آزمون کارشناسی ارشد اقتصاد

فردا آزمون کارشناسی ارشد اقتصاد برگزار می شود. سال گذشته بچه های دانشکده اقتصاد همدان در صدر قبولی ها قرار داشتند. نکته جالب سال قبل این بود که تعدادی از بچه های قبول شده در دانشگاه تهران از دانشکده های اقتصاد آزاد و پیام نور فارغ التحصیل شده بودند. نمی دانم کیفیت آموزش اقتصاد در این دانشکده ها بهتر شده یا در دانشکده های معروف تر کاهش یافته است؟ شاید هم قبولی در آزمون ارشد اقتصاد ارتباطی با دوره کارشناسی و استادان ندارد و صرفا تابعی است از کلاس کنکور و تلاش شخصی افراد و خواندن جزوه های خوب؟ وقتی برای دوره دکتری کلاس کنکور برگزار می شود خدا به داد آزمون ارشد برسد! اگر روز شنبه سوالات به دستم رسید تحلیلی درباره آنها می نویسم.

بیماری هلندی و تثبیت قیمت‌ها در دوره قاجار و بازار کتاب

چهارشنبه گذشته به‌اتفاق عنایت کلایی سر از دانشکده اقتصاد مشهد درآوردم. مقاله‌ای پیرامون نفت و آثار آن بر اشتغال در اقتصاد ایران ارائه می‌شد. البته نویسنده برای بیان مقصود خود از ادبیات بیماری هلندی بهره گرفته و حرفش این بود که با بروز بیماری هلندی سرمایه‌ها از بخش قابل‌تجارت به بخش غیرقابل‌تجارت ضمن ایجاد رکود در آن بخش باعث می‌شود که متخصصین این بخش‌های رکودزده نیز برای کسب درآمد به مشاغل غیرتخصصی خود روی بیاورند. نویسنده معتقد بود بیماری هلندی مزمن و نه خود بیماری هلندی باعث فرار سرمایه از کشور می‌شود. نقدی هم که توسط عنایت کلایی و دکتر بحرینی بر این بینش وارد شد این بود که بیماری هلندی خواه مزمن و غیرمزمن صرفا باعث فرار سرمایه از بخش قابل‌تجارت به بخش غیرقابل‌تجارت می‌شود و نه فرار سرمایه از کشور. مشکل دیگر مقاله این بود که نوآوری آن حداقل برای من مشخص نبود و هیچ شواهد آماری هم برای تائید مدعای خود ارائه نکرده بود. نویسنده فقط صحبت از بلا و کابوس و مصیبن نفت کرده بود. راستی من هم یک ایده افراطی دارم و آن این است که بیماری هلندی با اتمام نفت خوب می شود.
اما نویسنده در میان پاسخ‌های خود به تثبیت قیمت‌ها در دوره ناصرالدین شاه اشاره کرد که در نوع خود جالب است: ظاهرا براثر گرانی نان و ماست که قوت غالب مردم در آن زمان بوده مختارالسلطنه دستور تثبیت قیمت ماست را می‌دهد. ظاهرا این امر باعث کاهش کیفیت ماست می‌شود و گرچه قیمت کاهش می‌یابد اما ماست‌بندها و ماست‌فروش‌ها با به آب بستن ماست به همان کار خود ادامه می‌داده‌اند. یک روز خود مختارالسلطنه راه می‌افتد و به در دکان ماست‌فروشی می‌رود و قصد خرید می‌کند. فروشنده می‌گوید: چه‌جور ماستی می‌خواهی؟ ماست دولتی یا ماست اصل؟ ماست‌های جلوی در دکان ماست دولتی است که دوسوم هر کیلیوش آب است و به قیمت دولتی عرضه می‌شود و ماست‌های پشت دخل ماست اصل است و گران‌تر. ناگهان مختارالسلطنه ماموران را صدا می‌کند و دستور می‌دهد مرد را سروته کرده و جلو در مغازه آویزان کنند و کمربندش را تا می‌شود سفت کنند. بعد از دم‌پای شلوارش ماست‌های دولتی را توی شلوارش بریزند تا آب ماست‌ها برود و ماست خالص حاصل شود. خبر تنبیه مرد در تهران می‌پیچد و بقیه هم ماست‌ها را کیسه می‌کنند.
در ادامه سفر به کتاب‌فروشی امام در مشهد رفتیم. خاطرات امیرتیمور کلالی وزیر کابینه مصدق از مجموعه تاریخ شفاهی ایران منتشر شده بود، کتاب را خریدیم و عنایت شروع کرد به خواندن. تکیه کلام‌های امیرتیمور طی این چند روز ما را سرگرم کرده بود، از جمله انترسان. ظاهرا انترسان همان فرانسوی اینترستینگ یا جالب فارسی است. برای مثال: این مجسمه خیلی انترسان است. قبل از حضور بهمن کارگزار چه تعابیری که از این کلمه نداشتیم. چند بیت شعر زیبا هم در این سفر شنیدم که لطافت خاص خود را دارند:
هزار آداب داره گوسفند چرونی/ هواپیما نِیَه تِرتِر بُرونی
ای دل جهان به کام تو شدشد، نشدنشد/ دلبر اگر که رام تو شدشد، نشدنشد
ترجمه کتاب رفاه نوشته نورمن بری و بازخوانی کتاب لردهای مالی احمد لیاقت تمام وقت و توانم را گرفته است.
نشر آگاه یک مجموعه پنج‌جلدی با عنوان درآمدی بر فهم جامعه مدرن در ادامه پنج‌جلد اول این دوره روانه بازار کرده است: ۱- دموکراسی در جوامع مدرن ۲- دولت در جوامع سرمایه‌داری پیش‌رفته ۳- فرهنگ سیاسی و جنبش‌های اجتماعی ۴- شهروندی و دولت رفاه ۵- فوردیسم و صنعت مدرن. هم مترجمان افراد سرشناسی هستند و هم اصل کتاب از اهمیت کافی برخوردار است. داشتن این دو مجموعه در کتاب‌خانه خالی از لطف نیست.
نشر شیرازه مدتی پیش کتابی با عنوان روشنفکران و دولت در ایران منتشر کرد که کتاب جالب‌توجهی است. خواندن آن را توصیه می‌کنم.  همین ناشر کتابی هم با عنوان جنگ چچن، بهای سنگین استقلال منتشر کرده که خواندنی است و کوتاه. عقرب روی پلیه‌های راه‌آهن اندیشمک نوشته حسین مرتضائیان آب‌کنار را هم خواندم. خواندنی است. بزرگان اقتصاد نوشته رابرت هایلبرونر هم تجدید چاپ شده که داشتن آن به علاقه‌مندان به اقتصاد توصیه می‌شود. سه فصل مربوط به تئوری بازی‌ها از کتاب ام.دبیلو.جی یا همان خرد ماس‌کولل هم در دانشگاه امام صادق ترجمه و روانه بازار شده است.

