<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دگردیسی مشغولیت‌ها &#187; خروج، وفاداری، اعتراض</title>
	<atom:link href="http://farhady.com/category/exit-voice-loyalty/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://farhady.com</link>
	<description>نوشته های اقتصادی محمدرضا فرهادی پور</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 03:43:22 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>بازار کلیه</title>
		<link>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 May 2010 04:40:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[نابازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1248</guid>
		<description><![CDATA[وضعیت بازار کلیه در جهان و کشورهای مسلمان را ببینید.اسپانیا بیشترین نرخ اهدای کلیه مردگان را دارد اما در خصوص نرخ اهدای کلیه توسط افراد زنده وضعیت تقریبا ضعیفی دارد. وضعیت ایران هم جالب است!

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://marginalrevolution.blogs.com/">وضعیت بازار کلیه</a> در جهان و کشورهای مسلمان را ببینید.اسپانیا بیشترین نرخ اهدای کلیه مردگان را دارد اما در خصوص نرخ اهدای کلیه توسط افراد زنده وضعیت تقریبا ضعیفی دارد. وضعیت ایران هم جالب است!</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.marginalrevolution.com/.a/6a00d8341c66b253ef0133ed286705970b-pi" alt="" width="614" height="512" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتراض حیرات انگیز آلبرت هیرشمن</title>
		<link>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%ad%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d9%87%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%85%d9%86/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%ad%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d9%87%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%85%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 07:40:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاددانان]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1188</guid>
		<description><![CDATA[آلبرت هیرشن حالا ۹۵ سال دارد. ظاهرا تنها من نیستم که کتاب خروج، اعتراض و وفاداری او را دوست دارم. رجیو ستی اقتصاددان دانشگاه کلمبیا از برنارد کالج یادداشت جالبی درباره او نوشته است.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://rajivsethi.blogspot.com/2010/04/astonishing-voice-of-albert-hirschman.html">آلبرت هیرشن حالا ۹۵ سال دارد</a>. ظاهرا تنها من نیستم که کتاب <a href="http://books.google.com/books?id=vYO6sDvjvcgC&amp;source=gbs_navlinks_s">خروج، اعتراض و وفاداری</a> او را دوست دارم. رجیو ستی<a href="http://www.columbia.edu/~rs328/"> اقتصاددان دانشگاه کلمبیا از برنارد کالج یادداشت جالبی درباره او نوشته است</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%ad%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d9%87%db%8c%d8%b1%d8%b4%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سال ۱۳۸۸ برای من: خروج و اعتراض و وفاداری</title>
		<link>http://farhady.com/1388/12/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%88-%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/12/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%88-%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Mar 2010 07:25:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1148</guid>
		<description><![CDATA[این روزها با خودم فکر می‌کنم سال ۱۳۸۸ چطور بود و چگونه گذشت؟ راستش در این سال فهمیدم که اعتراض در هیچ مسیری ره‌ به جایی نمی‌برد؟ من در این سال در موارد زیادی دست به اعتراض زدم اما در نهایت فهمیدم اعتراض آب در هاون کوبیدن است. برای مثال الان ۹ ماه از روزی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">این روزها با خودم فکر می‌کنم سال ۱۳۸۸ چطور بود و چگونه گذشت؟ راستش در این سال فهمیدم که اعتراض در هیچ مسیری ره‌ به جایی نمی‌برد؟ من در این سال در موارد زیادی دست به اعتراض زدم اما در نهایت فهمیدم اعتراض آب در هاون کوبیدن است. برای مثال الان ۹ ماه از روزی که برای گرفتن گواهی‌نامه رانندگی اقدام کردم می‌گذرد و هنوز در همان نقطه اولم. تنها به‌دلیل این‌که به رفتار توهین‌آمیز رانندگان و کارمندان آموزشگاه رانندگی اعتراض کردم. اما جالب این بود که توصیه همه به من این بود که این‌جا تهران است و این چیزها رواج دارد. باید بپذیری که مثل سگ با تو رفتار کنند. اگر گواهی‌نامه می‌خواهی باید رفتار آنها را تمام و کمال بپذیری: پول بنزین مدرس آموزشگاه را بدهی، وقتی راننده خوابید و سر وقت حاضر نشد اگر اعتراض کنی باید یک ماه صبر کنی برای کلاس جبرانی و اگر تو چند دقیقه دیر بیایی باید تمام هزینه آن روز را بپردازی چون حضرت راننده علاف شده است. دیگر از اعتراض به مهماندار هواپیما، به راننده تاکسی که هر روز از من دزدی می‌کند، به صاحب‌خانه‌ام که از من می‌دزد و نذری می‌دهد خسته شده‌ام. بعد از چند ماه تلاش روز آزمون دکتری متوجه می‌شوی برایت کار صادر نشده است. باید چه کنی؟ اول کمی عصبانی می‌شوی بعد به خانه برمی‌گردی و بعد هم باید بگذاری مادرت بگوید خیریت داشته. کورسوی امیدی در اعتراض نیست. سال ۱۳۸۸ به من فهماند همیشه خروج و فرار بهترین گزینه است. به هرجایی که با این مردم کمترین سروکار را داشته باشی.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl"><a href="http://books.google.com/books?id=vYO6sDvjvcgC&amp;dq=exit+voice+loyalty&amp;printsec=frontcover&amp;source=bn&amp;hl=en&amp;ei=nYCcS9GjJ4KQjAfGzNGVDA&amp;sa=X&amp;oi=book_result&amp;ct=result&amp;resnum=4&amp;ved=0CBIQ6AEwAw#v=onepage&amp;q=&amp;f=false">خروج و اعتراض و وفاداری</a> عنوان کتابی است از آلبرت هیرشمن اقتصاددان آلمانی. ۲۲ سالی بعد از انتشار این کتاب هیرشمن در مقاله دیگری با عنوان <a href="http://www.jstor.org/pss/2950657">خروج و اعتراض و سرنوشت جمهوری دموکراتیک آلمان</a> به زیبایی هرچه بیشتر از کتابش به تشریح این مفاهیم می‌پردازد. برای او خروج عملی است فردی و مخفیانه و یواشکی و دزدکی. این توصیف او از خروج برای من بسیار آشناست: دوستان زیادی داشته‌ام که بعد از رفتن‌شان از ایران برای تحصیل یا اقامت در خارج از کشور از خروج آنها باخبر شده‌ام. یعنی کاملا یواشکی و مخفیانه کارشان را انجام می‌دهند چراکه حتی از ما یعنی صمیمی‌ترین دوستان‌شان هم می‌ترسند نکند باعث ایجاد گرفتاری برای‌شان شویم. اما اعتراض برای هیرشمن در تحلیل فروپاشی جمهوری دموکراتیک آلمان و دیوار برلین عملی است دسته‌جمعی، پرسروصدا و آشکار. کاملا خلاف خروج. لذا گاهی اعتراض بسیار پر هزینه می‌شود و خروج‌دوستان تاب و تحمیل هزینه‌های اعتراض را ندارند. هزینه اعتراض زیاد است، پس باید خروج را برگزید.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">مدتی پیش کتابی را به نشر &#8230; داده بودم برای چاپ و آنها بعد از یک‌سال و چند ماه جواب‌شان این بود که ترجمه خوب نیست و قرارداد را لغو کردند. فردی که دو یا سه صفحه‌ای از کتاب را خوانده بود در جایی بر حاشیه صفحه کاغذ و در توصیف واژه‌ای که به زعم او اشتباه بود نوشته بود که در این‌جا مترجم از تخیلات شخصیش استفاده کرده و هر چه دلش خواسته نوشته است. یکی دو مورد دیگر را هم کارمند &#8230; نقل کرد که شما اگر این‌جوری کار کنی شروع نشده تمام می‌شوی و بهتر است به کلاس زبان بروی. با خودم فکر کردم اگر من نقش داور را داشتم فقط می‌نوشتم ترجمه درست است یا نه و کتاب ارزش چاپ دارد یا نه؟ باقی فقط افاضات و اضافات و به زعم من حرف مفت است. البته من از باقی حاشیه‌نوشت‌های او خیلی استفاده کردم و اگرچه در مواردی با او مخالف بودم اما در مواردی هم حق به‌جانب او بود. چند سال پیش کتابی در زمینه حکمرانی صندوق‌های بازنشستگی به موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی دادم. یادم هست داور کار که از او با نام دکتر یاد می‌کردند رایج‌ترین کلمات حوزه تامین اجتماعی را نمی‌دانست. بعدها هم یک‌بار به من زنگ زدند و گفتند کتاب گم شده. فکر می‌کنم الان چهار سال از آن زمان می‌گذرد. به‌تازگی شنیده‌ام این موسسه تعطیل شده است. خیلی ناراحت شدم! نمی‌دانم حالا برای پی‌گیری وضعیت آن کتاب باید به کی زنگ بزنم. البته می‌دانم که در این اعتراض‌ها کورسوی امیدی نیست.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">این بار قصد نق زدن ندارم. من همیشه معتقد بودم باید با اعتراض امور مختلف را اصلاح کرد. اما امروز شکست این دیدگاهم را در رفتار با این مردم پذیرفته ام. خروج بر اعتراض ترجیح داد. در این زندگی روزمره باید از دیگران سواری مجانی گرفت. این بود درس بزرگ سال ۱۳۸۸ برای من.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/12/%d8%b3%d8%a7%d9%84-1388-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%b1%d9%88%d8%ac-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d9%88-%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خاطرات و خطرات اقتصادی ۲: دست‌کاری مدل و دیتا جوریشن</title>
