<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دگردیسی مشغولیت‌ها &#187; بازار</title>
	<atom:link href="http://farhady.com/category/market/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://farhady.com</link>
	<description>نوشته های اقتصادی محمدرضا فرهادی پور</description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 03:43:22 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>یارانه اقتصادی به چین</title>
		<link>http://farhady.com/1389/05/china-economic-subsidy/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/05/china-economic-subsidy/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 03:43:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1428</guid>
		<description><![CDATA[هدفمندسازی یارانه‌ها دستور کار اصلی اقتصادی دولت است. همه می‌گویند در اصل هدفمندسازی یارانه‌ها جای هیچ شکی نیست، فقط اختلافات بر سر نحوه و چگونگی انجام هدفمندسازی یارانه‌ها یا زمان آن است. اما چرا در همین زمان کسی به فکر هدفمندسازی یارانه‌های عظیم پرداختی اقتصاد ایران به اقتصاد چین نیست؟ اکنون وقتی به بازار می‌رویم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">هدفمندسازی یارانه‌ها دستور کار اصلی اقتصادی دولت است. همه می‌گویند در اصل هدفمندسازی یارانه‌ها جای هیچ شکی نیست، فقط اختلافات بر سر نحوه و چگونگی انجام هدفمندسازی یارانه‌ها یا زمان آن است. اما چرا در همین زمان کسی به فکر هدفمندسازی یارانه‌های عظیم پرداختی اقتصاد ایران به اقتصاد چین نیست؟ اکنون وقتی به بازار می‌رویم می‌بینیم که در تمامی بخش‌های اقتصادی و صنایع به جز چند مورد، نمونۀ چینی هر کالایی با قیمتی ارزان‌تر از مشابه ایرانی به وفور به چشم می‌خورد. بازار را کالاهای چینی تسخیر کرده‌اند. نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که روزی خدمات چینی هم بخواهد وارد بازار خدمات ایران شود. اکنون گاهی اوقات به طنز از ورود خدمات چینی به اقتصاد ایران یاد می‌شود، اما چه بسا این طنزها روزی به واقعیت تبدیل شود. براساس آمار گمرک ایران سهم کالاهای چینی از کل واردات ایران در پایان سال ۸۸ و در مقایسه با سال ۷۱ حدود ۹ برابر و در برخی کالاها ۱۷ برابر شده است. همۀ این‌ها حکایت از حضور گستردۀ چین در اقتصاد ایران دارد. چندی پیش خبری منتشر شد که رب گوجه فرنگی از خارج وارد و بعد در ایران بسته‌بندی و سپس با مارک داخلی وارد بازار می‌شود. احتمالاً این رب گوجه‌فرنگی چینی است. لذا صنایع غذایی خیلی زود از ورود چین لطمه خورده‌اند و نبود سیاست‌های بازرگانی و تعرفه‌ای صحیح اجازه می‌دهد که چین چنین کند. صنعتی مثل خودرو هنوز خطر حضور چین را احساس نکرده است، اما صنایع غذایی، پوشاک و &#8230; چرا. یارانه‌ای که صنعت و سیاست‌های صنعتی اقتصاد ایران به چین می‌دهد مشکلات زیادی را برای آنها به بار خواهد آورد. کشورهای صنعتی از همان لحظۀ ظهور چین به‌مثابه یک غول، سیاست‌هایی صحیح را برای مقابله با آن به‌کار گرفتند، و باید در برخورد با چین از آنها درس بگیریم. لذا اگرچه اقتصاد ایران نیازمند هدفمندسازی یارانه‌ها است، نیازمند حذف یارانه‌های چینی است و اگر زمان انجام هدفمندسازی یارانه‌های انرژی داخلی به زعم برخی کارشناسان مناسب نیست یا هست، اما بدون شک زمان حذف یارانه‌های چینی خیلی مناسب است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/05/china-economic-subsidy/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مدیریت ریسک زیر نورافکنی</title>
		<link>http://farhady.com/1389/05/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b1%db%8c%d8%b3%da%a9-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/05/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b1%db%8c%d8%b3%da%a9-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Jul 2010 07:35:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1417</guid>
