خواسته های من از کاندیدای ریاست جمهوری

این روزها هر فردی به این موضوع فکر می­کند که در ازای رای­دادن از کاندیدای ریاست جمهوری مورد نظر خود چه خواسته­هایی دارد. سعید حجاریان چندین سوال مطرح کرده و خواسته است تا کاندیداها پاسخ خود را ارائه کنند: شاید مهم­ترین سوال او درباره حقوق شهروندی است. اما خواسته­های من به شرح ذیل است:

- اگر روز پنج­شنبه بسته­ای را از شیراز به قصد اهواز پست کردم، و کارمند اداره پست به من گفت: دو روز دیگر می­رسد، ترتیبات اداره پست به گونه­ای باشد که دقیقا دو روز دیگر بسته به مقصد مورد نظر رسیده باشد. به عباردت دیگر برقراری نظم در اداره پست. و حداقل اگر بسته نرسید بتوانم آن را رهگیری کنم. یک نفر در اداره پست اهواز یا شیراز تلفن را جواب بدهد. چه رویایی دارم من.

- اینترنتی با سرعت رایج در مالزی و اندونزی، به طوریکه بتوانم از طریق اینترنت کارهای بانکیم را بدون حرص خوردن انجام دهم. اگر به سفر رفتم و پول نقد با خودم نبردم به این امید که کارت الکترونیکی دارم، نیمه­روز بی­پول نمانم.

- امکان خرید کتاب از فروشگاه­های اینترنتی جهانی مانند آمازون. امکان دسترسی به مقالات و ژورنال­های برتر از طریق دانشگاه.

- اگر نیمه شب از خواب بیدار شدم و به دست­شویی رفتم، آب بی­خبر قطع نشده باشد.

- نگهبان دانشگاه به من به دلیل غذا خوردن با یکی از خانم­های همکارم تذکر ندهد و بی­احترامی نکند.

- دروغ ­نگوید.

- هنگام ورود به فرودگاه مجبور نباشم ساعت و انگشتر و کمربندم را در بیاورم.

- حداکثر برای یک روز هم که شده بدانم کرایه تاکسی در یک مسیر مشخص چقدر است؟

- حداقل یک­بار هم که شده بتوانم رویای صاحب مسکن شدن را در سر بپرورانم.

- در امور مربوط به زنان دخالت نکند.

- قیمت مواد غذایی محله ما نیز مانند محله رئیس­جمهور محترم باشد.

اما من چه چیزهایی از کاندیدای ریاست جمهوری نمی­خواهم:

- آزادی بیان نمی­خواهم. گفت­و­گوی تمدن­ها نمی­خواهم. تورم کمتر از ۲۵ درصد نمی­خواهم. نمی­خواهم دولت دو برابر دولت قبلی کار کند. حقوق بشر نمی­خواهم. بخش خصوصی فعال نمی­خواهم. سرمایه­گذاری خارجی نمی­خواهم. استقلال بانک مرکزی را نمی­خواهم. سازمان مدیریت و برنامه­ریزی مستقل نمی­خواهم. تلویزیون خصوصی نمی­خواهم. حقوق شهروندی هم نمی­خواهم.

