مجله گفتگو

گفتگو یا گفت و گو از آن کلماتی است که حالم را به هم می زند. یگانه شیوه گفت و گو در این شهر و با مردم زور است. اگر زور بازوی زیادی داشته باشی یا حداقل در ظاهر اینچنین بنمایی مشکلی برایت پیش نمی آید. بگذریم. شماره ۵۴ مجله گفتگو منتشر شده است. بحث اصلی این شماره پیرامون انتخابات بیست و دوم خرداد است و دولت. مقاله مراد ثقفی «فرصتی دیگر برای بازسازی دولتی قانونی» را خواندم. این مقاله هر چند کوشیده تا مساله گریز از قانون در میان دولت های پس از جنگ و به خصوص دولت هاشمی و خاتمی را تشریح کند بیشتر مرا یاد پیری می اندازد که دارد می گوید اگر چنین می شد خوب بود و حالا که نشده دودش در چشم همه می رود. اگر قانون سرمایه گذاری درست طراحی می شد چنان می شد حالا  که  نشده چنین شده. راستش این حرفها دیگر تازگی ندارد. در ابتدای مقاله هم  این فرض را مطرح می کند که هر یک از دولت های هاشمی و خاتمی پس از بروز یک مشکل قانونی برای حل آن به سوی حامیان خود می رفتند. به گمانم شاید این فرضیه در مورد هاشمی درست باشد اما در مورد خاتمی هرگز درست نیست. راستش برای من مقاله ثقفی در ضمن یک بیان تاریخی از ماجرا و نبش قبر خوب چند موضوع خاص بیشتر شبیه مرثیه ای است که باید بر سر مرده خواند. حرف جدیدی برای من نداشت و من از مجله ای با داعیه روشنفکری توقعی  ….  برای مثال در جایی به این موضوع اشاره می کند که بحث مظلوم نمایی و افشاگری را همین اصلاح طلبان به راه انداختند. راستش این حرف گرچه شاید خوب باشد اما کمی یا شاید بیش از کمی از موقع بیان آن گذشته است. در بخش نتیجه گیری هم حرف هایی زده شده که اصلا در مقاله رگه ای از آنها یافت نمی شود و بیشتر شعاریند. باقی مقالات را طی همین چند روز می خوانم. توصیه می کنم مجله را بخرید.

نظر خود را ارسال كنيد