انتخابات و تامین اجتماعی

انتخابات ریاست جمهوری در راه است، اما تجربه انتخابات پیشین نشان می­دهد که هیچ یک از کاندیداهای ریاست جمهوری هیچ برنامه خاصی برای مساله تامین اجتماعی در ایران ندارند و ارائه نمی­دهند. یکی از دلایل بی­توجهی به تامین اجتماعی یا حداقل عدم توجه مستقیم به این مساله در شعارهای انتخاباتی این بوده که تامین اجتماعی و تامین هزینه­های آن دردسرساز نبوده است. در سالیان گذشته نسبت منابع مالی سازمان تامین اجتماعی به نسبت مصارف آن بیش از یک بوده و فاصله زیادی با نقطه سر­به­سری داشته است. لذا سیاست­گذاران، کاندیداهای انتخابات و کسانی که برنامه­های آنها را تهیه می­کنند چندان این موضوع را مهم نمی­دانند. اما نسبت وابستگی یا  نسبت جمعیت بازنشسته به فعال در طی سالیان اخیر در ایران و البته در میان کسانی که سازمان تامین اجتماعی نسبت به آن متعهد است یعنی بیمه­شدگان این سازمان با کاهش روبرو بوده است. به عبارت دیگر تعداد کارگران فعال در حال کار به­ازای هر فرد بازنشسته در حال کاهش بوده و بنابراین، وجوه ورودی به صندوق تامین اجتماعی در حال کاهش و در طرف مقابل وجوه خروجی از آن در حال افزایش است.  نسبت وابستگی در سازمان تامین اجتماعی در فاصله سال­های ۱۳۴۰ تا ۱۳۸۵ به طور مداوم در حال کاهش بوده است و این، حکایت از کاهش همین نسبت در سطح جامعه ایران دارد. به این ترتیب این صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی در سال­های بلوغ خود به­سر می­برد و برابری منابع و مصارف این سازمان در همین سال­ها سر خواهد رسید یا شاید هم سر رسیده باشد. براساس سرشماری آماری سال ۱۳۸۵ تعداد افراد بالای ۶۵ سال ایران که در واقع مستمری­بگیران سازمان تامین اجتماعی در همین گروه جای دارند در دوره ده ساله ۱۳۸۵-۱۳۷۵ بیش از ۴۰% افزایش یافته است که نشان از اهمیت تامین اجتماعی برای آنان دارد. پس، مساله اصلی، تامین مالی درآمد دوران بازنشستگی بازنشستگان است. پس در فاصله سال­های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ بر تعداد این بازنشستگان افزوده و اهمیت آنان بیشتر شده است. همین امر نشان دهنده اهمیت سرمایه­گذاری برای سازمان تامین اجتماعی است. و لازم است که کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری در این مورد خاص برنامه­ای شفاف ارائه دهند. برای مثال به­جای این­که به مساله مطبوعات و روزنامه­ها و گفتمان بپردازند، به­طور شفاف به مساله تامین اجتماعی اشاره و سیاست خود را در قبال آن بیان کنند. کاهش نسبت وابستگی در سازمان تامین اجتماعی ایران که همگام با سایر کشورهای جهان در حال وقوع است اهمیت مدیریت وجوه این سازمان و شیوه سرمایه­گذاری آن را نشان می­دهد. عدم توجه به این مساله ریسک پیش­روی بیمه­شدگان و ذی­نفعان تامین اجتماعی را افزایش می­دهد که در آتیه می­تواند منجر به بروز مشکلات متعددی برای تامین اجتماعی کشور شود. ریسک­های پیش روی ذی­نفعان تامین اجتماعی را می­توان در چهار گروه مستقل دسته­بندی کرد: ۱- شکست دولت برای عمل به وعده­های بازنشستگی، ۲- استفاده ( یا سوء استفاده) از وجوه متعلق به بیمه­شدگان توسط دولت برای دست­یابی به اهداف اجتماعی به­جای تلاش برای تحقق وعده تامین درآمد بازنشستگی، ۳- عملکرد ضعیف صندوق بازنشستگی به دلیل استفاده از وجوه متعلق به بیمه­شدگان برای اعطای وام­های مستقیم یا به­عنوان منبع ذخیره مالی برای دولت؛ و ۴- از دست رفتن وجوه صندوق به دلیل فساد یا ضعف مدیریت. البته به­گمان من همیشه در آستانه انتخابات خطر و ریسک سوم بیش از هر چیز وجوه مالی متعلق به ذی­نفعان تامین اجتماعی را تهدید می­کند که ممکن است وجوه مالی متعلق به این صندوق در راستای دستیابی به اهدافی مهم از نامرتبط به این ذی­نفعان مورد استفاده قرار گیرد. وجوه متعلق به بیمه­شدگان همه دولت­های جهان را وسوسه می­کند تا وجوه صندوق را در راستای اهداف سیاسی و شخصی برخی افراد مورد استفاده قرار دهد، این وسوسه­ها با توجه به این حقیقت افزایش می­یابد که معمولا پرداخت­های صندوق به اعضای آن در آینده دور انجام خواهد شد در شرایطی که منابع صندوق معمولا در دسترس دولت بوده و مزایای حاصل از بهره­برداری از آن مستقیم و آنی است. بهتر است که کاندیدا به­طور شفاف رویکرد و بینش خود را در خصوص مساله حکمرانی در سازمان تامین اجتماعی  بیان کند.

نظر خود را ارسال كنيد