نظام بازار
بازار چیست، بازار چگونه کار میکند و چه برداشتی از آن میشود
چارلز لیندبلوم، نشر نی، ترجمه محمد مالجو، ۱۳۸۸، ۴۸۰۰ تومان
«چیست این نظام بازار؟» لیندبلوم ابتدا میکوشد میان نظام بازار و بازار تمایز بگذارد. «گرچه اینطور نیست که همه جامعهها نظام بازار داشته باشند، همه جامعههای موجود از بازار استفاده میکنند». فردی که در «چین مائوئیست زندگی میکرد همه انواع بازار را میدید» درحالیکه اقتصاد این کشور مبتنیبر نظام بازار نبود. باید بگویم خیلی زود و در همان مراحل آغازین مشخص میشود که کتاب نظام بازار اقتصاد، سیاست و اجتماع را در یک چشمانداز وسیع با هم ادغام میکند و به مرزهای محدود درون رشتهای پشتپا میزند. بهعبارت دیگر، نظام بازار بر لبه مرزهای این سه رشته علوم اجتماعی سیر میکند و نه در درون رشتهها. شاید به قول امروزیها بتوان گفت که یک کتاب میانرشتهای است. البته باید بگویم که تقریبا هیچ یک از ایدههای مطرح شده در کتاب بکر و بدیع نیستند، اما نتیجه کلی و ترکیب این ایدهها با هم تصویری زیبا از چشماندازی غریب ارائه میدهد. این کتاب فارغ از گفتارهای نامفهوم است و فرض میکند هیچ پیشزمینه تکنیکی نیز برای شروع بحث وجود ندارد. بااینحال، کتاب میتواند متخصصین را به خواندنش تحریک کند. لیندبلوم بهعنوان یک فرد دانشگاهی با پیشزمینه اقتصاد و سیاست در سراسر کتاب آرام و بیغرضورزی به بیان ایدههای خود میپردازد؛ جالبتوجه اینکه بهنظر میرسد هیچ پیشانگاری سیاسی هم در ذهن ندارد و این احتمال وجود دارد که هرکس به هنگام خواندن کتاب نکتهای برای مخالفت با او پیدا کند.
لیندبلوم در سرتاسر کتاب بر این موضوع تاکید میکند که نظام بازار یک نظام هماهنگی اجتماعی است، یک «هماهنگکننده غولپیکر» که به فراسوی رفتارهای اقتصادی میرود. لیندبلوم این پیام را بارها و در قالب یک جمله بهخوبی بیان میکند: «بهجامعه بیاندیشید، نه به اقتصاد». نظام بازار بهمثابه ابزاری برای هماهنگی اجتماعی و ابزاری توانمند برای «صلحافروزی اجتماعی» بهشمار میرود. برخی از ویژگیهای جالبتوجه آن عبارتند از «اشاعه مشارکت و کنترل، سهولت مساله تصمیمگیری، هماهنگسازی مجموعه متعارضی از ترجیحات (رجحانها)، و انعطافپذیری». پیهای اصلی ساختمان نظام بازار هم از دید نویسنده به این شرح است: آزادی، مالکیت، قاعدهِ «این در عوض آن»، پول، تولید برای فروش، واسطهگران، کاسبکاران و مجتمعها».
وی به شیوهای ظریف نظام بازار را به چالش میکشد و حرفش را اینطور بیان میکند که حداکثر توانایی نظام بازار از نظر تئوریک خیلی عظیم است: تنها پیششرطهای آن «کنترل مشروط، کمیابی و مشارکت داوطلبانه» است و برخلاف برخی ادعاها، کاملا قادر به دسترسی به اهداف جمعی است. اما حقیقت این است که دامنه واقعی توانایی نظامهای بازار که لیندبلوم آن را «دامنه انتخاب» مینامد کوچکتر از این حرفهاست.