		<link>http://farhady.com/1388/11/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-2-%d8%af%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%88/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/11/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-2-%d8%af%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Jan 2010 06:32:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاددانان]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[نئوکلاسیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1066</guid>
		<description><![CDATA[پایان‌نامه از جمله دردسرهای بزرگ دوره کارشناسی ارشد است. پایان‌نامه من درباره خنثایی پول در اقتصاد و انتظارات عقلایی بود. شاید مهم‌ترین مشکل در پایان‌نامه این است که اگر موضوع آن را براساس یک مقاله خوب انتخاب کنید باید حتما به همان نتایج برسید و هر نتیجه‌ای جز آن از نظر استادان مورد قبول نیست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">پایان‌نامه از جمله دردسرهای بزرگ دوره کارشناسی ارشد است. پایان‌نامه من درباره خنثایی پول در اقتصاد و انتظارات عقلایی بود. شاید مهم‌ترین مشکل در پایان‌نامه این است که اگر موضوع آن را براساس یک مقاله خوب انتخاب کنید باید حتما به همان نتایج برسید و هر نتیجه‌ای جز آن از نظر استادان مورد قبول نیست و همین عاملِ دست‌کاری در نتایج مدل یا دیتاجوریشن است. یادم هست من نتایجی متضاد با اصل مقاله که متعلق به هاشم پسران بود به‌دست می‌آوردم و راهنمای من قبول نمی‌کرد و می‌گفت تو کارت خوب نبوده و من خودم باید آن را حل کنم. البته منظور از حل در این قبیل موارد یعنی کاری کنم که به جواب برسد. البته انتخاب موضوع خودش یک گرفتاری عظما است و استادی را می‌بینید با تخصص خرد که کلان‌کار شده و برعکس. من که استاد راهنمایم را سه‌بار بیشتر ندیدم. معضل بعدی گردآوردن استادان در یک روز و یک ساعت مشخص است. در دانشکده اقتصاد علامه از بچه‌های دوره ما امضا گرفته بودند که بعد از ترم ۴ به‌ازای هر ترم اضافه یک نمره کم می‌کنند. حالا فرض کنید یک‌نفر یک درس مهم! مثل اقتصاد اسلامی را بیفتد. چطور باید کاری کند که درسش در ۴ ترم تمام شود. از من دو نمره کم کردند و هرگز حاضر نشدند در برگه فارغ‌التحصیلیم این موضوع را به‌صورت مکتوب بنویسند. تنها کسی که پایان‌نامه‌ام را مطمئنم که نخواند استاد مشاورم بود و تنها کسی بود که با کم‌کردن ۲ نمره هم مخالف بود و باز او تنها کسی بود که در روز دفاع مرا از یک گرفتاری بزرگ نجات داد. استاد داور که خود را شاگرد انگل و گرنجر می‌دانست معتقد بود فصل چهارم پایان‌نامه باید حذف شود و این‌جا بود که مشاور به دادم رسید. روز دفاعم ندا هم به دانشکده آمده بود که ناگهان یکی از نگهبانان به سراغ ما آمد و گفت رئیس وقت دانشکده از پنجره اتاقش شما را دیده و می‌گوید خانم چون روسری سر دارد باید از دانشکده خارج شود! چه رئیس گرفتار و پرمشغله‌ای! به من ۱۹ دادند و بعد هم شد ۱۷٫ ولی گمان نمی‌کنم در پایان پایان‌نامه چیزی جز همان شیرینی و آب‌میوه در یادها و خاطره‌ها بماند.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">یاد و خاطره <a href="http://irpdonline.wordpress.com/">منوچهر فرهنگ</a> هم هرگز یادم نمی رود. خدایش رحمت کند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/11/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%ae%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%db%8c-2-%d8%af%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نهادهای برون‌زا، نهادهای درون‌زا</title>
		<link>http://farhady.com/1388/08/%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/08/%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 05:18:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[دولت و فساد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=828</guid>
		<description><![CDATA[ نهادهای برون‌زا، نهادهای درون‌زا، یادداشتی است که برای روزنامه دنیای اقتصاد نوشته ام. در ادامه هم می توانید این مطلب را بخوانید.در این یادداشت بر آنم تا رابطه میان انتخاب عقلایی، نهادها و فساد را بیان کنم. نهاد حاکمیت قانون و نهاد رشوه چگونه شکل می گیرند؟

