<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>Comments on: چرا حسین عظیمی؟</title>
	<atom:link href="http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/</link>
	<description>نوشته های اقتصادی محمدرضا فرهادی پور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 05:38:14 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>By: مسئله روش</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-479</link>
		<dc:creator>مسئله روش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-479</guid>
		<description>با سلام.  راستی می دانید که دکتر درخشان در بحث اقتصاد به مدت سه سال شاگرد آخوندی به نام »سید منیرالدین حسینی بوده و فایل های صوتی آن موجود است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام.  راستی می دانید که دکتر درخشان در بحث اقتصاد به مدت سه سال شاگرد آخوندی به نام »سید منیرالدین حسینی بوده و فایل های صوتی آن موجود است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ح.ق</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-337</link>
		<dc:creator>ح.ق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-337</guid>
		<description>به عطیه: با این کامنت‌تان دیگر مطمئن شدم که زن نیستید چون معمولن خانم‌ها متن‌ها را دقیق می‌خوانند و در مهارت‌های زبانی قوی هستند. معلوم است که شما حتی نتوانستید کامنت قبلی را درست و دقیق بخوانید که در آن روشن کرده‌ بودم که از دید من شما به احتمال زیاد زن نیستید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به عطیه: با این کامنت‌تان دیگر مطمئن شدم که زن نیستید چون معمولن خانم‌ها متن‌ها را دقیق می‌خوانند و در مهارت‌های زبانی قوی هستند. معلوم است که شما حتی نتوانستید کامنت قبلی را درست و دقیق بخوانید که در آن روشن کرده‌ بودم که از دید من شما به احتمال زیاد زن نیستید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: عطیه</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-336</link>
		<dc:creator>عطیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-336</guid>
		<description>ح.ق جان! یعنی شما واقعا فکر میکردید من زن هستم؟؟ فکر کردم دیگه واقعا اظهر من الشمس است که ....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ح.ق جان! یعنی شما واقعا فکر میکردید من زن هستم؟؟ فکر کردم دیگه واقعا اظهر من الشمس است که &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ح.ق</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-332</link>
		<dc:creator>ح.ق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-332</guid>
		<description>آقای معینی عزیز ممنون از سوال‌تان: از دید من انضباط فکری یعنی قدرت دیدن پیامدهای (پیامدهای نه چندان بدیهی و نه حتی لزومن شهودی) عبارت‌های مختلفی که در تحلیل یک مساله وارد می‌شود و توانایی ارائه یک تحلیل/توصیه با سازگاری درونی بالا. دقت داریم که بسیاری از نوشته‌ها و سخنان ممکن است در ظاهر سازگار درونی به نظر برسد ولی در واقع این طور نباشد. برای فارغ‌التحصیل اقتصاد انضباط ذهنی یعنی توانایی دیدن قید محدودیت‌های منابع و واکنش‌هایی که عامل‌های اقتصادی هر لحظه به تغییر در مشوق‌های تصریح شده و ضمنی نشان خواهند داد در سرتاسر تحلیل مساله

به باور من سیستم آمریکایی حداقل در رشته اقتصاد در این زمینه موفق بوده است چون از سال‌های سال قبل برنامه اجباری و سنگین درس‌های دوره دکترا را ارائه می‌کنند. این دروس در تقویت قدرت تحلیل علمی دانش‌جویان نقش مهمی دارد.

