئوکلاسیکی ماورای نقدی­کردن یارانه­ها این است که در شرایط پرداخت یارانه­های غیرنقدی، ممکن است مصرف­کننده با یارانه دریافتی غیرنقدی نتواند مطلوبیت خود را حداکثر نماید. بنابراین پرداخت یارانه به صورت نقدی به مصرف­کننده اجازه می­دهد تا هرجور که می­خواهد و براساس اطلاعات و عقلانیت کامل خود یارانه­های نقدی را هزینه کند که در نتیجه مطلوبیت او حداکثر می­شود. استدلال ساده و روشن است: انسان اقتصادی عاقل است، اطلاعات کامل در اختیار دارد و محدودیت­های پیش­روی خود را بهتر از سیاست­گذاران اقتصادی می­شناسد، پس به بهترین شکل عمل می­کند تا مطلوبیت خود را حداکثر نماید. پای اصلی استدلال پرداخت یارانه نقدی، ایده نئوکلاسیک انسان همه­چیزدان اقتصادی است و اندیشه نئولیبرال کوچک­سازی دولت. اما بحث من جدای از موافقت یا مخالفت با مباحث فوق این است که معمولا یارانه به کسانی پرداخت می­شود که با مشکلاتی روبرو هستند و از عهده تامین همه کالاها و خدمات مورد نیاز با درآمد قابل تصرف خود بر نمی­آیند، پس دولت وارد کارزار اقتصادی می­شود و به آنها یارانه می­دهد. اما چرا غیرنقدی؟ باز هم این­که من طرفدار یا مخالف پرداخت یارانه نقدی یا غیرنقدی هستم بماند؟ یعنی دولت با ارزان­فروشی این کالاها شرایطی را فراهم می­آورد تا این ناتوانان در استفاده از این کالاها بتوانند از آنها استفاده نمایند. اما مشکل درست همین­جا و با ورود سوارکاران مجانی که از بد حادثه آنها نیز عاقل هستند بروز می­کند چراکه آنها به سبب عقلانیت خود موج سواری را خوب بلدند و از این شرایط کام می­گیرند. البته در مواردی مانند نان آنها به طریقی کام می­گیرند: برای مثال برای یک ثروتمند صاحب گاوداری می­صرفد که به جای خرید نان خشک، از نانوایی برای گاوهای خود نان تازه بخرد. یا در مورد بنزین: از نظر روانی همین­که فردی نمی­تواند از سهم خود از یکی از ارزان­ترین کالاهای جامعه استفاده کند باعث آزار و اذیت او می­شود و البته در این مورد ثروت­مندان بیشتر سواری مجانی می­گیرند. (شاید یک راه­حل برای بنزین این باشد که به تمام خانوارهای ایرانی یک کارت سوخت بدهند تا آنها که خودرو ندارند بتوانند سهم بنزین خود را به ثروت­مندان بفروشند و یارانه خود را با یک واسطه به صورت نقد دریافت کنند؟ ). اما به دلیل پدیده سواری مجانی در هنگام پرداخت یارانه غیرنقدی، اذهان به سوی پرداخت یارانه نقدی منحرف می­شود. بعضی کارشناسان معتقدند که اگر بتوانیم خانوارهای نیازمند و برای مثال فقرا را شناسایی کنیم بهتر است که یارانه به همان صورت غیرنقد پرداخت شود. در مقابل این استدلال، گروهی دیگر می­گویند که شناسایی فقرا می­تواند از نظر روانی بر روی آنها تاثیر منفی بگذارد. پس بهتر است که به سراغ گزینه یارانه نقدی برویم. اما یارانه نقدی که برای مثال در جامعه با ساختار فرهنگی ایران صرفا به دست پدر می­رسد آیا می­تواند مطلوبیت فرزندان او را نیز حداکثر نماید. اگر پدر معتاد باشد چه می­شود؟ اگر مادر مریض باشد و فرزند معتاد چه می­شود؟ اگر برادری و دوخواهر باشند چه می­شود؟ فرض کنید خانواری می­توانسته هر روز از شیر یارانه­ای استفاده کند. اما با پرداخت یارانه نقد آنها به سراغ آروزی دیرین خود یعنی خوردن پیتزا در شمال شهر می­افتند و یک­شبه نیمی از یارانه نقدی خود را مصرف می­کنند. بنابراین آنها شیر کمتری مصرف خواهند کرد. حال برای جامعه کدام یک از این دو گزینه اولویت دارد: یک شب در شمال شهر بودن و پیتزا خوردن یا هر روز شیر خوردن. اصلا این موضوع باید برای جامعه مهم باشد یا برای فرد؟ آیا جامعه می­تواند به جای فرد تصمیم بگیرد یا خیر؟ برای خود من مساله لحظه به لحظه پیچیده­تر می­شود. می­توان این مساله را از زوایای مختلف بازتر و پیچیده­تر کرد. اما به گمان استدلال ساده ماورای یارانه­های غیرنقدی این است که انسان اقتصادی عقلایی نیست. سیاستگذار اقتصادی عجب وظیفه دشواری بر عهده دارد.  

One Response to “هدفمندسازی یارانه ها=نقدی کردن یارانه ها؟”

  1. اشاره شما به منطق ساده و نئوکلاسیکی صحیح نیست.قضیه به ترتیبی که طرح کرده ای مطرح نیست.
    واقع قضیه این است که “انحصارگر بزرگ ” هر چندگاهی هزینه های ناکارایی و تخصیص های غیراقتصادی خود را الزامن فرافکنی نموده و بصورت تورم فقر وعقب افتادگی از محیط اجتماعی تحت اداره اخذ مینماید.در این راه هر ابزار تئوریکی که وافی منظور به نظر برسد نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
    در حالیکه منطق نظری بازار های آزاد مبتنی بر رقابت منصفانه عوامل مبتنی است و اساس ایده غیر ضرور بودن هر نوع یارانه و اولویت نسبی یارانه نقدی در برابر یارانه غیر نقدی _از لحاظ اقتصادی _ صرفن در شرایط استقرار نسبی نظام بازار های رقابتی مفهوم و معنادار است . طرح این ایده توسط انحصارگر بزرگ چیزی بیش از پوششی ظاهری برای فرافکنی پیش ذکر شده نیست.

نظر خود را ارسال كنيد