سال ۱۳۸۷ در حالی به پایان خود نزدیک میشود که شاید اقتصاد ایران دیگر چنین روزهایی را هرگز به خود نبیند. وقایع اقتصادی این سال تاثیرات مهمی بر آینده اقتصاد ایران خواهد داشت و توجه و شناخت دقیق آنها میتواند در سال ۱۳۸۸ راهگشای سیاستگذاری اقتصادی باشد. در سال ۱۳۸۷، قیمت نفت در اردیبشهت ماه به ۱۱۷ دلار برای هر بشکه رسید و اگرچه احمدینژاد آن را عددی فریبنده میدانست، این دلارهای نفتی بود که به اقتصاد ایران سرازیر شد. اما این آخرین رکورد قیمت نفت نبود و قیمت نفت در تیر ماه ۱۳۸۷ به ۱۴۰ دلار برای هر بشکه رسید و همگان منتظر بودند تا آقای احمدی نژاد آن را بر سر سفرههای مردم بیاورد. مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران اعلام کرد که درآمد نفت در ۵ ماهه اول سال ۵/۲۹ میلیارد دلار بوده است. اما پس از آن بود که قیمت نفت سیر نزولی خود را آغاز کرد و برای نخستین بار پس از شروع سال به ۱۰۵ دلار کاهش یافت. اما در آبان ماه بود که قیمت نفت به ۵۶ دلار رسید و پس از آن نیز همچنان به سیر نزولی خود ادامه داد و به کمتر از ۴۰ دلار رسید. رئیس کل بانک مرکزی میگفت در صورت ادامه کاهش قیمت نفت، درآمد ارزی ایران ۵۴ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت که احتمالا همینطورهم شده است. آنچه مسلم است با داشتن چنین درآمد نفتی نه دولت احمدی نژاد که هر دولت دیگری نیز بخش عمده منابع بودجه خود را از ذخایر ارزی تامین میکرد که البته در دولت نهم نیز همینگونه شد. در بودجه سال ۱۳۸۷ نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار صادرات نفت وجود داشته است. در نتیجه همین امر، واردات نیز بسیار زیاد بود، ۶۰% واردات هم کالاهای مصرفی بود که قرارداد ورود ۶ میلیون تن گندم شاخصترین آنها بود. در ماه هشتم سال رقم واردات برابر با ۳۸ میلیارد دلار بود. گزارشات دیوان محاسبات و مجلس در خصوص انحرافات بودجهای دولت و ورود غیرقانونی بنزین نیز راه به جایی نبرد.
از همان آغاز سال ۱۳۸۷ میان متولیان بازار کار و بازار پول بحثی به وجود آمد که تا پایان سال نیز این مباحثات ادامه داشت: در اوایل اردیبهشت ماه بود که محمد جهرمی در یک نامه جنجالی، بانک مرکزی را به اعمال سیاستهای ضد تولیدی محکوم کرد. در این میان داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد نیز با انتقاد شدید از سیاستهای دولت استعفا داد و حسین صمصامی جای او را گرفت تا هماهنگی بیشتری در تیم اقتصادی دولت ایجاد شود. رئیس جمهور نیز در این روزها به شدت در عرصه سیاستهای پولی دخالت میکرد و از مخالفین کاهش نرخ سود بانکی خواست تا اگر نمیتوانند این موضوع را بپذیرند میدان را خالی کنند و از سر راه او کنار بروند. بعد از این بود که وزیر کار در نامهای از رئیس جمهور خواست یا او یا مظاهری را برکنار کند که البته منظورش این بود که مظاهری را برکنار کند. به هر حال مظاهری هم رفت تا تیم اقتصادی دولت نهم یکدستتر شود و در نهایت، رئیس جدید بانک مرکزی در در دی ماه خبر از تعدیل سیاستهای نظارتی بانک مرکزی داد و این یعنی رسیدن جهرمی به خواستههایش. از دیگر مباحثات میان وزارت کار و بانک مرکزی، طرح بنگاههای زود بازده بود که سرانجام هم نتیجه آن مشخص نشد.
در سال ۱۳۸۷، نرخ تورم، در برخی محلات مانند نارمک پایین بود، اما بانک مرکزی در گزارش تیرماه خود اعلام کرد که نرخ تورم به ۲۱ درصد رسیده است. البته رئیس جمهور معتقد است که این نرخ اشتباه است. جالبتر این بود که نرخ تورم پس از آن از سوی بانک مرکزی ۲۷ درصد اعلام شد و در آبان ماه هم به ۳/۲۴ درصد رسید. البته آخرین مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور باز هم حاکی از آن بود که ایشان میگفت براساس سبد کالایی مورد نظر ما نرخ تورم خیلی پایین است.
در سال ۱۳۸۷ دولت در راستای دستیابی به اهداف خود، هیات امنای صندوق ذخیره ارزی را منحل و وظایف این هیات را به کمیسیون اقتصادی دولت محول کرد. البته این واقعه چندان شگفتآور نبود چراکه ۱۸ شورای مختلف اعم از پول و اعتبار، عالی تامین اجتماعی و … نیز منحل شده بودند تا امورات مملکت بهتر اداره شود. سازمان برنامه نیز پس از ۶۰ سال سابقه تغییر شکل داد و معاونت راهبردی و برنامهریزی ریاست جمهوری نام گرفت تا روسای سازمان برنامه و بودجه در استانها به معاون استاندار تبدیل شوند و این باز هم یک قدم جدی به سوی عدم شفافیت بودجه بود. چندین بار هم نمایندگان مجلس در برابر خواست دولت برای برداشت از حساب ذخیره ارزی برای خشکسالی و خرید بنزین مخالفت کردند.
