عقلانیت محدود آنری=برد

فرض عقلانیت و انسان اقتصادی سنگ زیربنای تجزیه و تحلیل اقتصادی است. اقتصاددانان جریان اصلی علم اقتصاد هم معتقدند برای توضیح و تشریح تمامی فعالیت‌های انسانی می‌توان از این فرض استفاده کرد. تعریف عقلانیت هم خیلی ساده است: انسان فعالیتی را هزینه‌برتر است کنار می‌گذارد و برعکس. چند شب پیش در مسابقه فوتبال فرانسه و ایرلند، مهاجم فرانسوی، تیری آنری، با دست توپ را گرفت، دور از چشم داور. البته جلو چشم هزاران دوربین بیننده تلویزیونی زمینه چسبیدن توپ به دروازه ایرلند و رفتن فرانسه به جام جهانی را فراهم کرد. به عبارت دیگر تیری آنری به فوتبال فیرپلی، رفتار اخلاقی، گفت: نه. درواقع، آنری عقلایی رفتار کرد و می‌دانست در زوایه‌ای که قرار دارد احتمال این‌که داور او را ببیند خیلی کم است و احتمال ورود توپ به دروازه خیلی زیاد. اما آنری هرگز به این فکر نکرد که او چیزی دارد به نام وجدان. تنها راه جاودانه شدن در تاریخ فوتبال این است که مانند مارادونا فیرپلی را زیر پا بگذاری و با دست گل بزنی. تاریخ فوتبال هیچ‌گاه گل‌های سالم را به اندازه این‌گونه گل‌ها در حافظه خود نگه نمی‌دارد، پس باید مترصد فرصت بود و آنری این را خوب می‌دانست.
اما آنری به کودکانی که او الگوی بی‌چون‌وچرای زندگی آنهاست و پدران و مادران این فرزندان که می‌خواهند فرزندان‌شان اول فوتبال فیرپلی را بیاموزند و بعد فوتبال را، اکنون نمی‌دانند که باید از این رفتار آنری دفاع کنند یا خیر؟ سال‌ها به برادرم می‌گفتم همیشه سعی کن در فوتبال فیرپلی را رعایت کنی، اما بعد از این بازی او می‌گوید ببین کسی به جام جهانی می‌رود که فیرپلی نباشد و توپ را به تور بچسباند. راست می‌گوید. عقلانیت محدودی که به اخلاق و فیرپلی نه بگوید راهی جام جهانی می‌شود و بر صفحه اول تمام رسانه‌های صوتی، تصویری و نوشتاری جهان نقش می‌بنند و بازندگان باید بروند پی کارشان و به این فکر کنند که چرا ما با دست توپ را وارد دروازه نکردیم. جوابی برایش نداشتم.

درک نادرست از بازار

می‌توان سال‌های سال علم اقتصاد خواند بی‌آنکه نظام بازار را فهمید. من خودم از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم بی‌آن‌که نظام بازار را درک کرده باشم. اگر هم فرض کنیم استادان من نظام بازار را فهمیده بودند، خودشان را هیچ به زحمت نمی‌انداختند تا ساختارش را توضیح دهند. فقط درختان را نشان می‌دادند نه جنگل را. از تورم می‌گفتند، از انحصار، از تجارت بین‌الملل. به هر علت موفق نمی‌شدند ساختار گسترده سازمان‌دهی اجتماعی موسوم به نظام بازار را معرفی کنند. لابد تا حالا برای‌تان پیش آمده که تابلویی مملو از جزئیات مشغول‌کننده را دیده باشید که فقط با وارسی دقیق به ناگاه چهره یا چیز دیگری را مکشوف می‌کند که میان آن همه جزئیات از نگاه شما پنهان مانده بود. مشکل من همین بود: جزئیات خیلی زیاد بود، اما سال‌ها قادر نبودم چهره اصلی را ببینم.
این‌ها جملات چارلز لیندبلوم است که در مقدمه کتاب نظام بازار بیان شده است. شاید اگر من هم قرار بودن زمانی در مورد توانایی استادانم در مورد یاددهی نظام بازار به من حرفی بزنم جملاتی از همین دست را به‌کار می‌بردم با این تفاوت که استادان من در بالا بردن درک من از درختان جنگل هم چندان توان‌مند نبودند. همین مساله امروز دامن‌گیر فارغ‌التحصیلان اقتصاد و اقتصادخوانان و اقتصاددانان هم شده است. هر یک برای بازار نسخه‌ای می‌پیچد بدون این‌که درک درستی از بازار داشته باشد. گروهی چنان از هایک دفاع می‌کنند که گویی هر روزشان با او می‌گذشته و گروهی دیگر چنان از مارکس و کینز که نپرس.

رویکردهای مختلف اقتصاددانان به مسئله فساد

رویکردهای مختلف اقتصاددانان به مسئله فساد مقاله ای است که مدتی پیش برای مجله مجلس و پژوهش نوشتم.  مقاله در شماره ۵۸ مجله چاپ شده است.

ده قانون مقاله نویسی

ده قانون مقاله نویسی یا راز موفقیت در بازار کار. البته گمان نمی کنم در بازار کار اقتصادی های ایران این قوانین کاربردی داشته باشند.

تصاویر کتابخانه

این سایت تصاویر زیبایی از کتابخانه ها دارد.

بازار کار اقتصادی ها در آنجا.

Previous Entries