ماساهیکو اوکی، دو رویکرد را نسبت به نهادها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong> <span style="color: #cc0000;"><span style="color: #000000;"><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=181106">نهادهای برون‌زا، نهادهای درون‌زا</a>، یادداشتی است که برای <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_Services.asp?chid=434&amp;name=%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%20%D9%88%20%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D8%AA">روزنامه دنیای اقتصاد</a> نوشته ام. در ادامه هم می توانید این مطلب را بخوانید.در این یادداشت بر آنم تا رابطه میان انتخاب عقلایی، نهادها و فساد را بیان کنم. <span style="color: #0000ff;">نهاد حاکمیت قانون و نهاد رشوه چگونه شکل می گیرند؟</span><br />
</span></span></strong></p>
<p>ماساهیکو اوکی، دو رویکرد را نسبت به نهادها معرفی می‌کند: «یک روش نهادهای متنوع را به‌مثابه قواعدی در یک نظم سلسله مراتبی تلقی می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">براساس این بینش قواعدی وجود دارد که به‌صورت برون‌زا و خارج از قلمرو مبادلات اقتصادی از پیش تعیین شده هستند، مانند قواعد حقوقی و هنجارهای اجتماعی، درحالی‌که نهادهای اقتصادی مانند قراردادها (بازارها)، سازمان‌ها و ترکیب بازار و دولت به‌عنوان واکنشی عقلایی برای کاهش هزینه مبادله در چارچوب این محدودیت‌ها مورد ملاحظه قرار گرفته‌اند» (نورث، ۱۹۹۰؛ ویلیامسون، ۲۰۰۲). همچنین نظریه‌پردازان مجربی که در رشته‌های انتخاب اجتماعی و طراحی مکانیزم فعالیت می‌کنند (مانند گیبارد‌، ۱۹۷۳؛ هورویز ، ۱۹۹۶) این پرسش هنجاری مرتبط را مورد بررسی قرار می‌دهند که آیا قواعد بازی همراه با برخی ویژگی‌های اجتماعی مطلوب می‌تواند مقدم بر شروع عملیاتی بازی توسط بازی‌گران حوزه‌های مختلف طراحی شود.» در این روش نهادها به مثابه عواملی برون‌زا تلقی می‌شوند.<br />
روش دیگر، «قواعد نهادینه شده را به‌مثابه چیزی تلقی می‌کند که به صورت خود جوش یا درون‌زا در جریان بازی‌های عملیاتی تکراری شکل گرفته و تثبیت شده‌اند.» ‌هایک (۱۹۷۶) و اسکاتر (۱۹۸۱) به عنوان پیش‌گامان این حوزه در میان اقتصاددانان شناخته شده‌اند، در همین حال رویکردهای متنوع اخیرِ نظریه بازی‌ها که نهادها را با برخی انواع نتایج تعادلی یکسان تلقی می‌کند به‌مثابه تلاش‌هایی در جهت ارائه یک بنیان تحلیلی برای این بینش ملاحظه می‌شوند (اونر گریف، ۱۹۹۷، ۲۰۰۶؛ اوکی، ۲۰۰۱؛ ۱۹۹۵؛ آویناش دیکسیت، ۲۰۰۴). با وجود خطر ساده‌سازی بیش از حد بینش اول را بینش برون‌زا و بینش دوم را بینش درون‌زای نهادها می‌نامند.<br />
<span style="color: #3366ff;">رویکرد انتخاب عقلایی در چارچوب نهادی</span><br />
طرفداران برون‌زا بودن نهادها که شاید داگلاس نورث را بتوان سردمدار آنان نامید، نهادها را به‌گونه‌ای تعریف می‌کنند که گویی «این تعاریف نهادها را محدودیت‌ها یا فرصت‌هایی بیرون از عاملان اقتصادی تلقی می‌کنند و این امر از این نظر مهم است؛ چرا که حفظ تمرکز فردی و فرضیه‌های بیشینه‌سازی را امکان‌پذیر می‌سازد. درواقع، پیش از این فرد منافع و مطلوبیت خود را با توجه به توزیع فن‌آوری، رجحان‌ها، بودجه و&#8230; حداکثر می‌کرد اما حالا نهادها نیز یک متغیر دیگر به معادله تصمیم‌گیری او اضافه می‌کنند. به عبارت دیگر هنوز هم فرض بر این است که انسان اقتصادی در چارچوب این محدودیت‌ها با انتخاب‌های عقلایی خویش بهترین نتایج را رقم می‌زند. درواقع، نورث زمانی به‌سادگی نهادها را «محدودیت‌های طراحی شده توسط انسان نامید که روابط متقابل انسانی را شکل می دهند.» (۱۹۹۰: ۳) بااین‌حال، یک نهاد همچنین کنش‌گران با عقلانیت محدود و دارای محدودیت در توانایی پردازش اطلاعات را برای ورود به انتخاب‌های متقابلا سازگار در یک روش پس‌انداز اطلاعات توانمند می‌سازد.<br />
تحلیل اقتصادی نهادها بر شیوه‌هایی که نهادها می‌توانند رفتار کمک‌کارانه ابزاری را بپرورانند، هزینه معاملات را کاهش (یا افزایش) ‌دهند، بنیاد سازمانی مبادله و تولید را فراهم سازند، تاکید می‌کند. تمرکز بر رابطه بین نهادها و کارآمدی است، یعنی روش‌هایی که با آن نهادها منفعت‌طلبی را تسهیل می‌کنند یا مانع از آن می‌شوند. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد نهادگرایان جدید مانند نورث نهادها را با قواعد رسمی مانند قانون اساسی، قوانین مقرر، قراردادها و نیز قواعد غیررسمی مانند هنجارهای اجتماعی یکی می‌دانند.<br />
