عقلانیت فردی؛ عقلانیت جمعی

رابطه حزبی و کنش سیاسی را می­توان به سه روش تشریح کرد. اول؛ احزاب از این نظر که اشکال معینی از رفتارها را در میان پیروان خود ترویج می­کنند و هم­چنین از نظر میزان درگیری رهبران سیاسی­شان در انواع مختلفی از فعالیت­های سیاسی با هم تفاوت دارند. هویت حزبی می­تواند انگیزه مستقیمی برای مشارکت سیاسی در انتخابات باشد، و اعضای حزب هم معمولا سعی می­کنند در راستای خواسته­ها و انتظارات رهبران حرب قدم بردارند. دوم؛ اعضای احزاب مختلف، احتمالا، ترجیحات متفاوتی نیز در مورد کالاهای عمومی و اهداف سیاستی دارند. برداشت­های افراد حزب از اثربخشی بالقوه و اخلاقی بودن رفتار سران حزب برای دست­یابی به این اهداف متفاوت است. از این­رو می­توان تفاوت­های رفتاری احزاب را براساس انگیزه­های مرتبط با کالاهای عمومی توضیح داد که انگیزه مشارکت را در افراد بیشتر می­کند. سوم؛ سایر انگیزه­های مادی، اجتماعی و روان­شناسی نیز می­تواند به هویت حزبی و مشارکت سیاسی مرتبط باشند؛ برای مثال ممکن است اعضای احزاب مختلف برداشت­های متفاوتی از آسیب ناشی از مشارکت در فعالیت­های اعتراض­آمیز داشته باشند. اما در این میان به گمان من مساله کالاهای عمومی از اهمیت زیادی برخوردار است. البته کالاهای عمومی فقط کالاهای عمومی مانند پارک و تلفن عمومی نیستند؛ بلکه نارضایتی از سیاست­های مختلف یک دولت و اثبات هر روزه شهروند بودن، در خصوص مشارکت سیاسی در انتخابات بسیار مهم تلقی می­شوند. برای مثال در کشوری مانند آلمان حزب سبز از این­که دولت برای امور نظامی پول هزینه کند ناراضی خواهد بود و برای نشان دادن مخالفت خود با این سیاست در انتخابات شرکت می­کند. به عبارت دیگر میزان مطلوبیت و رضایت فردی­ شهروندان از سیاست­های مختلف دولت می­تواند انگیزه­ای برای حضور در انتخابات باشد. اما از سوی دیگر، براساس نظریه کنش و رفتار عقلایی تقاضا برای کالاهای عمومی لزوما منجر به مشارکت سیاسی اعضای یک حزب نخواهد شد: به دلیل مساله سواری مجانی از یک سو و ناامیدی آنان از موفقیت کنش جمعی. در مورد دوم؛ ابتدا افراد باید مطمئن شوند که کنش جمعی و مشارکت در انتخابات موفق خواهد شد. اما مشخص است که حتی احتمال قوی برای موفقیت­آمیز بودن کنش جمعی مشارکت سیاسی در انتخابات، انگیزه لازم برای حضور در انتخابات را به تنهایی برای فرد فراهم نمی­کند. مساله سواری مجانی وارد عمل می­شود و همین امید موفقیت در انتخابات پای بسیاری را برای حضور در آن سست می­کند. اما حداقل دو مساله می­تواند بر سواری مجانی غلبه کند: برداشت فرد از این­که او می­تواند تاثیرگذار باشد و در کنش جمعی نقش به­سزایی ایفا کند؛ تشویق همگانی برای حضور در انتخابات یا همان “عقلانیت جمعی”. در حالی­که عقلانیت فردی در انتخابات دلالت بر سواری مجانی می­کند، عقلانیت جمعی دال­بر حضور و مشارکت در انتخابات و نقض مساله پارادوکس رای­دهندگان است. به عبارت دیگر این­جا اعضای یک حزب به این نتیجه می­رسند که وحدت جمعی­شان می­تواند عامل موفقیت­شان برای دست­یابی به کالاهای عمومی مورد نظرشان باشد: این کالای عمومی می­تواند هر چیزی باشد.   

نظر خود را ارسال كنيد