در این سال و در مرداد ماه، شمسالدین حسینی از مجلس رای اعتماد گرفت و به وزارت اقتصاد رسید که همان روزها دولت و بانک مرکزی بر سهم سهم تورم وارداتی در تورم داخلی بحث داشتند. پس از این امر، و با اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده، میان بازار و دولت تضاد شدیدی در گرفت که در نتیجه آن اصناف و بازاریان در بازارهای طلا، فرش و پارچه در تهران، تبریز و اصفهان بازار را تعطیل کردند. این اعتصابات چهار روز ادامه داشت و نتیجه هم از قبل مشخص بود. هیچکس یارای آن را ندارد تا در برابر قدرت بازاریان ایرانی مقابله کند. پس از آن قانون مالیات بر ارزش افزوده لغو شد تا پس از طی مراحلی دوباره به اجرا در بیاید که هنوز تا پایان سال تکلیف آن مشخص نشده است.
در خرداد ماه سال ۱۳۸۷، محمدرضا باهنر نخستین کسی بود که هرچند یار احمدینژاد بود اما شدیدا از عملکرد دولت انتقاد کرد. البته مظاهری هم پیش از او این کار را کرده بود. اما زمانیکه مراجع و علما از گرانیها انتقاد کردند احمدی نژاد واکنش تندی به این انتقادات نشان داد و آنها را نپذیرفت و گفت در محله ما همه چیز ارزان است. نرخ تورم باز هم به بحث روز روزنامهها و محافل اقتصادی تبدیل شد. گرفتاریهای اقتصاد ایران در این سال کم بود که بحران مالی جهانی نیز به آن اضافه شد. احمدینژاد از اقتصاددانان حوزه و دانشگاه یاری طلبید تا تبعات بحران برای اقتصاد ایران کاهش یابد و در اواخر سال بود که کارگروهی برای مقابله با بحران در دولت تشکیل شد.
شاید مهمترین و آخرین واقعه اقتصادی سال ۱۳۸۷ بحث هدفمندسازی یارانهها و حذف یارانه حاملهای انرژی بود که احمدینژاد قصد اجرای آن را داشت. اما مجلس این لایحه را رد کرد و هدفمندسازی یارانهها ماند برای دولت بعد. علت رد این لایحه بیشتر سیاسی بود تا اقتصادی. در مجلس دلار ۹۵۰ تومانی در کمیسیون تلفیق تصویب شد و یک جنگ لفظی میان رئیس جمهور و رئیس مجلس در گرفت.
سال ۱۳۸۷ با انبوهی از وقایع اقتصادی به پایان میرسد و سال ۱۳۸۸ شروع خواهد شد. آنچه مسلم است در سال ۱۳۸۸ درآمدهای نفتی مانند سال گذشته نخواهد بود. برای مثال در سال ۱۳۸۷ سهم صادرات نفت در بودجه ۷۰ میلیارد دلار بود که در سال ۱۳۸۸ به ۳۰ میلیارد دلار کاهش خواهد یافت و دولت باید برای تحقق درآمدهای خود راهحلهای جدیدی را بیابد. یکی از این راهحلها اعلام مالیات جدیدی است با عنوان مالیات بر تسعیر داراییها و بدهیهای ارزی بانک مرکزی، که کارشناسان معتقدند این مالیات توجیه اقتصادی ندارد. ظاهرا پیش بینی دولت آن است که از این راه نزدیک به ۳ میلیارد دلار درآمد کسب کند. البته بحث بر سر بودجه و شفافیت کمتر آن نیز مطرح است. بدعت و نوآوری دولت برای بودجه ۱۳۸۸ در قالب ۳۹ ردیف و ارائه آن به مجلس، نه تنها از شفافیت بودجه کاسته، بلکه پاسخگویی را نیز کمتر خواهد کرد. این عدم شفافیت نیز دست سیاستمدار را برای دنبال کردن سیاستهایش بازتر میگذارد که این امر حاکی از محدودیت ملایمتر بودجه است. در بودجه سال ۱۳۸۸ پیشبینی شده که دولت از محل فروش شرکتهای دولتی ۵۵ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کند که به نظر میرسد کمی بحث برانگیز باشد. عملکرد دولت در سال گذشته نشان میدهد که دستیابی به چنین هدفی دشوار است.
در سال ۱۳۸۸ و در ادامه نیمه دوم سال ۱۳۸۷، بازار مسکن با رکود همراه خواهد بود و اقتصاد ایران دستبهگریبان تورم. البته انتخابات ریاست جمهوری نیز بر حوزه اقتصاد سایه افکنده و باید تا خرداد ماه منتظر ماند و دید که چه بر سر اقتصاد میآید. خوش به حال دندانپزشکان که ناشی از گرانی فقط به خودشان فکر میکنند و وای به حال اقتصاددانان که ناشی از تورم باید به جامعه فکر کنند.
سال خوب و سبزی داشته باشید.