یکی از مسائلی که با توجه به بینش برون‌زا بودن نهادها به خوبی مورد بحث قرار گرفته این است که این قواعد چگونه اجرایی می‌شوند برای مثال، ممکن است این قواعد توسط سازمان‌های مشخصی مانند دادگاه با تنبیه‌های اجتماعی ضمانت اجرایی بیابد. اما پرسشی که مطرح می‌شود این است که چگونه اجراکنندگان قواعد برای اجرای آنها برانگیخته می‌شوند و همین امر منجر به عقب‌گرد نامحدودی می‌شود که چه کسی اجراکنندگان را مجبور به اجرای قواعد می‌کند و فرد بعدی را چه کسی مجبور به پیروی از همان قواعد می‌کند و همین‌طور تا بی‌نهایت. پرسشِ دیگرِ مرتبط با موضوع بالا این است که چه کسی قواعد رسمی را تدوین می‌کند و این امر چگونه انجام می‌شود.  نورث بحث می‌کند که قواعد رسمی به‌ویژه در زمینه تاثیرگذاری و توانمندی، منعکس‌کننده نظام اعتقادات فرهنگی/ ایدئولوژیکی کنش‌گران است و این امر می‌تواند از طریق «احکام تغییر کند». به عبارت دیگر آنها نوعی از نظم سلسله مراتبی را ترسیم می‌کنند که در آن، ساختار سیاسی (و ساختار اجتماعی در مورد هنجارهای اجتماعی) قواعد قلمرو اقتصادی را تنظیم می‌کنند. حال این پرسش مطرح می‌شود که پس قواعد حوزه سیاست (و هنجارهای اجتماعی) چگونه ساختارمند می‌شوند؟ آیا آنها به صورت درون‌زا در چارچوب حوزه سیاست (و از طریق تعاملات اجتماعی) تدوین می‌شوند؟ یا به طریقی دیگر؟<br />
رویکرد انتخاب عقلایی در چارچوب نهادهای موجود: به منظور این‌که یک نهاد پایدار و مرتبط باقی بماند، لازم است که با ویژگی‌های برجسته وضعیت‌های تکاملی بازی از طریق انتخاب‌های تکراری عوامل سازگار بوده و تائید شود. برای مثال، کنش‌گران می‌توانند از واردات کالاهایی که به‌صورت قانونی منع شده‌اند، بپرهیزند. البته اگر اعتقاد داشته باشند که «اگر قاچاق کنم احتمالا توسط اداره پلیس دستگیر و براساس قانون مجازات می‌شوم». با این‌حال، اگر به‌طور گسترده مشاهده شود که بسیاری از عوامل قادر به واردات کالا از طریق پرداخت رشوه به قانون‌گذاران و بنابراین فرار از مجازات هستند، این اعتقادات پایدار نمی‌ماند. قانون غیرقابل ‌اجرا به‌سختی به یک نهاد تبدیل می‌شود، اما رشوه‌دهی قانون‌گذاران را فاسد می‌کند. در این مثال ساده، در نهایت ممکن است دو تعادل و بر همین اساس دو نهاد وجود داشته باشد: یک نهاد حاکمیت قانون و یک نهاد رشوه. اگر نهاد حاکمیت قانون رواج یابد، پس اجابت قانون باید برای یک فرد به منظور اجتناب از جریمه الزامی باشد. لاجرم تلاش برای قاچاق کالاهایی که از نظر قانونی با محدویت روبه‌رو شده‌اند با پرداخت رشوه به قانون‌گذار بیهوده جلوه می‌کند (به استثنای انحرافی تصادفی که تمایل دارد در تعادل جذب شود). در حالت جایگزین و در نهاد رشوه ممکن است تلاش یک قانون‌گذار صادق برای اجرای قانون شکست بخورد. بنابراین هر یک از این دو نهاد که تثبیت شود به عنوان یک محدودیت بیرونی برای عوامل فردی ظاهر می‌شود. با این‌ حال، برای این‌که به‌عنوان یک نهاد پایدار بماند، قواعد متناظر و اعتقادات مرتبط با آن باید به‌طور مداوم از طریق بازی‌های استراتژیک بازیگران مرتبط بازتائید و بازتولید شوند.<br />
۱‌. Gibbard<br />
2‌. Hurwicz</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/08/%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%e2%80%8c%d8%b2%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ضیافت:وفاداری</title>
		<link>http://farhady.com/1388/08/%d8%b6%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/08/%d8%b6%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 13:25:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=824</guid>
		<description><![CDATA[سال ۱۳۸۰ روزهای پایانی دوره کارشناسیم را می گذراندم. یکی در اتاقم در خوابگاه ارم شیراز را زد و یک سرسوئیچی چوبی بهم داد. روش نوشته بود: ۸/۸/۱۳۸۸ ساعت ۱۰ صبح حافظیه. بعد از چند روز دیگر آن دوست و بعضی دیگر از دوستان را ندیدم. اما خوب برای ما مرسدسی های ضیافتی رفتن به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ۱۳۸۰ روزهای پایانی دوره کارشناسیم را می گذراندم. یکی در اتاقم در خوابگاه ارم شیراز را زد و یک سرسوئیچی چوبی بهم داد. روش نوشته بود: ۸/۸/۱۳۸۸ ساعت ۱۰ صبح حافظیه. بعد از چند روز دیگر آن دوست و بعضی دیگر از دوستان را ندیدم. اما خوب برای ما مرسدسی های ضیافتی رفتن به سر چنین قراری از نان شب هم واجب تر است. فردا شب ساعت ۶ حرکت می کنم تا جمعه صبح سر قرار باشم. امیدوارم همه بیایند. هر چند می دانم چند نفری خارج از کشور هستند و شاید نیایند. گروهی هم بدون شک فراموش کرده اند. شاید هم همه بیایند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/08/%d8%b6%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%88%d9%81%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امکان‌(نا)پذیری تصمیم‌گیری در سلامت</title>