اگر نظر بنده را می‌پرسید بلی می‌گویم این روند در دانش‌گاه‌های انگلیس به شدت به حال علم اقتصاد مفید است. برای ما که در ایران هستیم فایده حتی بسیار بزرگ‌تری دارد چون باعث می‌شود دیگر کسی با داشتن مدرک دکترای اقتصاد! (منظورم مدرک جعلی نیست. مدرک واقعی) حرف‌هایی نزند که انسان شاخ در بیاورد. مثال دم دستش آن آقای سیاست‌مدار دکترا گرفته از انگلیس هست که هنوز نمی‌داند وقتی دارد قیمت بنزین سال 85 و 70 را مقایسه می‌کند باید اول تورم را از دل قیمت بیرون بکشد. اگر این آقا و امثالهم مجبور شده بودند یکی دو سالی چند درس جدی بگیرند این بدیهیات را یاد می‌گرفت و به صرف تقدیم یک پایان‌نامه ضعیف دکترا نمی‌گرفتند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای معینی عزیز ممنون از سوال‌تان: از دید من انضباط فکری یعنی قدرت دیدن پیامدهای (پیامدهای نه چندان بدیهی و نه حتی لزومن شهودی) عبارت‌های مختلفی که در تحلیل یک مساله وارد می‌شود و توانایی ارائه یک تحلیل/توصیه با سازگاری درونی بالا. دقت داریم که بسیاری از نوشته‌ها و سخنان ممکن است در ظاهر سازگار درونی به نظر برسد ولی در واقع این طور نباشد. برای فارغ‌التحصیل اقتصاد انضباط ذهنی یعنی توانایی دیدن قید محدودیت‌های منابع و واکنش‌هایی که عامل‌های اقتصادی هر لحظه به تغییر در مشوق‌های تصریح شده و ضمنی نشان خواهند داد در سرتاسر تحلیل مساله</p>
<p>به باور من سیستم آمریکایی حداقل در رشته اقتصاد در این زمینه موفق بوده است چون از سال‌های سال قبل برنامه اجباری و سنگین درس‌های دوره دکترا را ارائه می‌کنند. این دروس در تقویت قدرت تحلیل علمی دانش‌جویان نقش مهمی دارد.</p>
<p>اگر نظر بنده را می‌پرسید بلی می‌گویم این روند در دانش‌گاه‌های انگلیس به شدت به حال علم اقتصاد مفید است. برای ما که در ایران هستیم فایده حتی بسیار بزرگ‌تری دارد چون باعث می‌شود دیگر کسی با داشتن مدرک دکترای اقتصاد! (منظورم مدرک جعلی نیست. مدرک واقعی) حرف‌هایی نزند که انسان شاخ در بیاورد. مثال دم دستش آن آقای سیاست‌مدار دکترا گرفته از انگلیس هست که هنوز نمی‌داند وقتی دارد قیمت بنزین سال ۸۵ و ۷۰ را مقایسه می‌کند باید اول تورم را از دل قیمت بیرون بکشد. اگر این آقا و امثالهم مجبور شده بودند یکی دو سالی چند درس جدی بگیرند این بدیهیات را یاد می‌گرفت و به صرف تقدیم یک پایان‌نامه ضعیف دکترا نمی‌گرفتند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ح.ق</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-331</link>
		<dc:creator>ح.ق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-331</guid>
		<description>به عطیه: اولا من فکر کنم اسم شما جعلی است. به نظرم یک نفر خواسته زنان فرهیخته ایرانی را از طریق کامنت شما بدنام کند و به کلیشه‌ها دامن بزند چون ظاهرا شما هنوز نمی‌دانید جمله‌ای که با &quot;شاید&quot; شروع می‌شود نمی‌تواند قاطعانه باشد. کمی فارسی‌تان را تقویت کنید برادر یا خواهر.

دوم این‌که ظاهرا معتقدید که کسی که قاطعانه حرف بزند نمی‌تواند زن باشد پس احتمال زیاد شما از دید خودت هم زن نیستی و مردی هستی که اسم زنانه انتخاب کردی چون راجع به کسی که اصلا دانی چه کسی هست یک صفحه حرف‌های قاطعانه و بی‌ربط نوشتی.

سوم برادر یا خواهر! سعی کنید ذهنتان را از کلیشه‌های جنسیتی رایج پاک کنید و زن و مرد را برابر ببینید . آقای معینی کار کاملا درستی کردند که وقتی جنسیت او کسی را نمی‌دانند با هر دو لقب خطاب می‌کنند. ظاهرا یا شما با زن بودن خودتان مشکل دارید و دائم با این چالش در ذهن خود دست و پنجه نرم می‌کنید یا از این تیپ مردهای ایرانی هستید که نگاه تحقیرآمیز به زنان دارند. دلیلش هم این‌که چون فکر کردید صاحب این کامنت از این که کسی تصور کند زن است ناراحت می‌شود. این توهین نسبت به زنان را مدت‌ها بود جایی ندیده بودم.

