لردهای مالی

لردهای مالی

پ.ن: خبر رسید که این کتاب در دست ترجمه است.

آربیتراژ

آربیتراژ

بورژوازی مستغلات و اقتصاد شاندیز

شاندیز و طرقبه دو منطقه ییلاقی در کنار مشهد هستند که به داشتن آب‌وهوای خوب و رستوران‌ها و ششلیک‌شان معروفند. دو هفته پیش آن‌جا بودم. اولین چیزی که توجهم را به خودش جلب کرد وجود طلافروشی‌های بسیار پرزرق‌وبرق در خیابان‌ها بود. مشابه این طلافروشی‌ها را فقط در دوجای دیگر دیده‌ام: یکی کریم‌خان تهران و یکی هم مرودشت نزدیک تخت‌جمشید. بدون شک وجود تقاضا برای طلا زمینه عرضه طلا به شکل بسیار پیش‌رفته آن را در این منطقه پدید آورد است. افزایش تقاضا برای طلا نه تنها ناشی از کاهش قیمت آن نبوده، بلکه حاصل افزایش درآمد و تاحد زیادی هم ثروت مردم این منطقه بوده که آن را تبدیل به پول و سپس کالاهای زینتی می‌کنند. دومین منظره چشم‌نواز شاندیز تعداد زیاد خودروهای سواری خارجی و گران‌قیمت است. البته داستان‌هایی هم که دوستانم در این‌باره روایت می‌کردند در نوع خود شنیدنی بود. به گفته یکی از دوستان که متولد همان منطقه است در روستای‌شان روزگاری تعداد گاوها زیاد بود حالا تعداد کَمِری‌ها. در نگاه اول ثروت‌مند شدن و بهبود کیفیت زندگی مردمان این منطقه می‌تواند موجب خشنودی شود. اما این پدیده چیست که فقط شامل حال این طبقه اجتماعی خاص شده و سایر مردم را دربرنگرفته است. ظاهرا بخش اعظم ماجرا به سال ۱۳۸۶ و افزایش قیمت‌ زمین در این منطقه برمی‌گردد. تنها دارایی اصلی مردمان این منطقه زمین بوده که پس از افزایش چشم‌گیر قیمت آن در سال ۱۳۸۶ موجب ثروت‌مند شدن زمین‌داران را فراهم کرده است، چیزی که از آن با نام بورژوازی مستغلات یاد می‌شود. اما این طریق ثروت‌مند شدن عدم‌تعادل‌هایی را در بازارهای مختلف این منطقه پدید آورده است که نمونه آن را با مدتی پیاده‌روی و بحث و گفت‌وگو با کاسبان محلی و صاحبان رستوران‌ها و احیانا فروشندگان کالاهای بازارهای زیرزمینی می‌توانید مشاهده کنید. وقتی در بازر طلا و خودرو چنین تحولاتی ظرف چند سال اتفاق می‌افتد بدون شک در بازارهای زیرزمینی چه تقاضاهایی که ایجاد نشده است.

سرزمین های شبح زده

دیروز کتاب انقلاب و ضدانقلاب پیتر کالورت نشر آشیان را خواندم که خواندنی است.

سرزمین های شبح زده تینا روزنبرگ از سوی نشر ثالث منتشر شده و ارزش خواندن دارد.

اقتصاد تجربی

اقتصاد تجربی. کتابی است از انتشارات دانشگاه پرینستون. فصل اولش که جالب است. اگر دوستان به نسخه الکترونیکی آن دسترسی دارند من را بی نصیب نگذارند.

نسبت های جنسی و رشد اقتصادی در روزنامه دنیای اقتصاد

اقتصاد نهادگرایی در آستانه قرن بیست و یک از جفری هاچسون هم خواندنی است.

انسان موتوریزه محمد قائد حرف دل این روزهای من است. در همین سایت مطلب دل شکسته پدر درباره طالقانی را هم از دست ندهید. بی نظیر است.

چقدر ما کم می دانیم مقاله ای است از راسل رابرت در مجله صدای اقتصاددان. شاید آن را ترجمه کنم.

مشغول خواندن کتاب اینجا همه آدمها اینجوریند هستم. کتاب خیلی خواندنی است. داستان سوم شرح حال خانواده ای چینی است که بعد از تحولات اقتصاددی چین می خواهند مراسم صبحانه خوردنشان را از شکل سنتی خارج و به شکل مدرن تغییر دهند. از امکانات سوسیالیسم فراتر روند و به سرمایه داری بپیوندند.

راستی: حالمان بد نیست غم کم می خوریم. کم که نه هر روز کم کم می خوریم. ویژگی مشترک مردم از هر رنگی برای من رفتار غیراخلاقی آنها است.

Previous Entries Next Entries