		<link>http://farhady.com/1388/08/%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/08/%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 06:24:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[نابازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=811</guid>
		<description><![CDATA[خواهرم در اداره بهداشت و درمان شهرستان نسبتا کوچکی مشغول به‌کار است. چند روز پیش گفت ما با یک مساله دشوار روبرو شده‌ایم و تصورم این است که پرسش ما اقتصادی است؟ مساله این است که ما تعداد محدودی واکسن آمفلوانزا داریم و تعداد متقاضیان زیاد است و متنوع و سه گروه خاص‌تر از دیگران. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواهرم در اداره بهداشت و درمان شهرستان نسبتا کوچکی مشغول به‌کار است. چند روز پیش گفت ما با یک مساله دشوار روبرو شده‌ایم و تصورم این است که پرسش ما اقتصادی است؟ مساله این است که ما تعداد محدودی واکسن آمفلوانزا داریم و تعداد متقاضیان زیاد است و متنوع و سه گروه خاص‌تر از دیگران. ۱- گروه اول متقاضیان افراد سالمند هستند که به‌دلیل فراغت بیش از حدشان هر روزه به ما مراجعه می‌کنند و توقع دریافت بهترین و بیشترین خدمات درمانی بهداشتی را هم دارند. ۲- گروه دوم متقاضیان کودکان‌اند که والدین‌شان معتقدند فرزندان کوچک ما آینده این جامعه را می‌سازند و باید این واکسن به فرزندان ما تعلق گیرد. ۳- گروه سوم متقاضیان هم کسانی هستند که حاضرند پول بیشتری برای دریافت این واکسن برای اعضای خانواده‌شان بپردازند. البته خواهرم بر این محدودیت هم تاکید کرد که ما می‌خواهیم بیشترین استفاده را از این واکسن‌ها بکنیم، به قول اقتصادی‌ها مطلوبیت کل را حداکثر کنیم. حال تو که اقتصاد خوانده‌ای بگو ببینم راه‌حل چیست؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با مثالی که از کتاب آمارتیاسن، توسعه به‌مثابه آزادی، در ذهن داشتم مساله را برایش تشریح کردم: آمارتیاسن می‌گوید حسن می‌خواهد باغچه‌اش را سروسامان دهد و برای این کار سه‌نفر متقاضی‌اند. احمد، محمد، حامد. او تنها می‌تواند یکی از این سه نفر را انتخاب کند و برایش فرقی نمی‌کند چه کسی این کار را انجام ‌دهد. فقط می‌خواهد بهترین فرد را انتخاب کند؟ در میان این سه نفر احمد فقیرترین فرد است و حسن با خودش فکر می‌کند چه چیزی بهتر از خوشحال کردن یک فقیر. اما یکی از دوستانش به او می‌گوید محمد به‌تازگی بیکار شده و از نظر روانی افسرده‌ترین فرد است، در حالی‌که احمدو حامد به فقر عادت دارند، بهتر است محمد را از فقر تازه نجات دهی. لذا اگر محمد کار را به‌دست بیاورد خیلی خوشحال‌تر از آن دو خواهد شد. لذا حسن با خود می‌گوید رفع غم از زندگی یک انسان شریف بهترین کار خیری است که می‌توانم در زندگی‌ام انجام دهم. اما به‌ناگاه باخبر می‌شود که حامد یعنی نفر سوم هم دارای یک بیماری است و با دریافت دستمزد ناشی از این کار می‌تواند خود را درمان کند و کیفیت زندگیش بهبود می‌یابد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حسن گیج و سرگشته شده و نمی‌داند باید چه بکند؟ اگر تنها در مورد یک نفر اطلاعات داشت به‌راحتی می‌توانست تصمیم‌گیری کند، اما حالا نمی‌تواند. خواهرم گفت خوب حالا حسن چه کار کرد؟ گفتم او براساس اهمیت اطلاعاتی که در اختیار دارد تصمیم‌گیری می‌کند. »اصل تساوی» بر فقر و درآمد تاکید می‌کند و در مورد احمد صادق است، «اصل مطلوبیت» که بر لذت و شادمانی تاکید دارد در مورد محمد و «اصل کیفیت زندگی» درباره حامد. حالا تو اگر جای حسن بودی براساس کدام اصل تصمیم می‌گرفتی؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواهرم عصبانی شد و گفت من یک سوال پرسیدم و تو به‌جای این‌که جوابم را بدهی بدتر مرا گیج می‌کنی؟ شما اقتصادخوان‌ها فقط بلد هستید آدم را گیج‌تر کنید. گفتم راستش ما اقتصادی‌ها فقط می‌توانیم مساله را برای تو تشریح کنیم؟ آخر با این تشریح شما که ما نمی‌توانیم تصمیم‌گیری کنیم؟ شما بیشتر حکایت از امکان‌ناپذیری تصمیم‌گیری می‌کنید تا امکان‌پذیری. یاد کنث ارو افتادم و قضیه امکان‌ناپذیری او.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/08/%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرهنگ فوتبال</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/fotball-cultur/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/02/fotball-cultur/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 18:59:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=429</guid>
		<description><![CDATA[امروز برای دیدن بازی پرسپولیس &#8211; سپاهان به ورزشگاه آزادی رفتم. داور در دقایق پایانی یک رفتار غیرورزشی انجام داد و نتیجه اش این بود: توپ، تانک، فشفشه؛ داور دقت کن. دنیا پرسپولیس.   