		<description><![CDATA[گزارش مدیریت ریسک زیرنورافکن را شرکت تحلیل گران سیستم منتشر کرده است. این گزارش حاوی اطلاعات بسیار مهمی درباره فرایند مدیریت ریسک در بانک ها و موسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری است. گزارش، مربوط به سال ۲۰۰۸ و چگونگی مدیریت ریسک در بزرگ ترین بانکها و موسسات مالی جهان در جریان بحران مالی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl"><a href="http://iranrisk.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=1327:1389-04-26-07-26-12&amp;catid=77:1388-11-13-08-21-27&amp;Itemid=127"><strong>گزارش مدیریت ریسک زیرنورافکن</strong></a> را شرکت ت<a href="http://www.iranrisk.com/">حلیل گران سیستم</a> منتشر کرده است. این گزارش حاوی اطلاعات بسیار مهمی درباره فرایند مدیریت ریسک در بانک ها و موسسات مالی و شرکت های سرمایه گذاری است. <span style="color: #0000ff;"><strong>گزارش، مربوط به سال ۲۰۰۸ و چگونگی مدیریت ریسک در بزرگ ترین بانکها و موسسات مالی جهان در جریان بحران مالی</strong></span> است. چگونگی پیاده سازی بازل ۲ در این بانک ها، چگونگی مدیریت ریسک نقدینگی، اعتباری و بازار در این گزارش به بهترین شکل تشریح شده است. نقش هیئت مدیره در فرایند مدیریت ریسک در این گزارش به خوبی بیان شده است.چگونگی طراحی سیستم مدیریت ریسک یکپارچه در بانک ها برتر جهان به صورت عملیاتی در این گزارش آمده است. این گزارش را از دست ندهید. این گ<span style="color: #0000ff;">زارش برای اعضای هیئت مدیره، اداره مدیریت ریسک، اداره اعتبارات، بخش خزانه، اداره تحقیق و توسعه و بخش آموزش بانک ها و موسسات مالی، شرکت های سرمایه گذاری، موسسات اعتباری و کارگزاری ها </span> بسیار مفید است. گزارش را خوانده ام . در نوع خود بسیار مفید و کاربردی است.</p>
<p><a href="http://iranrisk.com/images/stories/food/jeld_gozaresh_deloite_1_website.jpg"><img class="alignnone" src="http://iranrisk.com/images/stories/food/jeld_gozaresh_deloite_1_website.jpg" alt="" width="170" height="239" /></a></p>
<p>تحلیلگران سیستم اقدام به برگزاری <a href="http://iranrisk.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=1059:1388-12-02-07-37-22&amp;catid=48:2009-07-02-12-32-01&amp;Itemid=96">دوره آموزشی ریسک نقدینگی</a> هم کرده است که هنوز فرصت ثبت نام دارد. من که شرکت می کنم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/05/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b1%db%8c%d8%b3%da%a9-%d8%b2%db%8c%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فراسوی بازارها و دولت ها</title>
		<link>http://farhady.com/1389/04/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/04/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Jul 2010 04:04:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاددانان]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1411</guid>
		<description><![CDATA[فراسوی بازارها و دولت ها: حکمرانی چندمرکزی سیستم های پیچیده اقتصادی، درواقع سخنرانی جایزه نوبل الینور اوستروم است که حالا در قالب مقاله ای در آمریکن اکونومیک ریویو چاپ شده است. هرگز قبل از دریافت جایزه نوبل توسط اوستروم نام او را نشنیده بودم و کمتر اقتصادخوانده و اقتصاددانانی را می شناختم که او را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:8iQNqKO5VuoJ:pubs.aeaweb.org/doi/pdfplus/10.1257/aer.100.3.641">فراسوی بازارها و دولت ها: حکمرانی چندمرکزی سیستم های پیچیده اقتصادی</a>، درواقع سخنرانی جایزه نوبل الینور اوستروم است که حالا در قالب <a href="http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:8iQNqKO5VuoJ:pubs.aeaweb.org/doi/pdfplus/10.1257/aer.100.3.641">مقاله ای در آمریکن اکونومیک ریویو</a> چاپ شده است. هرگز قبل از دریافت جایزه نوبل توسط اوستروم نام او را نشنیده بودم و کمتر اقتصادخوانده و اقتصاددانانی را می شناختم که او را بشناسد. حالا باید منتظر بمانیم و ببینیم جعفر خیرخواهان کی این مقاله را ترجمه می کند! تا ما بیشتر با اندیشه های اوستروم آشنا شویم.</p>
