پس از دیدن این کتاب اولین پرسشی که در ذهنم شکل گرفت این بود که مگر کلاهبرداری هم میتواند معصومانه باشد؟ از قضا نویسنده هم بعد از مقدمه اولین جمله کتابش همین است بهعلاوه این جمله که: «معصومیت چگونه میتواند کلاهبردارانه باشد»؟ پاسخ به پرسش فوق از زوایه دیدن برخی اقتصاددانان از اهمیت زیادی برخوردار است چراکه امروزه کلاهبرداری معصومانه و قانونی نقش مهم در زندگی فردی و جمعی همه انسانها ایفا میکند. گلبرایت معتقد است: «بخشی از این کلاهبرداری از اقتصاد سنتی و تعلیم آن و بخشی هم از دیدگاههای آیینی زندگی اقتصادی نشئت میگیرد».
درجایی دیگر مینویسد: «آنچه در زندگی واقعی متدوال است واقعیت نیست بلکه باب طبع روز و نفع مالی است». راستش من با این جمله و برای الان روح تهران با آن موافقم. فقط منفعت مالی کوتاهمدت برای افراد همهرنگ مهم است و بس. گلبرایت معتقد است امروز زمام امور اقتصادی دیگر در دست مالکان نیست، در دست سهامداران هم نیست، بلکه در درست مدیران است. «افسانه اقتصاد سرمایهگذار، در خدمت سهامداران بودن، جلسات تشریفاتی مدیران و جلسات سالانه سهامداران به قوت خود باقی است، اما هیچ نظارهگر شرکت مدرن که از لحاظ ذهنی کارامد باشد، نمیتواند از واقعیت بگریزد. قدرت شرکتی در دست مدیریت است». او ضعف حکمرانی شرکتی- شفافیت و پاسخگویی- مدرن را بهطور جدی در زمانه ورشستگی انرون و وردکام به چالش میکشد. البته حوادث بحران اخیر هم این گفته او را تائید میکند. در اینجا به این موضوع میپردازد که از آنجا که «کاپیتالیسم» گاهی تاریخ ناخوشایندی را تداعی میکند، این نام روبه زوال است. در واقع بهنظر او اصطلاح «نظام بازار» جایگزین «کاپیتالیسم» شده است و در این بخش از کتاب به تشریح چگونگی این دگردیسی میپردازد و هدف فراسوی این نامگذاری مجدد: «گریز از تاریخ منفی کاپیتالیسم». نویسنده این نامگذاری را با حاکمیت مصرفکننده پیوند میزند و دست به اختراع واژه «علم اقتصاد سازش» میزند. کتاب دیگر با عنوان فرهنگ رضایتطلبی از همین نویسنده منتشر شده که آنجا میتوانید معنای دقیق این واژه برساخته او را بهخوبی بخوانید. در باقی فصلها نویسنده به قدرت شرکتها و مدیریت آنها در اقتصاد مدرن پرداخته و البته گاهوبیگاه هم اقتصاد نوین آنگلوامریکایی را از دم تیغ نقدهای جدی میگذراند. آخرین جمله کتاب که در پاورقی و توسط مترجم به نقل از اقتصاددان لهستانی نقل شده این است: «کارگران آنچه را که بهدست میآورند خرج میکنند، سرمایهداران آنچه را که خرج میکنند بهدست میآورند.». خواندن این کتاب را به دو دلیل توصیه میکنم: یک اهمیت نویسنده در علم اقتصاد و آشنایی با بعضی از بینشهای او و دوم ترجمه خوب کاظم فرهادی.