الان برنامه نود شروع شده است. مدیرعامل ابومسلم می گوید: ما یا ژانتیگانا را می آوریم، یا نادر دستنشان را.این یعنی همان خانم شقایق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز برای دیدن بازی پرسپولیس &#8211; سپاهان به ورزشگاه آزادی رفتم. داور در دقایق پایانی یک رفتار غیرورزشی انجام داد و نتیجه اش این بود: توپ، تانک، فشفشه؛ داور دقت کن. دنیا پرسپولیس.   </p>
<p>الان برنامه نود شروع شده است. مدیرعامل ابومسلم می گوید: ما یا ژانتیگانا را می آوریم، یا نادر دستنشان را.این یعنی همان خانم شقایق و آقای گودرزی. لمپنیسم به همراه دروغگویی به ذات فرهنگ فوتبال تبدیل شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/02/fotball-cultur/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتخابات و مطلوبیت درآمدی</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/elections-and-incom/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/02/elections-and-incom/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 18:23:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=425</guid>
		<description><![CDATA[
شهروندان به مثابه افراد عقلایی انتخابات را دقیقا ابزاری می­دانند تا به وسلیه آن دولتی انتخاب شود که بیشترین منافع را برای­شان به همراه بیاورد. هر فرد میزان مطلوبیت درآمدی خود را با توجه به وعده­های انتخاباتی کاندیدای مورد نظر خود برآورد می­کند. برای مثال، در شرایط فعلی، افراد مطلوبیت درآمدی خود از وعده­های انتخاباتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi;"></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt; direction: rtl; line-height: 125%; unicode-bidi: embed; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-size: 12pt; line-height: 125%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-font-family: Arial;" lang="FA">شهروندان به مثابه افراد عقلایی انتخابات را دقیقا ابزاری می­دانند تا به وسلیه آن دولتی انتخاب شود که بیشترین منافع را برای­شان به همراه بیاورد. هر فرد میزان مطلوبیت درآمدی خود را با توجه به وعده­های انتخاباتی کاندیدای مورد نظر خود برآورد می­کند. برای مثال، در شرایط فعلی، افراد مطلوبیت درآمدی خود از وعده­های انتخاباتی محمود احمدی­نژاد، میرحسین موسوی و کروبی را با هم مقایسه می­کنند و در ازای همین تخمین، به کاندیدای مورد نظر خود رای می­دهند. مهم­ترین عاملی که برآورد فرد از عملکرد آتی هر حزب را تحت تاثیر قرار می­دهد، وعده­های انتخاباتی احزاب درباره آینده نیست، بلکه عملکرد آنها در دوره­ای است که رو به اتمام باشد. به عبارت دیگر رای­دهی فرد به این امر بستگی دارد که فرد میان درآمدی که عملا در حال حاضر و در نتیجه اقدامات دولت حاکم (برای مثال محمود احمدی­نژاد) به دست می­آورد و درآمدی که می­توانست با روی کار آمدن کاندیدای دیگر ( مثلا: کروبی و احتمالا موسوی) به دست بیاورد، مقایسه­ای انجام دهد. اما در این میان عملکرد فعلی حزب حاکم مهم­ترین عامل در تحلیل او برای رای­دهی خواهد بود. اما پرسش این است که آیا دولت از این تجزیه و تحلیل افراد بی­خبر است؟ بدون شک خیر. دلیل این امر هم این است که با تصمیم­گیری دولت در هر زمینه­ای گروهی از شهروندان راضی و گروهی دیگر ناراضی خواهند بود چراکه دولت در تصمیم­گیری­های خود اهدافی (راهبردی) دارد. اما دولت هرگز به طور عمدی رای یک شهروند را به رای شهروند دیگر ترجیح نمی­دهد. اما باید دید آیا شرایطی وجود دارد که دولت به­عمد رای یک فرد را به رای دیگری ترجیح دهد؟ به نظر می­رسد پاسخ منفی است چراکه در یک نظام دموکراسی و با حق رای برابر برای افراد، اینگونه نخواهد بود. اما اگر دولت طرف­دار خروج عده­ای از بازیگران از انتخابات و رای­دهی باشد شرایطی را فراهم می­آورد که گروهی به نشانه اعتراض دست به خروج از انتخابات بزنند و رای ندهند. در نتیجه همین امر، رضایت­مندان از رفتار و تصمیم­گیری دولت در انتخابات شرکت می­کنند و به نفع او رای می­دهند. زیبایی امر سیاسی این است که گاهی اعتراض در عرصه سیاست معمولا در قامت خروج خودنمایی می­کند</span><span style="font-family: &quot;B Nazanin&quot;; mso-bidi-language: FA;" lang="FA">. <span style="mso-spacerun: yes;"> </span></span></p>
<p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/02/elections-and-incom/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ناکارآمدی خروج و اعتراض در اقتصاد دولتی</title>
		<link>http://farhady.com/1388/02/nakaramady-exit-and-voice/</link>
		<comments>http://farhady.com/1388/02/nakaramady-exit-and-voice/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 19:11:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=417</guid>
