تغییر قیمت ۵۶ درصدی!

سالی یک‌بار شلوار جین می‌خرم، همیشه‌ هم از یک‌جا. سال گذشته قیمت شلوار ۵۰ هزار تومان بود و امسال قیمت آن ۷۸ هزار تومان. تغییر قیمت این شلوار جین در فاصله ۱۲ ماهه منتهی به اواخر اسفند ماه سال ۱۳۸۸ معادل ۵۶ درصد بوده است. همان‌جا پیراهن و کفش را هم قیمت کردم که نشان می‌داد رشد قیمت آنها نیز طی این دوره ۱۲ ماهه کمتر از ۵۰ درصد نبوده است. رشد قیمت این قبیل کالاها هرگز تورمی کمتر از ۵۰ درصد را تائید نمی‌کند. قدرت خرید عیدی ۳۰۰ هزار تومانی معادل ۴ شلوار جین است. کاشکی تورم این کالاها بشود ۱۰ درصد.
کارگری را در نظر بگیرید که صاحب ۳ فرزند باشد با سنین ۲۰، ۱۷ و ۱۴ سال. تنها با خرید ۳ شلوار جین و ۳ پیراهن و ۳ کفش برای آنها عیدی ۳۰۰ هزار تومانیش تمام می‌شود. شاید هم برای خرید آنها کافی نباشد!
اقتصاد ایران در آئینه آمار را ببینید.

علم اقتصاد کلاه‌برداری معصومانه

پس از دیدن این کتاب اولین پرسشی که در ذهنم شکل گرفت این بود که مگر کلاه‌برداری هم می‌تواند معصومانه باشد؟ از قضا نویسنده هم بعد از مقدمه اولین جمله کتابش همین است به‌علاوه این جمله که: «معصومیت چگونه می‌تواند کلاه‌بردارانه باشد»؟ پاسخ به پرسش فوق از زوایه دیدن برخی اقتصاددانان از اهمیت زیادی برخوردار است چراکه امروزه کلاه‌برداری معصومانه و قانونی نقش مهم در زندگی فردی و جمعی همه انسان‌ها ایفا می‌کند. گلبرایت معتقد است: «بخشی از این کلاه‌برداری از اقتصاد سنتی و تعلیم آن و بخشی هم از دیدگاه‌های آیینی زندگی اقتصادی نشئت می‌گیرد».
درجایی دیگر می‌نویسد: «آن‌چه در زندگی واقعی متدوال است واقعیت نیست بلکه باب طبع روز و نفع مالی است». راستش من با این جمله و برای الان روح تهران با آن موافقم. فقط منفعت مالی کوتاه‌مدت برای افراد همه‌رنگ مهم است و بس. گلبرایت معتقد است امروز زمام امور اقتصادی دیگر در دست مالکان نیست، در دست سهام‌داران هم نیست، بلکه در درست مدیران است. «افسانه اقتصاد سرمایه‌گذار، در خدمت سهامداران بودن، جلسات تشریفاتی مدیران و جلسات سالانه سهامداران به قوت خود باقی است، اما هیچ نظاره‌گر شرکت مدرن که از لحاظ ذهنی کارامد باشد، نمی‌تواند از واقعیت بگریزد. قدرت شرکتی در دست مدیریت است». او ضعف حکمرانی شرکتی- شفافیت و پاسخ‌گویی- مدرن را به‌طور جدی در زمانه ورشستگی انرون و وردکام به چالش می‌کشد. البته حوادث بحران اخیر هم این گفته او را تائید می‌کند. در این‌جا به این موضوع می‌پردازد که از آن‌جا که «کاپیتالیسم» گاهی تاریخ ناخوشایندی را تداعی می‌کند، این نام روبه زوال است. در واقع به‌نظر او اصطلاح «نظام بازار» جایگزین «کاپیتالیسم» شده است و در این بخش از کتاب به تشریح چگونگی این دگردیسی می‌پردازد و هدف فراسوی این نام‌گذاری مجدد: «گریز از تاریخ منفی کاپیتالیسم». نویسنده این نام‌گذاری را با حاکمیت مصرف‌کننده پیوند می‌زند و دست به اختراع واژه «علم اقتصاد سازش» می‌زند. کتاب دیگر با عنوان فرهنگ رضایت‌طلبی از همین نویسنده منتشر شده که آن‌جا می‌توانید معنای دقیق این واژه برساخته او را به‌خوبی بخوانید. در باقی فصل‌ها نویسنده به قدرت شرکت‌ها و مدیریت آن‌ها در اقتصاد مدرن پرداخته و البته گاه‌وبی‌گاه هم اقتصاد نوین آنگلوامریکایی را از دم تیغ نقدهای جدی می‌گذراند. آخرین جمله کتاب که در پاورقی و توسط مترجم به نقل از اقتصاددان لهستانی نقل شده این است: «کارگران آن‌چه را که به‌دست می‌آورند خرج می‌کنند، سرمایه‌داران آن‌چه را که خرج می‌کنند به‌دست می‌آورند.». خواندن این کتاب را به دو دلیل توصیه می‌کنم: یک اهمیت نویسنده در علم اقتصاد و آشنایی با بعضی از بینش‌های او و دوم ترجمه خوب کاظم فرهادی.