لیندبلوم در بخش دیگری از کتاب به سراغ این پرسش میرود که در نظام بازار باید چه چیزی تولید شود. او با «قاعده این در عوض آن» شروع میکند و معتقد است مردم منطبق با آنچه میخواهند داشته باشند رفتار میکنند. «میتوان بلای نابرابری بازاری را یا به این دلیل کماهمیت جلوه داد که نظامهای غیربازاری تاریخِ نابرابریِ حتی شدیدتری را نشان میدهند یا به این دلیل که نظامهای کمونیستی با همه ایدئولوژی برابریخواهانهشان کماکان نابرابری شدیدی را تکرار میکنند. اما هیچ یک از اینها ابعاد نابرابری بازار را انکار را نمیکنند. درعینحال، امکانناپذیری برابری کامل و صددرصد نیز نابرابری فعلی را توجیه نمیکند، نوعی نابرابری که از قاعده «این در عوض آن» سرچشمه میگیرد». اما وقتی این موضوع به کارایی میرسد، نظامهای بازار در برابر مداخله سخت به نظر میرسند.
او بحث میکند که علیرغم همه کوبیده شدنها بر طبل کارایی نظام بازار، اما این نظام ناکاراییهایی هم دارد: سرریزها، که خیلی مهم هستند و به دور از توسعه بازار تعریف میشوند؛ آثار قدرت نامتقارن بر مناسبات و قراردادهای بازاری (که لیندبلوم آنها را «فسخ قراردادها» میداند)؛ انحصار و قیمتهای دلبخواهی؛ بیاطلاعی (جهالت را بیشتر دوست دارم) و عدمعقلانیت؛ نابرابری؛ و انگیزههای کاسبکارانه. و البته او معتقد است حتی بدون موارد فوق نیز نظام بازار باز هم کارا نخواهد بود، به دلیل «شعاع محدود عملکرد آن». اینجا وی بحث «تصمیمهای متقدم» را طرح میکند. او معتقد است این تصمیمها کارایی نظام بازار را «شدیدا تغییر و تقلیل میدهند» و از «سنت و قانون و تصادفهای تاریخی سرچشمه میگیرند و عمدتا هم اجباری هستند».
اغلب بحث میشود که نظام بازار آزادی را همانند کارایی فراهم میآورد. لیندبلوم به بعضی از شرایط نگاه میکند: بسیاری از آزادیهای بازار بدون وجود نظام بازر هم امکانپذیر هستند. شرکتها اغلب اقتدارگرا هستند و مبادلات بازار اغلب تا میزانی از اجبار را دارند. «دولتها به شکلهای گوناگون برای حمایت از آزادیهایی که خود بازار نمیتواند تحت حمایت قرار دهد پا پیش گذاشته است. دولتها، یعنی اکثر دولتها، نمیگذارند مردم خود را به بندگی بفروشند و محدودیتهایی را برای اخراج کارگران قائل میشوند. مثلا … اتحادیهها و سایر گروههای بخش خصوصی نیز غالبا مداخله میکنند. اینکه هم اینها و هم دولت به دفعات به مداخله روی میآورند کثرت جرایم بازاری بر ضد آزادی را میرساند».
بسیاری بازارها را به دلیل آثار نامطلوب آنها بر شخصیت و فرهنگ مورد انتقاد قرار دادهاند، اما لیندبلوم در کنار این به مسائل دیگری میپردازد. انتقاد دیگری را مطرح میکند و آن این است که بازار از طریق اقناع تودهها «دور باطل بازار» را ایجاد میکند- به عبارت دیگر «کنترل نخبگان بازاری بر روی ذهن تودهها» عامل بروز آن است. البته او معتقد است در مواردی هم هجومهای فروش از سوی نخبگان بازاری بر مصرفکننده «برای کنترل مصرفکننده بر نخبگان بازاری خیلی هم تهدیدکننده نیستند». «یورش به ذهنها» شِکوه دیگری است که ناشی از تبلیغات پرتکننده حواس مصرفکننده هستند که نخبگان بازاری طراحیشان میکنند تا «ظرفیت انسان برای استفاده از ذهن او را متلاشی کنند». گویی کاسبکارارن بازاری میکوشند تا از «تامل عقلانی» مصرفکننده درباره کالاها ممانعت به عمل آورند و به همین ترتیب معتقد است که امکان دارد براثر توافق میان نخبگان بازاری و نخبگان سیاسی «دورباطل سیاسی» بهوجود بیاید که نخبگان از این موقعیت منفعت میبرند و در عوض آن به حفظ نظام بازار میپردازند.
