مترجم بی گناه

از واکنش خانم شهناز مسمی پرست در این پست شگفت زده شدم و از اینکه برای اعتبار خود ارزش قائلند خوشحال.

مرد نامرئی

قلب نامرئی

کتاب قلب نامرئی، علم اقتصاد و ارزش های خانوادگی نوشته نانسی فولبر با ترجمه حسن گلریز از سوی نشر نی با قیمت ۵۶۰۰ تومان منتشر شده است.

انحصار در واردات کالا و ارائه خدمات بیات

جمعه هفته گذشته پکیج خانه‌ خراب شد و سیستم آب گرم و گرمایش از کار افتاد. با صاحب‌خانه تماس گرفتم و گفت که همان‌جا روی درب پکیج یک شماره تلفن است. تماس بگیرید و بگوئید بیایند. آقای بیات آمد و بعد از چند دقیقه گفت که پمپ سیرکولاتور دستگاه خراب شده است و باید تعویض شود. قیمت آن هم ۳۴۰ هزار تومان است که با دستمزد ما و سرویس دوباره دستگاه، کل هزینه به حدود ۴۰۰ هزار تومان می‌رسد.  نتوانستم با صاحب‌خانه تماس بگیرم و گفتم فردا به شما خبر می‌دهم. به صاحب‌خانه که گفتم خیلی ناراحت شد. با چند تعمیرکار دیگر تماس گرفتم و تا نوع دستگاه را به‌شان گفتم، گفتند از بیات در پاساژ مهستان خریده‌ای. اما جالب بود که تعمیرکاران می‌گفتند تعمیر این دستگاه حداکثر ۲۰۰ هزار تومان هزینه دارد ولی از بد حادثه تنها کسی که قطعات این دستگاه را دارد همان آقای بیات است. به سه بازار رجوع کردم: سعدی و پمپ فروش‌ها، نام دستگاه وایلانت را که می‌گفتم، نام بیات را می‌شنیدم. به بهار تقاطع طالقانی، نام بیات را می‌شنیدم. به کارگر جنوبی رجوع کردم نام بیات را شنیدم. خلاصه بعد از یک هفته چاره‌ای نمانده جز این‌که به بیات رجوع کنم. جالب این است که دیشب یکی از دوستانم که در این زمینه متخصص است آمد و گفت این دستگاه هر عیبی داشته باشد بدون شک پمپش سالم است. یک گزینه هم تعویض دستگاه با یک دستگاه دیگر است مانند بوتان که حداکثر ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد اما صاحب‌خانه قبول نمی‌کند. بهش گفتم آقا شما که می‌خواهی ۴۰۰ هزارتومان برای تعمیر آن بدهی، باقیش را هم من می‌دهم. می‌گوید نه.