<p><a href="http://www.majlis.ir/mhtml/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=3389">فضای کسب و کار ایران در نظرخواهی از تولیدکنندگان داخلی.</a> این گزارش را مرکز پژوهش های مجلس منتشر کرده که حاوی نکات جالبی است.</p>
<p><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=215755">روزنامه دنیای اقتصاد خبری</a> را منتشر کرده مبنی بر این که در بازار اجاره تمامی مالکان به دنبال دریافت اجاره بها هستند و نه پول پیش یا رهن کامل. چرا این قدر دیر؟ الان نزدیک به چهار سال است که رفتار مالکان و صاحبخانه ها به این صورت تغییر کرده است. نکته جالب این است که معلوم نیست وقتی مالک مسکن نمی تواند از پول رهن مسکن استفاده کند، مستأجر چطور باید بتواند آن را به پول اجاره ماهانه تبدیل کند؟ جز این که باید از همان پول اجاره را بپردازد و بعد از چند ماه دیگر آن پول را هم ندارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/04/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازار کلیه: یک پرسش ساده</title>
		<link>http://farhady.com/1389/03/kidney-market/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/03/kidney-market/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 May 2010 11:47:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1318</guid>
		<description><![CDATA[از سال گذشته به‌طور رسمی و حرفه‌ای به بیماران کلیوی پیوستم. در بیمارستان که بودم متوجه شدم بازار خرید و فروش کلیه بازاری است همچون بازار موبایل با این تفاوت که همه سر از بازار موبایل در می‌آورند اما از بازار کلیه نه. برخی کشورها مانند امریکا خرید و فروش کلیه را ممنوع کرده‌اند و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">از سال گذشته به‌طور رسمی و حرفه‌ای به بیماران کلیوی پیوستم. در بیمارستان که بودم متوجه شدم بازار خرید و فروش کلیه بازاری است همچون بازار موبایل با این تفاوت که همه سر از بازار موبایل در می‌آورند اما از بازار کلیه نه. برخی کشورها مانند امریکا خرید و فروش کلیه را ممنوع کرده‌اند و برخی دیگر نه. در جایی که خرید و فروش کلیه ممنوع است معمولا افراد اقدام به هدیه‌دادن کلیه می‌کنند. اما در جایی که بازاری برای کلیه وجود دارد معمولا خبری از هدیه دادن و نوع‌دوستی نیست. البته اغلب عرضه‌کنندگان کلیه هم افرادی هستند که به پول آن نیاز دارند. خوب برویم سروقت حالت اول. در چارچوب حالت اول پرسش ساده این است: فرض کنید فردی کلیه‌اش را به یکی از اعضای خانوادۀ شما هدیه بدهد و ماجرا تمام شود. یک سال بعد هدیه‌دهندۀ کلیه در نامه‌ای برای شما می‌نویسد که نمی‌تواند اقساط وام مسکنش را بدهد و نیاز به کمک دارد و در غیر این صورت بی‌خانمان می‌شود. قطعا خانواده شما هیچ مسئولیت قانونی و حقوقی در برابر کلیه‌دهنده ندارد، اما مسئولیت اخلاقی چطور؟ یقینا در این مورد فرد با خودش آروز می‌کند ای کاش بازاری برای خرید و فروش کلیه وجود داشت و حالا دچار این معذوریت اخلاقی نمی‌شد. کلیه‌گیرنده هیچ تعهدی برای ارسال پول به کلیه‌دهنده ندارد. یقینا او به‌طرز شگفت‌انگیزی کلیه خود را بخشیده است و ماجرا وقتی جالب‌تر می‌شود که این دو فرد یکدیگر را نشناسند و دهنده از گیرنده توقع نداشته باشد که در آینده جبران کند. بنابراین شاید اگر چنین بازاری وجود می‌داشت، آنها که پول داشتند کلیه‌ها را درو می‌کردند و آنها که پول نداشتند خودشان می‌ماندند و خودشان. شاید هم در این حالت یک نظام تخصیص کلیه به بیماران شکل بگیرد و براساس اولویت‌بندی عمل کند که در این صورت بازار دیگر از آزادی لازم برخوردار نیست.<br />
اما شاید کلیه‌گیرنده بعد از دریافت پیغام کلیه‌دهنده احساس کند که او می‌خواسته از نظر روانی وی را تحت‌تاثیر قرار دهد و به نوعی فشار اخلاقی و وجدانی به او وارد کند و اگر اقتصاددان باشد یا تئوری بازی‌ها بلد باشد احتمالا زودتر این احساس به او دست خواهد داد. اگر او چنین اعتقادی داشته باشد که کلیه‌دهنده با برنامه این پیغام را ارسال کرده یعنی این‌که او درواقع کلیه خود را فروخته است ولی جنس را پیش‌تر تحویل داده و حالا پول ش را می‌خواهد: نوعی نسیه. حالا اگر شما برای او پول بفرستید مثل این است که درواقع خلاف قانون رفتار کرده‌اید و به‌طور غیرقانونی اقدام به خرید کلیه کرده‌اید. شما بودید چه می‌کردید؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/03/kidney-market/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کالبدشکافی یک قتل؟ آیا دموکراسی سیاسی بدون دموکراسی اقتصادی راه به جایی می‌برد؟</title>