علم اقتصاد کلاهبرداری معصومانه
پیشینههای اقتصادی و اجتماعی انقلاب مشروطه و انکشاف سوسیال دموکراسی
این کتاب نوشته خسرو شاکری (بروجنی) است که از سوی نشر اختران روانه بازار شده است. شاکری در این کتاب کوشیده بخشهایی از پیشزمینههای انقلاب مشروطه را که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. برای نمونه این موضوع که اقتصاد ایران نیز در آغاز دروه قاجار به اقتصاد جهانی متصل شده بود و ازاینرو وضعیت تجار و کسبه و پیشهوران و صنعتگران نوپای ایرانی بهدلیل ورود کالاهای خارجی تحتتاثیر قرار گرفت و صنایعی مانند نساجی و پارچه بافی از بین رفتند. بهدلیل معافیت گمرکی تجار روسی و اینگیلیسی، تجار ایرانی توانایی رقابت با آنها را نداشتند و بخشی از آنان ملیت این کشورها را پذیرفتند و گروهی هم روی به کشاورزی آوردند. ظاهرا مساله واردات از همان روزگار یک مشکل جدی پیشِروی اقتصاد ایران بوده است. موضوع دیگری که کتاب به بررسی مختصر اما جالب آن پرداخته آغاز سازماندهی کارگری در جامعه ایران است. بهنظر شما نخستین اتحادیه کارگری را در ایران کارگران کدام صنف یا صنعت تشکیل دادهاند؟ من قبل از خواندن این بخش از کتاب با خودم فکر میکردم احتمالا باید بخش تلگراف (مخابرات) یا صنعتی مثل قالیبافی باشد اما اینطور نبود!
نخستین اتحادیه کارگری را کارگران چاپخانه در خرداد ۱۲۸۹ تشکیل دادند. این اتحادیه ارگان خود را با نام اتفاق کارگران منتشر میکرد. ظاهرا نام این چاپخانه «کوچک» بوده است که نویسنده کتاب به اشتباه از آن با عنوان چاپخانه کوچکی یاد میکند. این اتحادیه خواستههای جالبی را در آن روزگار مطرح میکند: ۱- هیچ کارگری نباید در روز بیش از ۹ ساعت کار کند؛ ۲- تعیین حداقل دستمزد مشخص …؛ ۳- پرداخت خسارت از سوی کارفرما به کارگر در قبال اخراج بیدلیل؛ ۴- حق اخراج کارگر برای کارفرما در صورتی که ۱۵ روز قبل به او خبر بدهد؛ ۵- رفتار محترمانه با کارگران؛ ۶- پرداخت دستمزد به کارگر بیمار؛ ۷- هر چاپخانه باید پزشک مخصوص به خود را داشته باشد؛ ۸- پرداخت حقوق در صورت آسیب دیدن در هنگام کار؛ ۹- پرداخت غرامت به همسر و فرزندان کارگری که در حین کار فوت کند؛ و مواردی دیگر ….. راستش این خواسته ها نسبت به آن روزگار زیادی متعالی است و باورش برای من کمی دشوار است.
نویسنده معتقد است کارگران ایرانی بعد از خرابشدن اوضاع اقتصاد ایران به روسیه سابق مهاجرت کردند و در آنجا با اتحادیه کارگری و اعتصاب و … آشنا شدند و در واقع همین آشنایی را بستری برای سوسیال دموکراسی ایرانی میداند. البته در کتاب گزارههای زیادی هم وجود دارد که میتوان نقدهای جدی به آنها وادار کرد اما من از خواندن کتاب رضایت داشتم. یکی از نکات دیگر آن هم تشکیل مجلس تجار به ریاست امین الضرب است برای حمایت از تجار و صنعتگران و فرایند ناکامی آن که بهجای خود ماجرایی خواندنی است.
علم اقتصاد کلاهبرداری معصومانه
پنج شنبه و جمعه به دلیل بیکاری و نبود روزنامه و نبود دوست و … مجبور به خواندن دو کتاب شدم.
پیشینه های اجتماعی و اقتصادی جنبش مشروطیت، انکشاف سوسیال دموکراسی نوشته خسرو شاکری از نشر اختران بود که ظاهرا این ناشر هم دیگر فعالیت نمی کند. 
کتاب دوم علم اقتصاد کلاهبرداری معصومانه نوشته جان کنت گلبرایت با ترجمه بسیار خوب کاظم فرهادی از نشر نی بود. فردا از هر یک شرح مختصری خواهم نوشت.