پیشینه‌های اقتصادی و اجتماعی انقلاب مشروطه و انکشاف سوسیال دموکراسی

این کتاب نوشته خسرو شاکری (بروجنی) است که از سوی نشر اختران روانه بازار شده است. شاکری در این کتاب کوشیده بخش‌هایی از پیش‌زمینه‌های انقلاب مشروطه را که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. برای نمونه این موضوع که اقتصاد ایران نیز در آغاز دروه قاجار به اقتصاد جهانی متصل شده بود و ازاین‌رو وضعیت تجار و کسبه و پیشه‌وران و صنعت‌گران نوپای ایرانی به‌دلیل ورود کالاهای خارجی تحت‌تاثیر قرار گرفت و صنایعی مانند نساجی و پارچه بافی از بین رفتند. به‌دلیل معافیت گمرکی تجار روسی و اینگیلیسی، تجار ایرانی توانایی رقابت با آنها را نداشتند و بخشی از آنان ملیت این کشورها را پذیرفتند و گروهی هم روی به کشاورزی آوردند. ظاهرا مساله واردات از همان روزگار یک مشکل جدی پیشِ‌روی اقتصاد ایران بوده است. موضوع دیگری که کتاب به بررسی مختصر اما جالب آن پرداخته آغاز سازمان‌دهی کارگری در جامعه ایران است. به‌نظر شما نخستین اتحادیه کارگری را در ایران کارگران کدام صنف یا صنعت تشکیل داده‌اند؟ من قبل از خواندن این بخش از کتاب با خودم فکر می‌کردم احتمالا باید بخش تلگراف (مخابرات) یا صنعتی مثل قالی‌بافی باشد اما این‌طور نبود!
نخستین اتحادیه کارگری را کارگران چاپ‌خانه در خرداد ۱۲۸۹ تشکیل دادند. این اتحادیه ارگان خود را با نام اتفاق کارگران منتشر می‌کرد. ظاهرا نام این چاپ‌خانه «کوچک» بوده است که نویسنده کتاب به اشتباه از آن با عنوان چاپ‌خانه کوچکی یاد می‌کند. این اتحادیه خواسته‌های جالبی را در آن روزگار مطرح می‌کند: ۱- هیچ کارگری نباید در روز بیش از ۹ ساعت کار کند؛ ۲- تعیین حداقل دستمزد مشخص …؛ ۳- پرداخت خسارت از سوی کارفرما به کارگر در قبال اخراج بی‌دلیل؛ ۴- حق اخراج کارگر برای کارفرما در صورتی که ۱۵ روز قبل به او خبر بدهد؛ ۵- رفتار محترمانه با کارگران؛ ۶- پرداخت دستمزد به کارگر بیمار؛ ۷- هر چاپ‌خانه باید پزشک مخصوص به خود را داشته باشد؛ ۸- پرداخت حقوق در صورت آسیب دیدن در هنگام کار؛ ۹- پرداخت غرامت به همسر و فرزندان کارگری که در حین کار فوت کند؛ و مواردی دیگر ….. راستش این خواسته ها نسبت به آن روزگار زیادی متعالی است و باورش برای من کمی دشوار است.
نویسنده معتقد است کارگران ایرانی بعد از خراب‌شدن اوضاع اقتصاد ایران به روسیه سابق مهاجرت کردند و در آن‌جا با اتحادیه کارگری و اعتصاب و … آشنا شدند و در واقع همین آشنایی را بستری برای سوسیال دموکراسی ایرانی می‌داند. البته در کتاب گزاره‌های زیادی هم وجود دارد که می‌توان نقدهای جدی به آنها وادار کرد اما من از خواندن کتاب رضایت داشتم. یکی از نکات دیگر آن هم تشکیل مجلس تجار به ریاست امین الضرب است برای حمایت از تجار و صنعت‌گران و فرایند ناکامی آن که به‌جای خود ماجرایی خواندنی است.