		<link>http://farhady.com/1389/03/anatomy-of-murder/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/03/anatomy-of-murder/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 May 2010 04:31:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1301</guid>
		<description><![CDATA[ماجرای بحران یونان بد جوری ذهنم را به خودش مشغول کرده بود. شروع کردم به خواندن مقالاتی درباره تاریخ این کشور. ماحصل آنها هم شد یادداشتی طولانی برای دنیای اقتصاد. این نوشته ضمن بررسی تاریخ اقتصاد-سیاسی یونان از ۱۹۴۴ تا کنون به یک پرسش مهم پاسخ می دهد: آیا دموکراسی سیاسی بدون دموکراسی اقتصادی راه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">ماجرای بحران یونان بد جوری ذهنم را به خودش مشغول کرده بود. شروع کردم به خواندن مقالاتی درباره تاریخ این کشور. ماحصل آنها هم شد <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=208257">یادداشتی طولانی برای دنیای اقتصاد.</a> این نوشته ضمن بررسی تاریخ اقتصاد-سیاسی یونان از ۱۹۴۴ تا کنون به یک پرسش مهم پاسخ می دهد: <span style="color: #336699;"><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=208257">آیا دموکراسی سیاسی بدون دموکراسی اقتصادی راه به جایی می‌برد؟</a> <span style="color: #000000;">نسخه حاضر کمی با متن روزنامه فرق می کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">کالبدشکافی یک قتل؟ آیا دموکراسی سیاسی بدون دموکراسی اقتصادی راه به جایی می‌برد؟<br />
یونان اگرچه از اقتصادهای برتر اروپا نبود اما بحرن اقتصادی این کشور کل کشورهای اروپایی به‌ویژه آلمان را به‌شدت متأثر ساخته و گویی سکان کشتی یورو در حال شکستن است. یونان در سال ۲۰۱۰ در میان ۱۰ کشور با بالاترین احتمال نکول وام‌ها رتبه سوم را دارد که همین امر نشان از حاکم بودن وضعیتی بسیار نامطلوب بر اقتصاد این کشور است. درحال‌حاضر حجم اقتصاد زیرزمینی این کشور بیش از ۲۵% تولید ناخالص داخلی آن را تشکیل می‌دهد. اما چه می‌شود که اقتصاد کشوری هم‌چون یونان به ناگاه وضعیت بحرانی پیدا می‌کند؟ برای پاسخ به این پرسش باید به سراغ مطالعات اقتصاد کلان رفت. در این نوشته کوتاه وضعیت یونان از بعد از جنگ جهانی دوم تا اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی بررسی می‌شود تا ریشه مشکلات اقتصادی این کشور عیان‌تر گردد و نقش نهادهای سیاست‌گذاری در بروز بحران اخیر مشخص‌تر شود.<br />
یکی از مهم‌ترین پیام‌های مطالعات اقتصاد کلان اخیر این است که نظام‌های سیاست‌گذاری و نهادها برای عملکرد بلندمدت اقتصاد از اهمیت خاصی برخوردار هستند. هم رشد اقتصادی و هم تورم به‌طور حیاتی و بحرانی به موفقیت نهادهای سیاسی و اقتصادی در تهیه و تدارک مکانیسم‌های متعهد و هماهنگ بستگی دارند که منجر به نرخ‌های زیاد و مولد سرمایه‌گذاری و البته انتظارات تورمی پایین می‌شوند.<br />
تجربه پس از جنگ جهانی اقتصاد یونان یک مورد خاص برای کسانی است که در جست‌وجوی جمع‌آوری شواهدی برای پی‌آمدهای دگرگونی در نظام سیاست‌گذاری هستند. تاریخ این دوره یونان تغییرات شدید نهادی و دگرگونی جدی نظام سیاست‌گذاری این کشور را به تصویر می‌کشد که تاحدی با سایر کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) متفاوت است و نشان می‌دهد که یونان تجربه یک بازگشت رادیکال در عملکرد اقتصاد کلان را از سر گذرانده است. تا ۱۹۷۴ عملکرد اقتصادی یونان یکی از خیره¬کننده¬ترین¬ها در اروپای پس از جنگ بود. اما پس از دومین شوک نفتی و پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا، یونان وارد دوران رکود تورمی شدیدی شد که بعد از آن هرگز توانایی بهبود و بازیابی پیدا نکرد. پس از ۱۹۷۴ بود که ناکامی