		<description><![CDATA[آلبرت هیرشمن دو استراتژی خروج و اعتراض را به مثابه دو گزینه برای تغییر وضع نامطلوب پیش­روی مصرف­کننده مطرح می­کند. فرض کنید فردی گزینه­ای با مشخصات نامطلوب دارد. می­تواند آن مشخصات را ثابت تلقی نماید و سپس با خروج خود یک گزینه بهتر را جستجو کند؟ یا می­تواند به گزینه خود بچسبد و برای تغییر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-ascii-theme-font: minor-bidi; mso-hansi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-theme-font: minor-bidi;">آلبرت هیرشمن دو استراتژی خروج و اعتراض را به مثابه دو گزینه برای تغییر وضع نامطلوب پیش­روی مصرف­کننده مطرح می­کند. فرض کنید فردی گزینه­ای با مشخصات نامطلوب دارد. می­تواند آن مشخصات را ثابت تلقی نماید و سپس با خروج خود یک گزینه بهتر را جستجو کند؟ یا می­تواند به گزینه خود بچسبد و برای تغییر مشخصات آن تلاش نماید تا شرایط گزینه مورد نظر بهتر شود؟ هیرشمن گزینه اول را خروج و گزینه تغییر مشخصات را استراتژی اعتراض می­نامد. هیرشمن اعتراض را چنین تعریف می­کند: &#8220;اعتراض به عنوان هر تلاشی برای تغییر در مقابل گریز از وضعیت قابل اعتراض تعریف می­شود&#8221;. وقتی مصرف­کننده یا مشتری با کاهش کیفیت محصولات و خدمات تولیدکننده یا فروشنده روبرو می­شود در یک فضای رقابتی یا شبه­رقابتی گزینه خروج را انتخاب می­کند. اما در اقتصادهای دولتی انتخاب گزینه خروج امکان­پذیر نیست. برای مثال اداره پست را در نظر بگیرید. در یک اقتصاد دولتی مانند ایران که تنها یک اداره پست دولتی وجود دارد و مصرف­کنندگان چاره­ای جز استفاده از خدمات آن ندارند انتخاب استراتژی خروج تقریبا غیرممکن است. برای مثال اگر فرد بخواهد بسته­ای را پست کند حتی اگر هیچ اعتمادی هم به کیفیت خدمات اداره پست نداشته باشد باز هم چاره­ای ندارد: به عبارت دیگر یا باید از ارسال بسته پستی از طریق پست خودداری نماید یا اینکه با وجود همه ناکارآمدی­های این سیستم، از آن استفاده کند. اما چرا در این موارد اعتراض نمی­تواند به کمک مصرف­کننده بیاید؟ فرض کنید فرد از کیفیت خدمات ارائه شده توسط اداره پست ناراضی باشد، اگر به آن رجوع کند و اعتراض خود را اعلام نماید کارمندان رسمی اقتصاد دولتی این اداره حتی می­توانند به او جواب سر بالا بدهند یا حتی جواب ندهند. این افراد معمولا درآمد خود را وابسته به مشتری و کیفیت خدمات خود نمی­دانند. آنها می­دانند که مصرف­کننده در شرایط وجود انحصار پستی هیچ چاره­ای ندارد و باید از خدمات ناکارآمد و در عین حال کاهنده مطلوبیت آنها استفاده نماید. البته در مواردی هم در یک اقتصاد دولتی حق انتخاب­هایی نیز در کنار سازمان­ها و نهادهای دولتی برای مصرف­کننده وجود دارد که باید شرایط آنها نیز بررسی شود. برای مثال نظام آموزش و پرورش را در نظر بگیرید. اگر روزگاری مردم از کیفیت آموزش مدارس دولتی راضی نبودند هیچ گزینه جایگزینی وجود نداشت. اما امروز مدارس غیرانتفاعی (و به گمان من صددرصد انتفاعی) و خصوصی در کنار مدارس دولتی وجود دارند و مصرف­کننده در صورت نارضایتی از مدارس دولتی می­تواند دست به انتخاب گزینه خروج بزند. اما باز هم اگر در مورد مدارس دولتی گزینه خروج انتخاب شود و اقبال عمومی برای استفاده از آنها کاهش یابد هیچ دلیلی وجود ندارد که کیفیت خدمات آموزشی نظام آموزشی غیرانتفاعی درست همان­طوری باشد که آنها توقع دارند و مهم­تر این­که نظام دولتی به سرعت خود را تغییر دهد و کیفیت خدمات آموزشی خود را افزایش دهد. به یک دلیل ساده: چراکه همه مشتریان نظام آموزش و پرورش دولتی در صورت ناکارآمدی نظام آموزش و پروش دست به اعتراض نمی­زنند. دقیقا همان کسانی گزینه خروج را انتخاب می­کنند که &#8220;بیشتر از همه به کیفیت خدمات و محصولات اهمیت می­دهند و از این­رو مشتریانی هستند که فعال­ترین و مطمئن­ترین و خلاق­ترین عاملان اعتراض خواهند بود&#8221;. دلیل ساده این پارادوکس هم این است که بسیاری از مشتریان نظام آموزش و پرورش کسانی نیستند که نسبت به افت کیفیت خدمات آن واکنش نشان دهند. از سوی دیگر اگر گردانندگان مدارس غیرانتفاعی نیز از این نکته آگاه شوند که خروج­کنندگان از نظام دولتی به دلایلی دیگر به سراغ آن نمی­روند ممکن است کیفیت خدمات و محصولات خود را افزایش ندهند. بنابراین مهم این است که میزان نفوذ گروه­های خروج­کننده و اعتراض­کننده شناسایی شود. به قول هیرشمن بهتر است که هر بنگاه اقتصادی ترکیبی از مشتریان زرنگ و تنبل داشته باشد تا به برکت وجود تنبل­ها، بنگاه­ پشت­گرمی مالی مورد نیاز خود را داشته باشد و بتواند به اعترض زرنگ­ها واکنش نشان دهد. اما در مواردی مانند نظام آموزش و پرورش دولتی یا نظام بهداشت و درمان مهم است که اعتراض­کنندگان چه کسانی هستند. اگرچه در مواردی مانند نظام آموزش و پروش خروج و اعتراض می­توانند ناکارآمد باشند اما حداقل از نظر روانی می­توانند موجب تسکین مقطعی مصرف­کنندگان ناراضی باشند. اما درمورد اداراتی مانند پست که گزینه جایگزینی وجود ندارد چه باید کرد؟</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1388/02/nakaramady-exit-and-voice/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
