علم اقتصاد و نهاد

سال ۱۳۷۶ وقتی برای نخستین بار در کلاس در اقتصاد خرد حاضر شدم برداشتم این شد که علم اقتصاد تفاوت چندانی با شیمی و فیزیک ندارد، که بعدها فهمیدم اولی جزء علوم اجتماعی است و دومی‌ها جزء علوم طبیعی‌اند. این درحالی بود که تصور می‌کردم همان‌طور که زیست‌شناسی با فزیک تفاوت دارد موضوع علم اقتصاد نیز باید متفاوت از سایر علوم باشد. آن روز استاد به آموخت که در اقتصاد نیز فرد به دنبال حداکثر کردن مطلوبیت و بنگاه به دنبال حداکثر کردن سود است. وقتی معادله برابری پس‌انداز با سرمایه‌گذاری را یاد گرفتم یاد فرمول‌های شتاب در فیزیک می افتادم. بعدها هم یادگرفتیم که تولیدکنندگان عاقل تنها زمانی اقدام به فروش کالاهای خود می‌کنند که هزینه نهایی برابر با درآمد نهایی باشد درست همان‌طور که افراد وقتی جذب هم می‌شوند و در کنار هم قرار می‌گیرند که محصول نهایی باهم بودن‌شان متناسب با تلاش‌شان و به‌طور معکوس متناسب با مجذور فاصله‌شان از هم باشد. منظورم شکل‌گیری چیزی است که بعدها فهمیدم اصطلاحا یک کنش جمعی است. در هیچ‌کجای علم اقتصادی که آموختم صحبت از این نبود که موضوع علم اقتصاد با اعتقادات انسانی و سایر ویژگی‌های این موجود عقلایی ارتباط دارد و درواقع، بازهم تکرار همان موضوع بود که هرآن‌چه در علم اقتصاد توصیف می‌شد درست همانند فیزیک و شیمی بود، مستقل از انسان. البته باید بگویم که استادان من در کارشان بی‌نظیر بودند و این موضوع را خیلی خوب به من یاد داده بودند و هرگر تفاوت چندانی میان علوم طبیعی و اقتصاد قائل نبودم.
اما چندسال بعد و بعد از دوران کارشناسی ارشد و با فراگیر شدن اینترنت با واژه‌ نهاد در علم اقتصاد و اقتصاد نهادگرایی آشنا شدم و درجایی خواندم که علم اقتصاد برخلاف فیزیک و شیمی با حقایق نهادی ارتباط دارد. حقایقی مانند پول، نرخ‌های بهره، ارز و بیکاری، شرکت‌ها و تراز پرداخت‌ها. البته من بیشتر با همه این کلمات آشنا شده بودم، اما نمی‌دانسم که می‌توان با عینک نهادی به آنها نگریست. حقایق نهادی در واقع قلب موضوع اقتصاد را شکل می‌دادند. پیشترها و شاید اولین تعریفی که از علم اقتصاد آموختم این بود که «اقتصاد علم تخصیص منابع کمیاب…» است. آن روزها نگفتند که این تعریف متعلق به لیونل رابینز است، چندسال هنگام گذر از جلو یک کتاب فروشی کتابی با عنوان تاریخ عقاید اقتصادی دیدم نوشته لیونل رابینز. اما به هر حال تعریف رابنز نشان از وجود یک ضوابط نهادی نامرئی داشت. در طول تمام سال های تحصیلم استادانم همیشه بر کمیابی و تخصیص تاکید کرده بودند: وقتی دو پسربچه به دنبال یک توپ می دوند، وقتی دو سگ بر سر استخوانی به هم می‌پرند و …؛ یعنی تخصیص منابع کمیاب. همیشه به ما گفته بودند که این موضوع اصلی علم اقتصاد است. اما پس از آشنایی با نهادگراها دیدم که نظران این است که مهم تر از تخصیص، شیوه تولید کالا و مکانیزم تخصیص است. به عبارت دیگر معتقد بودند که شیوه تولید و مکانیزم تخصیص کالا مسائل نهادی اقتصاد هستند. با توجه به مرکزیت نهادها و عوامل نهادی در اقتصاد برایم جالب بود که تا به آن زمان هر آن چه که درباره جریان غالب علم اقتصاد خوانده بودم، بحثی درباره نهادها نداشت.

۳ Responses to “علم اقتصاد و نهاد”

  1. ولی من دقیقا تجربه برعکسی داشتم. دقیقا. اکثرا اساتیدی که با آنها کلاس داشتم دقیق اصرار بر علوم اجتماعی بودن اقتصاد میکردند. یادم هست استادی داشتیم که روحانی بود و به ما درس تاریخ عقاید و فقه میداد به شدت اصرار بر علوم اجتماعی بودن علم اقتصاد داشت. حتی استادی که خرد ازش یاد گرفتیم حدود بیست صفحه اول جزوه خرد یک دوران کارشناسی امان پر بود از جهان بینی متفاوت و … حتی چند تعریف متفاوت از علم اقتصاد به ما ارائه کرد و ریشه هر کدام را گفت و … استاد اقتصاد ایران و توسعه ای داشتم که هر دو نهادگرا بودند. استاد سنجی ای داشتم که به شدت طرفدار اقتصاد دولتی بود و … استاد اقتصاد کلان و زبان تخصصی ای داشتم که اگر یک مقاله ای بهش نشان میدادیم که چند تا فرمول ریاضی و مدل و … داشت به ما میگفت این مقاله اصلا ایراد دارد باید بندازیدش دور و … (البته یادم هست مدتها به خاطر عقاید اقتصادی اش ممنوع التدریس بود و مثل اینکه حتی زندان هم رفته بود) استاد تجارت بین المللی داشتیم که طرفدار اقتصاد سوسیالیستی و اسلامی بود و …اتفاقا از همه طیف و همه نوع اساتید را تجربه کردم و تازه این تجربیات من معمولا با جبری به اسم انتخاب واحد و ساعات کاری همراه بود و الا اساتیدی از نوع دیگر هم بودند و … و بعدها که به اینترنت و … دست پیدا کردم با یک تناقض جدی روبرو شدم که چرا اینقدر اصرار بر ریاضی بودن علم اقتصاد وجود دارد در حالی که من حداقل طی هفت سال دانشگاه رفتن یاد گرفته بودم که همه چیز به انسان ها و دیدگاه ها یشان و نهاد و … ربط دارد؟؟؟
    برای همین گاهی فکر میکنم که دانشگاهی که رفتم خیلی خیلی بهتر از این دانشگاه های دولتی هست.
    من فکر میکنم اقتصاد دانان ایرانی و یا به عبارت دیگر اساتید فعلی اقتصاد ایران مخصوصا در دانشگاه های دولتی که با رانت نفتی استاد شدند و… دارند در حق علم اقتصاد به بهانه اینکه ما بهتر میفهمیم چون استاد دانشگاه فلان هستیم و … جفا میکنن

  2. لطفا درباره نهاد گرایی بیشتر توضیح بدید چون من هم که سال اول ارشدم خیلی اقتصاد رو متفاوت از فیزیک و شیمی نمیبینم!!

  3. سلام عبدالله
    ببین قربونت
    اگه شما در یک دانشکده علوم “انسانی” مثل علامه درس می خوندید و از اساتید “باسواد” اونجا بهره می بردید
    احتمالا طور دیگه ای فکر میکردین:).

نظر خود را ارسال كنيد