تورمی کاهش یافته؟

دیروز از رادیو تاکسی شنیدم که رئیس بانک مرکزی گفته نرخ تورم در دوازده ماهه منتهی به بهمن ۱۳۸۸ برابر با ۱۱٫۳ درصد است و البته تا پایان سال هم به ۱۰٫۵ درصد می‌رسد. یادم هست در گزارش سه ماهه دوم منتهی به شهریور سال ۱۳۸۸ بانک مرکزی آمده بود که تورم در این دوزاده ماهه برابر با ۱۸٫۵ درصد و نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به خرداد ۱۳۸۸ هم در آن گزارش ۲۲٫۵ درصد ذکر شده بود. بنابراین با توجه به گفته رئیس بانک مرکزی نرخ تورم باید تحت‌تاثیر سیاست پولی انقباظی اتخاذ شده بعد از شهریور ماه به‌شدت کاهش یافته و اکنون به عدد ۱۱٫۳ درصد رسیده باشد. تورم که نشان از متوسط افزایش قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص دارد برای یک سبد کالایی ۳۱۵ کالایی محاسبه می‌شد و حالا برای یک سبد ۳۶۰ کالایی (اگر اشتباه نکنم). نمی‌دانم من شخصا مصرف‌کننده چند قلم از این ۳۶۰ کالا هستم. اما می‌دانم که از شهریور تا به الان هیچ کالایی نخریده‌ام که قیمتش حتی یک‌تومان نسبت به شهریور یا سال قبل ارزان‌تر شده باشد. البته کالاهای زیادی خریده‌ام که گران‌تر نشده‌اند اما یا کیفیت‌شان کاهش یافته یا وزن‌شان مثل ماست. از سوی دیگر، معمولا در شب عید به‌دلیل افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات معمولا تورم چند درصدی بالاتر می‌رفت. یادم هست اقتصاددانی می‌گفت تورم را زنان خانه‌دار و مردان زنبیل به‌دست بهتر از هر کس دیگری درک می‌کنند و هیچ‌کس با این شاخص‌های آماری تورم خود را گول نمی‌زند. هدف از تهیه شاخص‌های قیمت، ارائه برآوردی از افزایش در سطح قیمت نسبت به یک سطح ثابت قیمت است و این‌که تغییرات قیمت در یک دوره زمانی مشخص نشان داده شود و حالا رئیس بانک مرکزی پس از محاسبه این شاخص به ما می‌گوید هیچ جای نگرانی نیست، آسوده بخوابید که تورمی در کار نیست. امیدوارم دیگران مثل من نباشند و کالاهای شان را به قیمت ارزان خریداری کنند.

اقتصاد چاقی و دستمزد

سوزان اورت و ساندرز کورنمان در مقاله‌ای با عنوان «واقعیت اقتصادی افسانه زیبایی» به بررسی رابطه میان دستمزد و زیبایی پرداخته‌اند. آنها جذابیت را با معیار وزن بدن اندازه‌گیری کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که چاقی، دستمزد زنان را ۱۲ درصد و دستمزد مردان را ۹ درصد کاهش می‌دهد. این مقاله نشان می‌دهد که تاثیر چاقی بر دستمزد زنان به‌طور قابل‌توجهی بیش از مردان است.

چاقی و ازدواج. در مورد زنان چاقی ۲۵ درصد و برای مردان ۱۴ درصد احتمال ازدواج را کاهش می‌دهد و اگر در هنگام ازدواج به درآمد همسر توجه شود چاقی برای زنان ۲۵ درصد و برای مردان ۱۴ درصد احتمال ازدواج را کاهش می‌دهد. شاید چاقی به‌دلیل ارتباطش با ویژگی‌های شخصی مانند وضعیت سلامتی و درجه کنترل شخصی و نه فقط به خاطر ظاهر فیزیکی اهمیت داشته باشد.

Previous Entries