چهارم: به شما یاد نداده‌اند وقتی دو تا بزرگ‌تر راجع به مسایل مهم صحبت می‌کنند یک نفر ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به عطیه: اولا من فکر کنم اسم شما جعلی است. به نظرم یک نفر خواسته زنان فرهیخته ایرانی را از طریق کامنت شما بدنام کند و به کلیشه‌ها دامن بزند چون ظاهرا شما هنوز نمی‌دانید جمله‌ای که با &#8220;شاید&#8221; شروع می‌شود نمی‌تواند قاطعانه باشد. کمی فارسی‌تان را تقویت کنید برادر یا خواهر.</p>
<p>دوم این‌که ظاهرا معتقدید که کسی که قاطعانه حرف بزند نمی‌تواند زن باشد پس احتمال زیاد شما از دید خودت هم زن نیستی و مردی هستی که اسم زنانه انتخاب کردی چون راجع به کسی که اصلا دانی چه کسی هست یک صفحه حرف‌های قاطعانه و بی‌ربط نوشتی.</p>
<p>سوم برادر یا خواهر! سعی کنید ذهنتان را از کلیشه‌های جنسیتی رایج پاک کنید و زن و مرد را برابر ببینید . آقای معینی کار کاملا درستی کردند که وقتی جنسیت او کسی را نمی‌دانند با هر دو لقب خطاب می‌کنند. ظاهرا یا شما با زن بودن خودتان مشکل دارید و دائم با این چالش در ذهن خود دست و پنجه نرم می‌کنید یا از این تیپ مردهای ایرانی هستید که نگاه تحقیرآمیز به زنان دارند. دلیلش هم این‌که چون فکر کردید صاحب این کامنت از این که کسی تصور کند زن است ناراحت می‌شود. این توهین نسبت به زنان را مدت‌ها بود جایی ندیده بودم.</p>
<p>چهارم: به شما یاد نداده‌اند وقتی دو تا بزرگ‌تر راجع به مسایل مهم صحبت می‌کنند یک نفر &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محمدرضا معینی</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-330</link>
		<dc:creator>محمدرضا معینی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-330</guid>
		<description>عطیه خانم، من قصد اسائه ادب به کسی را نداشتم و امیدوارم این بحث اینجا خاتمه یافته تلقی شود. معینی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عطیه خانم، من قصد اسائه ادب به کسی را نداشتم و امیدوارم این بحث اینجا خاتمه یافته تلقی شود. معینی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: عطیه</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-329</link>
		<dc:creator>عطیه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-329</guid>
		<description>آقای معینی!
اولا چرا فکر کردید ح.ق ممکنه زن باشه؟؟  

دوما چرا اول کلمه زن رو آوردید بعد مرد؟؟ (شما مگر نمیدانید آقایان باید در مورد جنسیت مخاطبانشان اول ذهنشان را به سمت مذکر ببرند و بعد مونث؟؟؟) 

سوما به ادبیات ح.ق جان میخورد واقعا که زن باشد؟؟ وآن هم با این قاطعیت حرف زدن خدا وکیلی اش به ادبیات کدام زنی میخورد؟؟؟ 
چهارما راستش را بخواهید با این کامنت شما یک ساعتی هست خنده امانم را بریده. ح.ق اگر بفهمد شما خانم خطابش کردید که ...واقعا خیلی بامزه بود

اما در جواب سوال اتان باید گفت: ح.ق جان! یه وبلاگ نویس معروف هستند در زمینه مسایل اقتصادی و امور مربوط به آن که علاقه مند به فایننس و فلسفه و فمینیسم هستند. و کلا همه مطالب رو از دید نظریه اقتصاد میبینند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای معینی!<br />
اولا چرا فکر کردید ح.ق ممکنه زن باشه؟؟  </p>
<p>دوما چرا اول کلمه زن رو آوردید بعد مرد؟؟ (شما مگر نمیدانید آقایان باید در مورد جنسیت مخاطبانشان اول ذهنشان را به سمت مذکر ببرند و بعد مونث؟؟؟) </p>
<p>سوما به ادبیات ح.ق جان میخورد واقعا که زن باشد؟؟ وآن هم با این قاطعیت حرف زدن خدا وکیلی اش به ادبیات کدام زنی میخورد؟؟؟<br />
چهارما راستش را بخواهید با این کامنت شما یک ساعتی هست خنده امانم را بریده. ح.ق اگر بفهمد شما خانم خطابش کردید که &#8230;واقعا خیلی بامزه بود</p>
<p>اما در جواب سوال اتان باید گفت: ح.ق جان! یه وبلاگ نویس معروف هستند در زمینه مسایل اقتصادی و امور مربوط به آن که علاقه مند به فایننس و فلسفه و فمینیسم هستند. و کلا همه مطالب رو از دید نظریه اقتصاد میبینند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: محمدرضا معینی</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-328</link>
		<dc:creator>محمدرضا معینی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-328</guid>
		<description>آقای فرهادی پور، خیلی متشکر از توضیحاتی که مرقوم فرموده اید. از نوشته شما چنین بر می آید که آقای دکتر درخشان نقش بسیار بزرگی در شناساندن آقای دکتر تمدن به  دانشجویان نسل جدید علم اقتصاد ایفا کرده اند. با شناختی که من به عنوان یک شاگرد قدیمی از این دو بزرگوار دارم غیر از این هم از آقای دکتر درخشان انتظار نمی رود. به هر حال آرزو می کنم راه آقای دکتر تمدن پر رهرو باشد.

