خاطرات و خطرات اقتصادی ۴

ترم اول گروهی از دوستانم مجبور شدند درس زبان تخصصی بگیرند، البته با یکی از بهترین و سخت‌گیرترین استادان. بعد از امتحان میان‌ترم یکی از بچه‌ها گفت نمی‌دانم چرا در برخی جملات IS (است در ذهن دوستم) را بزرگ نوشته بود. من هم جوابی برای او نداشتم. وقتی ترم ۳ اقتصاد کلان ۲ داشتیم فهمیدیم که منظور از آن ISهای بزرگ درواقع منحنی آی‌اس است. من با همین استاد در ترم هفت زبان تخصصی داشتم. بی‌نظیر بود: در شیوه تدریس و نحوه اداره کلاس و همین‌طور فن تندخوانیش حیرت‌انگیز بود. از همه مهم‌تر نظم و انضباطش بود و شیک‌پوشی و خوش‌تیپیش. می‌گفت من برگه‌ها را به شیوه پلکانی صحیح می‌کنم و وای به‌حال پله‌های آخر!
روزی با ندا مشغول کار بودیم. رسیدم به PER CAPITA. گفتم می‌شود سرانه. تعجب کرد! استادش در دانشکده اقتصاد علامه‌طباطبایی گفته بود این درواقع PER CAPITAL بوده که اِلش افتاده و باید ال را به آن اضافه کرد.
من خاطرات آن روزها را در سه دفترچه یادداشت کرده‌ام و از بد روزگار آنها را در خانه پدریم جا گذاشته‌ام. اگر از دوستان کسی خاطره‌ای دارد که می‌تواند مکتوب برایم بفرستد ممنون می‌شوم.

نظر خود را ارسال كنيد