ای طلای سیاه، ای مولد مقام و جاه و ای همسر خورشید و ماه …
ای آنکه دیگران را طلایی و ما را بلایی، دیگران را مشکلگشایی و با ما بیلطف و وفایی …
ای که همه امیدها به توست و چشم ما به توست و جنگ دنیا به توست …
تو آنی که رجال را ریاست میدهی و به آنها تدبیر و کیاست میدهی و به بزرگان سیاست میدهی …
ای آنکه چون یوسف در چاه اسیری و پشتیبان هر امیدی و رفیق هر وزیری … تو را ستایش میکنیم که …
دیگران را از ما راضی میسازی و با آنها نرد عشق میبازی
تو را نیایش میکنیم و از تو خواهش داریم … بیا و دیگران را به چیزی مگیر و آنها را نپذیر و اگر میسر است به ما هم تفضلی کن تا عمری سپاسگزار وجودت باشیم و ممنون از کرم وجودت باشیم و بهرهور از سودت باشیم!!
اسد، توفیق، شماره ۱۵، پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۲۹، کتاب طنزهای نفتی، انتشارات کویر
جالب بود:)
من نمیدنستم کتاب طنزهای نفتی داریم ! چه جالب!