بیماری هلندی و تثبیت قیمتها در دوره قاجار و بازار کتاب
چهارشنبه گذشته بهاتفاق عنایت کلایی سر از دانشکده اقتصاد مشهد درآوردم. مقالهای پیرامون نفت و آثار آن بر اشتغال در اقتصاد ایران ارائه میشد. البته نویسنده برای بیان مقصود خود از ادبیات بیماری هلندی بهره گرفته و حرفش این بود که با بروز بیماری هلندی سرمایهها از بخش قابلتجارت به بخش غیرقابلتجارت ضمن ایجاد رکود در آن بخش باعث میشود که متخصصین این بخشهای رکودزده نیز برای کسب درآمد به مشاغل غیرتخصصی خود روی بیاورند. نویسنده معتقد بود بیماری هلندی مزمن و نه خود بیماری هلندی باعث فرار سرمایه از کشور میشود. نقدی هم که توسط عنایت کلایی و دکتر بحرینی بر این بینش وارد شد این بود که بیماری هلندی خواه مزمن و غیرمزمن صرفا باعث فرار سرمایه از بخش قابلتجارت به بخش غیرقابلتجارت میشود و نه فرار سرمایه از کشور. مشکل دیگر مقاله این بود که نوآوری آن حداقل برای من مشخص نبود و هیچ شواهد آماری هم برای تائید مدعای خود ارائه نکرده بود. نویسنده فقط صحبت از بلا و کابوس و مصیبن نفت کرده بود. راستی من هم یک ایده افراطی دارم و آن این است که بیماری هلندی با اتمام نفت خوب می شود.
اما نویسنده در میان پاسخهای خود به تثبیت قیمتها در دوره ناصرالدین شاه اشاره کرد که در نوع خود جالب است: ظاهرا براثر گرانی نان و ماست که قوت غالب مردم در آن زمان بوده مختارالسلطنه دستور تثبیت قیمت ماست را میدهد. ظاهرا این امر باعث کاهش کیفیت ماست میشود و گرچه قیمت کاهش مییابد اما ماستبندها و ماستفروشها با به آب بستن ماست به همان کار خود ادامه میدادهاند. یک روز خود مختارالسلطنه راه میافتد و به در دکان ماستفروشی میرود و قصد خرید میکند. فروشنده میگوید: چهجور ماستی میخواهی؟ ماست دولتی یا ماست اصل؟ ماستهای جلوی در دکان ماست دولتی است که دوسوم هر کیلیوش آب است و به قیمت دولتی عرضه میشود و ماستهای پشت دخل ماست اصل است و گرانتر. ناگهان مختارالسلطنه ماموران را صدا میکند و دستور میدهد مرد را سروته کرده و جلو در مغازه آویزان کنند و کمربندش را تا میشود سفت کنند. بعد از دمپای شلوارش ماستهای دولتی را توی شلوارش بریزند تا آب ماستها برود و ماست خالص حاصل شود. خبر تنبیه مرد در تهران میپیچد و بقیه هم ماستها را کیسه میکنند.
در ادامه سفر به کتابفروشی امام در مشهد رفتیم. خاطرات امیرتیمور کلالی وزیر کابینه مصدق از مجموعه تاریخ شفاهی ایران منتشر شده بود، کتاب را خریدیم و عنایت شروع کرد به خواندن. تکیه کلامهای امیرتیمور طی این چند روز ما را سرگرم کرده بود، از جمله انترسان. ظاهرا انترسان همان فرانسوی اینترستینگ یا جالب فارسی است. برای مثال: این مجسمه خیلی انترسان است. قبل از حضور بهمن کارگزار چه تعابیری که از این کلمه نداشتیم. چند بیت شعر زیبا هم در این سفر شنیدم که لطافت خاص خود را دارند:
هزار آداب داره گوسفند چرونی/ هواپیما نِیَه تِرتِر بُرونی
ای دل جهان به کام تو شدشد، نشدنشد/ دلبر اگر که رام تو شدشد، نشدنشد
ترجمه کتاب رفاه نوشته نورمن بری و بازخوانی کتاب لردهای مالی احمد لیاقت تمام وقت و توانم را گرفته است.