فصول پایانی کتاب نظام بازار به گزینههای جایگزین یا همان «بدیلهایی برای نظام بازار» میپردازد. در ابتدا لیندبلوم به بررسی بدیلهایی برای نظام بازار میپردازد اما بعد از آن بحث میکند که هر نظام جایگزینی از سازماندهی اجتماعی بهجای نظام بازار باید بسیاری از ویژگیهای همین نظام بازار فعلی را داشته باشد. باید بگویم
البته کتاب حاوی سرفصلهای دیگری هم هست که مجال پرداختن به آنها نیست. هنگامی که این کتاب را میخواندم همان چیزی به ذهنم رسید که نویسنده در ابتدای کتاب گفته است: استادان من در دانشکدههای اقتصاد یا نمیدانستند نظام بازار چیست یا فقط درختان را به من نشان دادند و نه جنگل را. یعنی آنها مدام از اجزای نظام بازار حرف میزدند نه از نظام بازار.
سلام.مدتی است که مطالب وبلاگ تون را دنبال می کنم.موضوعاتی را که دنبال می کنید برایم جالب است.چند روزی است که دنبال این کتابی هستم که معرفی کردید.به نظرم کتابی باشد که ارزش خوندن داشته باشه.
امیدوارم بعدا بیشتر با هاتون آشنا شوم.
در هر حال موید و بهینه باشید.
ممنون از مرور خوبتون
نویسندهی کتاب آدم خوشفکریه. این اولین نکتهای بود که بعد از خوندن چند صفحهی اول کتاب به ذهنم رسید.
لیندبلوم توی این کتاب میگه که “به جامعه بیاندیشید، نه به اقتصاد”.
یعنی “توی این کتاب” چندان به “انسان” توجه نداشته و تاکیدش بر “جامعه” بوده. اگه جامعه رو با یه گراف مدل کنیم که آدمها رأسهای گراف باشن و ارتباطات بین آدمها، یالهای گراف، پربیراه نیست اگه گفته بشه که نظام بازار “بیش از سایر نظامها” بر یالها تاکید داره و کمتر بر رأسها.
نسبت به نظام بازار نه دلبستگی دارم و نه دشمنی. بیشتر این جوری نگاه میکنم که نظام بازار حاصل فرآیندی تاریخیه. به نظرم باید نقاط قوت و ضعف نظام بازار رو به عنوان ساختار جهانی حاکم بر تک تک آدمها، بر تودهها، بر حکومتها، بر اقتصاد، بر اجتماع، بر فرهنگ و … خیلی خوب شناخت.
آقای فرهادیپور،
شما منبع خوبی رو سراغ دارید که به نظام بازار به عنوان حاصل فرآیندی تاریخی یا تکاملی نگاه کرده باشه؟
سلام شاید اینجا جاش نباشه بپرسم میخواستم نظرتون راجع به دانشکده های اقتصاد دانشگاه آزاد بدونم ندیدم تو بحثاتون در این باره چیزی گفته باشین؟نظرتون برام مهمه ممنون میشم جواب بدین
من چندان با آنجا آشنایی ندارم
This is a intelligent blog. I imply it. You’ve got a lot knowledge about this situation, and a lot passion. You also understand how to create people rally behind it, obviously through the responses. Youve received a design and style here thats not also flashy, but can make a statement as huge as what youre declaring. Wonderful career, certainly.
This really answered my problem, thank you!
Your place is valueble for me. Thanks!…
There are certainly a lot of details like that to take into consideration. That is a great point to bring up. I offer the thoughts above as general inspiration but clearly there are questions like the one you bring up where the most important thing will be working in honest good faith. I don?t know if best practices have emerged around things like that, but I am sure that your job is clearly identified as a fair game. Both boys and girls feel the impact of just a moment’s pleasure, for the rest of their lives.
abaggarly@mercurynews.comPosted: 09/23/2009 10:43:14 PM PDTUpdated: 09/24/2009 03:32:04 AM PDT
The magnificence of those blogging engines and CMS platforms will be the lack of limitations and ease of manipulation that enables developers to implement prosperous subject material and ‘skin’ the site in such a way that with extremely small work one would in no way recognize what it’s producing the web site tick all without having limiting material and effectiveness.
