ضیافت:وفاداری

سال ۱۳۸۰ روزهای پایانی دوره کارشناسیم را می گذراندم. یکی در اتاقم در خوابگاه ارم شیراز را زد و یک سرسوئیچی چوبی بهم داد. روش نوشته بود: ۸/۸/۱۳۸۸ ساعت ۱۰ صبح حافظیه. بعد از چند روز دیگر آن دوست و بعضی دیگر از دوستان را ندیدم. اما خوب برای ما مرسدسی های ضیافتی رفتن به سر چنین قراری از نان شب هم واجب تر است. فردا شب ساعت ۶ حرکت می کنم تا جمعه صبح سر قرار باشم. امیدوارم همه بیایند. هر چند می دانم چند نفری خارج از کشور هستند و شاید نیایند. گروهی هم بدون شک فراموش کرده اند. شاید هم همه بیایند.

One Response to “ضیافت:وفاداری”

  1. سلام آقا محمد گل گلاب

    می خواسم بگم اگه ممکنه چند تا از عکسای روز ضیاف و بذاری رو سایت.
    خیلی ارادت داریم آقا محمد

نظر خود را ارسال كنيد