مجله گفتگو

گفتگو یا گفت و گو از آن کلماتی است که حالم را به هم می زند. یگانه شیوه گفت و گو در این شهر و با مردم زور است. اگر زور بازوی زیادی داشته باشی یا حداقل در ظاهر اینچنین بنمایی مشکلی برایت پیش نمی آید. بگذریم. شماره ۵۴ مجله گفتگو منتشر شده است. بحث اصلی این شماره پیرامون انتخابات بیست و دوم خرداد است و دولت. مقاله مراد ثقفی «فرصتی دیگر برای بازسازی دولتی قانونی» را خواندم. این مقاله هر چند کوشیده تا مساله گریز از قانون در میان دولت های پس از جنگ و به خصوص دولت هاشمی و خاتمی را تشریح کند بیشتر مرا یاد پیری می اندازد که دارد می گوید اگر چنین می شد خوب بود و حالا که نشده دودش در چشم همه می رود. اگر قانون سرمایه گذاری درست طراحی می شد چنان می شد حالا  که  نشده چنین شده. راستش این حرفها دیگر تازگی ندارد. در ابتدای مقاله هم  این فرض را مطرح می کند که هر یک از دولت های هاشمی و خاتمی پس از بروز یک مشکل قانونی برای حل آن به سوی حامیان خود می رفتند. به گمانم شاید این فرضیه در مورد هاشمی درست باشد اما در مورد خاتمی هرگز درست نیست. راستش برای من مقاله ثقفی در ضمن یک بیان تاریخی از ماجرا و نبش قبر خوب چند موضوع خاص بیشتر شبیه مرثیه ای است که باید بر سر مرده خواند. حرف جدیدی برای من نداشت و من از مجله ای با داعیه روشنفکری توقعی  ….  برای مثال در جایی به این موضوع اشاره می کند که بحث مظلوم نمایی و افشاگری را همین اصلاح طلبان به راه انداختند. راستش این حرف گرچه شاید خوب باشد اما کمی یا شاید بیش از کمی از موقع بیان آن گذشته است. در بخش نتیجه گیری هم حرف هایی زده شده که اصلا در مقاله رگه ای از آنها یافت نمی شود و بیشتر شعاریند. باقی مقالات را طی همین چند روز می خوانم. توصیه می کنم مجله را بخرید.

خاطرات و خطرات اقتصادی (۵)

یک روز به سید حسین ذوالنور مراجعه کردم و پرسیدم معنای فلان لغت اینگیلیسی چیست؟ شما درس تجارت‌بین‌املل را گذرانده‌اید؟ بله. پس باید معنای آن را بدانید و جواب نداد.

بیانیه های اقتصاددانان

این وبلاگ می خواهد بیانیه های اقتصاددانان را بررسی کند. خواندن هر یک از آنها جالب است

Previous Entries