خاتمی رفت و اصلاحات که روزگاری ناکام مانده بود، البته به کمک مردانی همچون عباس عبدی، اکبر گنجی و ابطحی که پس از خرداد ۷۶ با هاشمی رفسنجانی همان کاری را کردند که تاریخ ایران با پیشینیان می کند، برای همیشه نابود شد. البته از خاتمی آبی برای اصلاحات گرم نمی شد. در کتاب سقوط اصفهان جملاتی هست:
او مردی خوب و انسان بود، اما این خوبی که کسی را به سزای اعمالش نمی رساند، به همه چیز آسیب می رساند.سود این نوع خوبی بیشتر نصیب بدکاران می شود که به مجازات اعمال خود نمی رسند، تا مردمان درست کار که امید به اجرای عدالت از آنان سلب می شود. او در حق کسی بدی روا نمی داشت و بدین سان، در حق همه بدی می کرد.
به نظرم دوستان لیبرال باید منتظر شامی باشند که صادق الحسینی وعده کرده است به ما بدهد.
با تحلیل شما و همینطور کاتالاکسی موافق نیستم.
متاسفانه شما توجه ندارید که در فاصله بین اعلام آمائگی خاتمی تا اعلام آمادگی موسوی چه وقایعی رخ داد. و به خاطر همین بی توجهی دچار تحلیل غلط و به دنبال آن نتیجه گیری های غلط هستید.
درود
ِیعنی من دو ساعته دارم فکر میکنم الان آقای الحسینی باز هم میخواهند در مورد انتخابات سناریو بنویسند یا نه؟ البته بیشتر میخواهم بدونم حالا که سکند بست نداریم، فرست بست هم ممکنه رای نیاره، ایشون با اون طبقه متوسط رو به بالایی که میخواهند به اون کاندیدایی که سکند بست به خاطرش کنار رفته رای بدهند میخواهند چی کار کنند؟؟ یعنی واقعا مطمئه الان فرست بست رای میاره؟ (به نظرم یک نگاهی به آدمها و اطرافشون بندازند و ببینند بقیه میخواهند به کی رای بدهند بد نیست) بعدش هم دارم به این فکر میکنم که ما چه بدبختیم تو این مملکت به خدا که فرست بست امون … راستی من از طبقه پایین رو به پایین هستم و به پرزنت پرزیدنت رای میدهم
سلام غریبه
گمان نمیکنم من تحلیل از رفتن خاتمی ارائه کرده باشم. من فقط بر ۸ سال حضور او یک جمله معترضه نوشتم و اگر هم نقدی کرده باشم بر دوستان اوست.
شما که آگاهی دارید بگوئید تا من و ما هم بدانیم طی این مدت یعنی آمدن خاتمی و بعد موسوی چه شده است؟
سلام اخوی
مدتی پیش سایت خبری عصر ایران نظرخواهی در مورد موافق بودن یا مخالف بودن حضور خاتمی نوشته بود که بی ارتباط با مطلب شما نیست و من نظرم رو اینطور نوشتم
با سلام
همه می دانیم که شخصی که مصالح و منافع ملی را ملاک حضور و یا عدم حضور خود در مسند ریاست جمهوری قرار می دهد بایستی بر اساس تحلیل هزینه فایده ملی عمل نماید. با نگاهی به هشت سال حضور سید محمد خاتمی در مسند ریاست جمهوری به وضوح می توان ادعا نمود که در مسیر حرکت ایشان ناهمواریهای زیادی بوجود آورده می شد( ۹بحران در هر روز) این موضوعات بالتبع باعث دور شدن و فاصله گرفتن ایشان از برنامه ها و آرمانهای مدنظر و گرفتاری در حل این مشکلات روزمره شده و عملاً زمان و نیرویی از ایشان و تیم همراه برای به ثمر نشاندن اهداف نبود. بویژه اینکه این برنامه ها در حوزه سیاست بدیع بوده و در نزدیکیهای خط قرمز نظام خودنمایی می کردند.
حال که با حضور یکپارچه اصولگرایان در نهادهای قدرت عملاً رگه های حتی ضعیفی از اصلاحات(آنطور که حداقل در دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی وجود داشت)وجود ندارد چطور می توان امیدوار بود که ایشان بتوانند برنامه های خود را پیاده سازند. شک نکنید که اصولگرایان قسم خورده ای وجود دارند که اکثرا به خاطر منافع شخصی و جناحی و بعضاًٌ بخاطر اعتقادات ایدئولوژیک برای مقابله بااصلاحات از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند بود و سید محمد خاتمی مجددا به تدارکاتچی (ضعیفتری) تبدیل خواهد شد.
در میان این کشمکشهای جناحی بیشتر از همه مردم (که زمانی ولی نعمتان نظام بودند) هستند که متضرر خواهند شد چرا که نه طعم (شعار) عدالت و پیشرفت اصولگرایان و نه طعم (شعار) آزادی و رشد ایران را خواهند چشید.
پس به نظر من حضور سید محمد خاتمی به منفعت ملت و جبهه اصلاحات نیست. اما از طرف دیگر حضور احمدی نژاد جسور، پرکار اما بی برنامه و فاقد تیم کارآمد نیز ادامه مسیر حضیض کنونی خواهد بود. لذا به نظرم وجود شخصی با برنامه های کارشناسی تر (البته از جنس اصلاحات) و با جسارت احمدی نژاد می تواند بری ملت و کشور مفیدتر باشد و در این میان به نظر در درجه اول میرحسین از جبهه اصلاحات و در درجه دوم (با فاصله قابل توجه) قالیباف از جبهه اصولگرایان قابل اتکاترمی باشند.
سلام
متاسفانه پست را دیر دیدم ولی بالاخره دیدم.
آقا من سر قولم هستم. چون طبق مدل ذهنی من غیرممکنه احمدی نژاد رییس جمهور بشه. مگر اینکه اتفاق فوق العاده ای بیفته
در ضمن یادتون نره ریاست جمهوری احمدی نژاد رو قطعی نگیرید که بعدا اگر نشد شرط نیما نامداری یادتون نره
من شرط رو دوباره اینجا بگم:
اگر احمدی رییس جمهور نشه نیما نامداری شام باید بده ها
اگر هم شد که من دیگه.
البته ما همین الان هم حاضریم شام بدیم!
سلام صادق جان
در هر صورت من دوست دارم نیما شما بده اما چه کنم که هر روز بیش از روز قبل می ترسم که نکنه تو مجبور بشی شام بدی.