The link is not a fluke as some would suggest even though the left would say otherwise.
toonsy says:March 15, 2010 at 8:00 pm
Excellent publish! I?m just starting out in community management/marketing media and trying to learn the way to do it effectively – resources like this report are incredibly helpful. As our company is based within the US, it?s all a bit new to us. The example above is something that I worry about as properly, how you can show your own genuine enthusiasm and share the fact that your product is useful in that case
Part of my evaluation of an OC is points scored. The Steelers I would bet are averaging fewer than 20 pts a game. Im only considering actual offensive scores. Because they give up only about 14 it works, but they are very vulnerable for a 1 and done playoff scenario.
Oh wow. Uhmm.. I actually like watching Nathan dribble a basketball.. with his shirt off.. looking all sexy and whatnot. So are we actually going to see Nathan and basketball next season? I understand not seeing it (cause it isnt authentic if you dont get the real Bobcat players) but how about mention some practices or showing him training? Yeah? Thanks!
There is noticeably a bundle to know about this. I assume you made sure nice points in features also.
SHEARER SHEARER SHEARER SHEARER SHEARER!!
I admire the useful details you provide within your articles. I will bookmark your weblog and have my kids verify up here frequently. I am quite confident they will discover a lot of new things right here than anybody else!
I admire the useful data you supply in your articles. I will bookmark your blog and also have my kids verify up right here frequently. I am really confident they’ll discover lots of new stuff right here than anyone else!
Thanks for taking the time to discuss this, I feel strongly about it and adore learning more on this subject. If possible, as you gain expertise, would you mind updating your blog page with more information? It is extremely helpful for me.
Hello to all I cannot understand how you can add your internet site in my rss reader. Support me, please
Hello to all I can’t understand how to add your internet site in my rss reader. Assist me, please
Good read … headline catchy … good points, some of which I have learned along the way as well (humility, grace, layoff the controversial stuff). Will share with my colleagues at work as we begin blogging from a corporate perspective. Thanks!
Pretty excellent post. I just stumbled upon your weblog and desired to say that I’ve really enjoyed reading your weblog posts. Any way I’ll be subscribing in your feed and I hope you publish again soon.
the future so please keep up your work. I love your content & the way that you write. It looks like you’ve been doing this for a while now, how long have
This article gives the light in which we can observe the reality. this is quite good one particular and gives indepth data. thanks for this nice report
Just one anonymous A-holes opinion, but thats how I see it. Report this comment Reply admin says: November 12, 2009 at 10:26 pm JJ might be Jon. Ill be watching. My apologies to you all. We are not going there. I cant believe you bit on that, jfh. Come on man! Report this comment Reply packer_bob says: November 12, 2009 at 10:30 pm ^^^^^^^^^Jog saver= job saver.
This really is my very first time i check out right here. I observed numerous entertaining stuff within your blog site, specially its discussion. From the tons of feedback on your articles, I guess I’m not the only one obtaining each of the satisfaction right here! Preserve up the great operate.
Great line up. We will be linking to this great article on our site. Keep up the good writing.
The world media wants to believe our economic woes are sourced from bankrupt American citizens and the sub-prime mortgage crisis. It is the financial elite who are media puppeteers funding programs like this because they want to steer our attention away from the real issue. Something likened to a magicians hat and cane trick. Powerful economic forces want us to focus on sub-prime mortgages and ignore that over the last three decades American jobs have been outsourced to all corners of the world. Without jobs ordinary Americans can’t afford homes and there should be major deflation and price corrections. But instead, the financial elite conspired with the Federal Reserve and government to flood the market with “funny†loans to keep values going up. Our whole economy has become one giant Ponzi scheme and the media is intentionally ignoring the issue of greed, government corruption and outright criminal activity. Perhaps the best part of this program was cut onto the editing room floor, nonetheless, by side stepping the underlying issues it comes off as British bias and propaganda mixed in with some Economics 101 for entertainment. Watch this 2-hour program because it is better than nothing but don’t drink the Kool-Aid.
I can see that you simply are putting a a lot of efforts into your blog site. Preserve posting the good operate.Some really helpful data in there. Bookmarked. Nice to see your site. Thanks!
You obtained a really useful blog I have been right here reading for about an hour. I’m a newbie along with your achievement is quite considerably an inspiration for me.