آیا حذف یارانه‌ها باعث رونق بخش مسکن می‌شود؟

بخش مسکن اقتصاد ایران یک‌سالی است که به رکودی نسبتا عمیق فرورفته و برای بیدار شدنش از این خواب بخش‌های عرضه و تقاضا نیازمند سیاست‌های اقتصادی خاصی هستند. برای بررسی این موضوع در ابتدا رابطه صنعت ساختمان با سایر صنایع را به‌طور مختصر تشریح می‌کنم. صنعت ساختمان یا همان بخش مسکن تحت‌تاثیر سایر صنایع است. درواقع، تقاضا برای ساخت‌وساز در بخش مسکن به‌طور غیرمستقیم تقاضا برای محصولات صنایع مختلف است که نقش کالاهای واسطه را در تولید مسکن ایفا می‌کنند. بنابراین به‌منظور درک هرچه بهتر پیامدهای لایحه هدف‌مندسازی یارانه‌ها و سرانجام حذف آنها بر بخش مسکن باید ابتدا نگاهی اجمالی به صنایع و چگونگی تاثیرپذیری آنها از این لایحه داشت. در یک تقسیم‌بندی کلی صنایع بر اساس سهم انرژی در ستانده در قالب چهار گروه کلی تقسیم‌بندی می‌شوند. در ذیل ضمن ارائه این تقسیم‌بندی تنها به صنایع مرتبط با بخش مسکن در هر گروه اشاره شده است:
گروه اول: صنایعی که سهم انرژی در ستانده آنها بیشتر از۱۰% است، صنایع آجر و آلومینیم در این گروه قرار می‌گیرند.
گروه دوم: صنایعی که سهم انرژی در ستانده آنها بین ۵% تا ۱۰% است؛ صنایع سیمان، آهک و گچ در این گروه قرار می‌گیرند.
گروه سوم: صنایعی که سهم انرژی در ستانده آنها بین ۲% تا ۵% است؛ تولید محصولات شیشه‌ای به‌جز شیشه جام، ساخت کالا از مواد سرامیکی، برش و شکل دادن و پرداخت سنگ، تولید سایر محصولات گلی و سرامیکی غیرنسوز، تولید محصولات اولیه آهن و فولاد در این گروه قرار می‌گیرند.
گروه چهارم: صنایعی که سهم انرژی در ستانده آنها کمتر از ۲% است؛ این گروه شامل ساخت محصولات از مواد سرامیکی نسوز، تولید مصنوعات نجاری و قفسه‌بندی و دروپنجره‌سازی، ساخت کالاهای بتونی سیمانی و گچی، تولید لامپ‌های الکتریکی و تجهیزات روشنایی، تولید اجاق و کوره و مشعل‌های کوره، تولید مولدهای بخار به‌جز دیگ‌های آب‌گرم و حرارت مرکزی، تولید لامپ‌ها و لامپ‌های لوله‌ای الکترونیکی است (مآخذ: مرکز آمار ایران، آمارگیری سال ۱۳۸۵).
بنابراین در ابتدا با حذف یارانه‌های انرژی قیمت سیمان، آجر، گچ و آهک، آلومینیوم و آهن و فولاد به‌عنوان مصالح ساختمانی افزایش خواهند یافت. افزایش قیمت این محصولات می‌تواند تقاضا برای واردات را افزایش دهد. اما در سال‌های گذشته واردات مصالح ساختمانی با محدودیت‌های فراوانی روبرو بوده است. لذا در شرایط عدم امکان افزایش واردات، فعالان بخش مسکن چاره‌ای جز افزایش قیمت کالای تولیدی خود، یعنی مسکن، ندارند. بنابراین هدف‌مندسازی یارانه‌ها افزایش قیمت بخش مسکن را به همراه خواهد داشت. همان‌ چیزی که در شرایط رکود ادعا می‌شود راه‌ برون‌رفت از آن است. بخش عرضه مسکن همیشه انگیزه‌ای برای حضور در این بازار می‌خواهد و آن انگیزه همیشه و همه‌وقت افزایش قیمت است و امید به کسب سود. در غیراین‌صورت فعالان بخش عرضه مسکن هرگز وارد این بازار نخواهند شد. اما متقاضیان مسکن. سفته‌بازان و سوداگران اقتصاد ایران که بخش مسکن ماوایی همیشگی برای‌شان بوده و هست، بدون شک از افزایش قیمت شادمان می‌شوند و بدشان نمی‌آید که در شرایط نامطلوب بودن بازارهای سرمایه و سرمایه‌گذاری در سایر بخش‌ها رو به سوی این خانه جاودانه سودآور بیاورند. اما متقاضیان خرید مسکن برای مصرف بدون شک از افزایش قیمت مسکن فقط یک منعفت کسب می‌کنند و آن این است که نمی‌توانند صاحب خانه شوند. کم‌درآمدها هم که در شرایط رکود جایی در بازار مسکن نداشتند چه برسد به رونق بازار که یعنی افزایش قیمت.
اما باید منتظر ماند و دید که آیا بخش مسکن با افزایش قیمتی که در مصالح ساختمانی رخ خواهد داد از این رکود خارج خواهد شد؟ تجربه نشان از آن دارد که سرعت افزایش قیمت در بازار مسکن خیلی بیشتر از سرعت افزایش درآمد ناشی از هدف‌مندی یارانه‌ها برای طبقات متوسط و کم‌درآمدها خواهد بود و اولویت بسیاری از کالاها برای حاشیه‌نشاینان بیش از مسکن است. بنابراین اگر رونق یعنی افزایش قیمت، پاسخ به پرسش فوق مثبت است.

Previous Entries Next Entries