پیوستن به جمع بدون خجالت

عبارت فوق متعلق به آدام اسمیت است. ظاهرا منظور اسمیت داشتن ضروریات زندگی اجتماعی است. اسمیت می‌گوید: «منظور من از ضروریات تنها کالاهایی نیست که برای ادامه حیات لازم است بلکه آن است که یک زندگی محترمانه حداقلی را حتی برای پایین‌ترین گروه‌های مردم فراهم سازد. برای مثال، در گذشته پیراهن کتانی از ضروریات زندگی نبود چون رومیان و یونانیان بدون برخورداری از پارچه پنبه‌ای به‌خوبی زندگی می‌کردند. اما امروزه در بیشتر جاهای اروپا یک کارگر شرافت‌مند روزمزد خجالت می‌کشد بدون پیراهن در جمع ظاهر شود».
برای بسیاری از ثروت‌مندان هم این ضروریات اهمیت زیادی دارد که بدون آنها فرد از حضور در جمع خجالت می‌کشد. مثلا بدون بنز نمی‌شود رفت مهمانی. یادم هست یک‌شب برای رفتن به مجلس عروسی یکی از دوستان با آژانس رفتیم. نزدیکی‌های محل گفتند پیاده شویم و تا باغ راه برویم چراکه با آژانس خیلی خزه. یک‌روز شنیدم که مادرم می‌گفت دیگه نمی‌شه بدون موبایل رفت مسجد. گفتم یعنی چی؟ گفت آخه همه موبایل دارند. برای من همه این‌ها یعنی دگردیسی مشغولیت‌ها. البته در بعضی موارد این جامعه است که موجبات این دگردیسی‌ها را پدید می‌آورد. برخی موارد هم زائیده تکنولوژی است. برخی هم زائیده افزایش آموزش، مثل گسترش مطالبات زنان. بعضی هم نتیجه وجود آزادی‌های بیشتر، مثل گسترش روزنامه‌خوانی یا برعکس.

One Response to “پیوستن به جمع بدون خجالت”

  1. nxjgsusjbohmfubjlp, Donating Automobile To Charity, jnjSGMS.