نشر آگاه یک مجموعه پنججلدی با عنوان درآمدی بر فهم جامعه مدرن در ادامه پنججلد اول این دوره روانه بازار کرده است: ۱- دموکراسی در جوامع مدرن ۲- دولت در جوامع سرمایهداری پیشرفته ۳- فرهنگ سیاسی و جنبشهای اجتماعی ۴- شهروندی و دولت رفاه ۵- فوردیسم و صنعت مدرن. هم مترجمان افراد سرشناسی هستند و هم اصل کتاب از اهمیت کافی برخوردار است. داشتن این دو مجموعه در کتابخانه خالی از لطف نیست.
نشر شیرازه مدتی پیش کتابی با عنوان روشنفکران و دولت در ایران منتشر کرد که کتاب جالبتوجهی است. خواندن آن را توصیه میکنم. همین ناشر کتابی هم با عنوان جنگ چچن، بهای سنگین استقلال منتشر کرده که خواندنی است و کوتاه. عقرب روی پلیههای راهآهن اندیشمک نوشته حسین مرتضائیان آبکنار را هم خواندم. خواندنی است. بزرگان اقتصاد نوشته رابرت هایلبرونر هم تجدید چاپ شده که داشتن آن به علاقهمندان به اقتصاد توصیه میشود. سه فصل مربوط به تئوری بازیها از کتاب ام.دبیلو.جی یا همان خرد ماسکولل هم در دانشگاه امام صادق ترجمه و روانه بازار شده است.
مجله گفتگو
گفتگو یا گفت و گو از آن کلماتی است که حالم را به هم می زند. یگانه شیوه گفت و گو در این شهر و با مردم زور است. اگر زور بازوی زیادی داشته باشی یا حداقل در ظاهر اینچنین بنمایی مشکلی برایت پیش نمی آید. بگذریم. شماره ۵۴ مجله گفتگو منتشر شده است. بحث اصلی این شماره پیرامون انتخابات بیست و دوم خرداد است و دولت. مقاله مراد ثقفی «فرصتی دیگر برای بازسازی دولتی قانونی» را خواندم. این مقاله هر چند کوشیده تا مساله گریز از قانون در میان دولت های پس از جنگ و به خصوص دولت هاشمی و خاتمی را تشریح کند بیشتر مرا یاد پیری می اندازد که دارد می گوید اگر چنین می شد خوب بود و حالا که نشده دودش در چشم همه می رود. اگر قانون سرمایه گذاری درست طراحی می شد چنان می شد حالا که نشده چنین شده. راستش این حرفها دیگر تازگی ندارد. در ابتدای مقاله هم این فرض را مطرح می کند که هر یک از دولت های هاشمی و خاتمی پس از بروز یک مشکل قانونی برای حل آن به سوی حامیان خود می رفتند. به گمانم شاید این فرضیه در مورد هاشمی درست باشد اما در مورد خاتمی هرگز درست نیست. راستش برای من مقاله ثقفی در ضمن یک بیان تاریخی از ماجرا و نبش قبر خوب چند موضوع خاص بیشتر شبیه مرثیه ای است که باید بر سر مرده خواند. حرف جدیدی برای من نداشت و من از مجله ای با داعیه روشنفکری توقعی …. برای مثال در جایی به این موضوع اشاره می کند که بحث مظلوم نمایی و افشاگری را همین اصلاح طلبان به راه انداختند. راستش این حرف گرچه شاید خوب باشد اما کمی یا شاید بیش از کمی از موقع بیان آن گذشته است. در بخش نتیجه گیری هم حرف هایی زده شده که اصلا در مقاله رگه ای از آنها یافت نمی شود و بیشتر شعاریند. باقی مقالات را طی همین چند روز می خوانم. توصیه می کنم مجله را بخرید.