۶ Responses to “خواسته های من از کاندیدای ریاست جمهوری”

  1. اما من از رییس جمهور میخواهم علاوه بر اینکه خودش در امور زنان دخالت نمیکنه، به همه آقایون وبلاگ نویس خودبرتر بین ایرانی اعم از ساکن ایران و غیر ایران و اعم از دانشمند در سایر علوم و علوم مربوط به زنان و اعم از شوهر خوب برای زن خودشون و دوست خوب برای سایر زنان و هر گونه جنس مذکری که ریشه ایرانی داره اعم از متولد در این آب و خاک خسته و اعم از متولد در سایر آب و خاک های غیر خسته و مخصوصا هرگونه مذکر وبلاگ نویس اقتصاد خوانده یا در حال خواندن و ….در هر کجای این کره گرد خاکی تذکر بدهد که لطفا در امور مربوط به زنان دخالت نکنید و در آن وارد نشوید و نظریه ساطع نفرمایید و حتی سعی نکنید قوانین بازارها و یا تحلیل های استاتیکی و تعادلی پایدار و غیر پایدار و دینامیکی و … و آماری و هیستوگرامی و جمعیت شناسی اتان را که ناشی از تحصیل در علم اقتصاد است را زورچپان مساله زنان کنید و هی فرت و فرت پست و مقاله ننویسید در یه غالب پر از اصطلاحات علم اقتصاد و فکر کنید الان دیگه خیلی باحال حرف زدید و دیگه خیلی بلدید و ….هر کی هم بهتون حرف زد بگید تو اصلا بلد نیستی و … عصبانی هستی و …
    و در صورت عدم رعایت تذکر مربوطه حتی یک بار، ‌مذکر مربوطه به مدت سه سال به حبس غیر قابل خرید و … در زندان اوین همراه با خواندن روزی دو هزار صفحه نوشته های فمینیستی و روزی ده ضربه شلاق و همراه با سه روز یک بار یه وعده غذا در صورت نیاز محکوم شود یا برای مدت ده سال به قطب جنوب تبعید شده و مجبور باشد بدون لپ تاپ و کتاب و … در خانه های برفی اسکیمو ها همزیستی مسالمت آمیز با خرس های قطبی و پنگوئن های امپراطور و… داشته باشند و محکوم به کمک به پنگوئن ها برای حفط تخمهایشان در سرما باشند و به جای آنها به شکار ماهی ها در زیر آب بروند و هر روز هر بیست دقیقه یه بار شنای مدوام زیر آبی در آبهای قطب جنوب داشته باشند. باشد تا رستگار شوند و درس ادبی باشد برای سایر مذکران حال و آینده تا در مسایلی که به آنان مربوط نیست دخالت نکنند. همان بروند هی مقاله در مورد اقتصاد بازار و غیر بازار و اقتصاد خوب است یا بد است و … تورم و بیکاری و صندوق ذخیره ارزی و بانک و فرودگاه و دندانپزشکی و بازار کتاب و مشاهدات داخلی و خارجی و نتیجه انتخابات و پول تو جیبی اقوام و… بنویسند و امور این ضعیفه ها رو به خودشان و خدایشان واگذار کنند و منت و محبت بی شائبه اشان رو تقدیم همان مذکران هم مسلک خودشان بنمایند تا هم خدا و هم بنده خدا از آنان راضی باشد.

    آخ اگه رییس جمهور چنین حکمی بده من از خوشحالی سکته میکنم.
    من غیر از این دیگه نه چیزی از ریس جمهور میخواهم و نه نمیخواهم.

  2. سلام بر محمدرضا و عطیه
    فرهادی جون پست باحالی بود دمت گرم
    به عطیه: با توجه به تنبهات پیشنهادی شما انسان بهتره قاتل باشه اما مذکر نباشه!!.

  3. ممد جان
    همه اون چیزایی که تو خواستی اتفقاً منشاش همون چیزایی که نخواستی. ن صد آیدنود پیش ماست.
    اما در مورد این زنان: من در خیلی از موارد قائل به تغییر تدریجی هستم در مورد آزای زنان هم همینطور. چون که می بینی این خانم عطیه با توجه به حرفاش اگه فقط یک فرصت کوچیک پیدا کنه همه مردا رو به صلابه می کشه. پس بهتره به تدریج این زادی براشون مهیا بشه که سکته نکن. درست مثل کسی که بهش توصیه میشه اگه مریضی قلبی داره توی جکوزی یکدفعه توی آب سرد نپره بلکه به تدریج بدنش رو عادت بده چون در غیر اینصورت احتمال سکته داره. البته با همه این توضیحات من هم مدافع شدید حقوق زنان هستم چون اگه همسرم بفهمه که غیر ازین رو گفتم ………

  4. خیلی عالی بود.

  5. آقای قاسم
    منظور من “مذکر خود برتربین ایرانی” که وبلاگ نویس باشه و البته گاهی اقتصاد هم خوانده باشه و در امور مربوط به زنان دخالت کنه. منظورم همه مذکران عالم نبود. البته اگه اون گزنیه “مذکرخ ود برتر بین ایرانی” رو در نظر بگیرید کلا قانونی که شما صادر کردید درست در میاد چون من “مذکر غیر خود برتر بین ایرانی” با یه پراکسی بالا تقریبا ندیدم
    ;)

    آقای صدیقی
    گذشته از اینکه همسرتون خبر نداره این حرفها رو زدید. باید بگم دقیقا منظورم همین بود که مذکران در امور زنان دخالت نکنند. اینکه کند و کم کم شرایطی رو براشون مهیا کنیم یا سریع و … رو به خود نسوان واگذار کنید و در همون زمینه های اقتصادی بیشتر فکر کنید. مثلا اینکه تورم رو کم کم، کم کنیم یا زیاد زیاد؟ یا مثلا بیکاری رو حل کنیم یا نکنیم؟ یا … خلاصه این یکی رو بگذارید اهل فن نظر بدهند.

  6. سلام به عطیه
    معلومه دلتون از دست این مرد ها خیلی پره .زیاد سخت نگیرید صد سال اولش سخته. به هر حال در سرنوشت ما خانم ها نوشته شده که تا همیشه باید آقایان و دخالت هاشونو تحمل کنیم . آخ که سرنوشت، چه بد نوشت …

نظر خود را ارسال كنيد