یک سئوال هم از دوست عزیز خانم یا آقای ح.ق. دارم: منظور شما از انضباط فکری چیست؟ چرا فکر می کنید اقتصاددانان آمریکا درس خوانده انضباط فکری بیشتری دارند؟ علاوه بر این، مرقوم فرموده اید که دانشگاههای خوب انگلیس دارند به سیستم آمریکایی نزدیک می شوند. آیا فکر می کنید این تغییر و تحول به حال علم اقتصاد مفید است؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای فرهادی پور، خیلی متشکر از توضیحاتی که مرقوم فرموده اید. از نوشته شما چنین بر می آید که آقای دکتر درخشان نقش بسیار بزرگی در شناساندن آقای دکتر تمدن به  دانشجویان نسل جدید علم اقتصاد ایفا کرده اند. با شناختی که من به عنوان یک شاگرد قدیمی از این دو بزرگوار دارم غیر از این هم از آقای دکتر درخشان انتظار نمی رود. به هر حال آرزو می کنم راه آقای دکتر تمدن پر رهرو باشد.</p>
<p>یک سئوال هم از دوست عزیز خانم یا آقای ح.ق. دارم: منظور شما از انضباط فکری چیست؟ چرا فکر می کنید اقتصاددانان آمریکا درس خوانده انضباط فکری بیشتری دارند؟ علاوه بر این، مرقوم فرموده اید که دانشگاههای خوب انگلیس دارند به سیستم آمریکایی نزدیک می شوند. آیا فکر می کنید این تغییر و تحول به حال علم اقتصاد مفید است؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: ح.ق</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-326</link>
		<dc:creator>ح.ق</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-326</guid>
		<description>به پرویز: یا شاید انضباط فکری که اقتصاددان‌های آمریکا درس خوانده دارند را ندارند و با خصوصیت جامعه ایران بیش‌تر سازگار هستند؟ دقت داریم که کل بحث مال چند دهه پیش است دانش‌گاه‌های خوب انگلیس هم در سال‌های گذشته سعی کرده‌اند به سیستم آمریکایی نزدیک شوند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به پرویز: یا شاید انضباط فکری که اقتصاددان‌های آمریکا درس خوانده دارند را ندارند و با خصوصیت جامعه ایران بیش‌تر سازگار هستند؟ دقت داریم که کل بحث مال چند دهه پیش است دانش‌گاه‌های خوب انگلیس هم در سال‌های گذشته سعی کرده‌اند به سیستم آمریکایی نزدیک شوند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>By: پرویز</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/whu-hossein-azimi/comment-page-1/#comment-324</link>
		<dc:creator>پرویز</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=448#comment-324</guid>
		<description>نکته جالب و قابل تامل این است که تمامی این چهره های محبوب تحصیلکرده دانشگاههای انگلستان هستند؟ آیا این تصادفی است؟ یک دلیل آن است که این افراد در منش فردی دموکرات تر هستند. دیدگاههایشان را تحمیل نمی کنند و احتمالاً بنا بر سنت دانشگاهی که در آن آموخته اند تعامل بیشتری با دانشجویان دارند. .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکته جالب و قابل تامل این است که تمامی این چهره های محبوب تحصیلکرده دانشگاههای انگلستان هستند؟ آیا این تصادفی است؟ یک دلیل آن است که این افراد در منش فردی دموکرات تر هستند. دیدگاههایشان را تحمیل نمی کنند و احتمالاً بنا بر سنت دانشگاهی که در آن آموخته اند تعامل بیشتری با دانشجویان دارند. .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