اقتصادی یونان شروع شد و تغییر در آب‌وهوای سیاسی کسری و بدهی بخش عمومی (دولت) را افزایش داد و شعله¬های کسری تجاری و ازدیاد نقدینگی بیش از اندازه در اقتصاد برافروخته شد. اما پیوستن به اتحادیه اروپا علت سیرنزولی اقتصاد یونان نبود، اما انتقالات مالی از همین اتحادیه به یونان بود که بر مشکلات زیربنایی این کشور سرپوش می‌گذاشت و تعدیل‌های لازم در اقتصاد یونان را به تأخیر انداخت. همانند ژانوس، این الهه دو چهره، اقتصاد یونان نیز در دوره زمانی ۱۹۹۳-۱۹۵۴ دو چهره داشته است: در فاصله سال‌های ۱۹۷۳-۱۹۵۴ متوسط رشد تولید سالانه این کشور ۷% و تورم سالانه هم تنها ۴% بود. درواقع رشد اقتصاد این کشور از متوسط کشورهای OECD 2% بیشتر بود و تورم‌اش هم‌اندازه آنها. اما در بیست سال بعد از ۱۹۷۴، وضعیت این کشور به‌گونه¬ای دراماتیک دگرگون شد. رشد اقتصادی در اواخر دهه ۱۹۷۰ کاهش یافت و بعد از ۱۹۸۰ فروپاشید. تورم خیز برداشت و سرسختانه بالا ماند. رشد اقتصادی این کشور در فاصله ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۳ تنها ۲% بود که کمتر از متوسط OECD بود. متوسط تورم هم در این دوره ۱۸% بود که ۱۰% بیش از متوسط تورم در OECD بود. در دوره پس از ۱۹۷۳ یونان از بحران دوره‌ای تراز پرداخت‌ها رنج می‌برد. اما علت این دگرگونی یونان از یک اقتصاد موفق به یک اقتصاد مشکل‌دار چه بود؟ یونان چطور می‌توانست از این چرخه بحرانی نجات یابد که نتوانست؟ اقتصاد یونان اهمیت دارد چراکه ویژگی‌هایش گویای وضعیت بعضی دیگر از اقتصادهای اروپای جنوبی مانند پرتغال و اسپانیا نیز هست. این هرسه اقتصاد در اواسط دهه ۱۹۷۰ گذار از دیکتاتوری به دموکراسی را تجربه کرده‌اند و همگی در دهه ۱۹۸۰ به اتحادیه اروپا پیوستند. اما این سه کشور مسیرهای نهادی متفاوتی را پیمودند.</p>
<table dir="rtl" border="1" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td colspan="3">
<p dir="rtl" align="center">یونان از رشد غیرتورمی تا   رکود تورمی، ۱۹۹۳-۱۹۵۴</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td>
<p dir="rtl" align="center">
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">۱۹۷۳-۱۹۵۴</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">۱۹۹۳-۱۹۷۴</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td>
<p dir="rtl" align="center">متوسط رشد سالانه GDP (%)</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">7.1</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">2.1</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td>
<p dir="rtl" align="center">متوسط تورم سالانه (%)</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">۳٫۸</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">۱۸٫۱</p>
</td>
</tr>
<tr>
<td>
<p dir="rtl" align="center">متوسط مازاد حساب جاری (%   از GDP)</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">2.1-</p>
</td>
<td>
<p dir="rtl" align="center">4.5-</p>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>تاریخ اقتصاد- سیاسی یونان پس از جنگ</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">بعد از رهایی از اشغال در ۱۹۴۴، یونان وارد یک دوره ناآرامی سیاسی شد که سرانجام منجر به جنگ داخلی میان چپ و راست در فاصله سال¬های ۱۹۴۹-۱۹۴۶ شد. نیروهای دولتی با حمایت اینگلیس و ایالات متحده امریکا پیرزومندانه ظهور کردند، اما تفرقه‌ها و دشمنی‌های ناشی از جنگ باعث شد تا چندین سال یونان محل نزاع دشمنان داخلی با هم باشد.<br />
طی جنگ داخلی، نهادهای پارلمانی به‌صورت نسبی ناکارا شدند. از ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰ این کشور با حکومت ائتلافی دو حزب سیاسی اصلی، حزب مردم (راست) و لیبرال‌ها (مرکز) اداره شد، البته با یک نخست وزیر لیبرال. یونان یکی از اعضای موسس کمیته همکاری اقتصادی اروپا بود، که همین امر منجر به تأسیس سازمان همکاری‌ و توسعه اقتصادی شده بود. به‌منظور هم‌نوایی با قوانین طرح مارشال، دولت یونان باید پیش‌نویس برنامه‌های جامع میان‌مدت و بلندمدتی را تهیه می‌کرد که در حقیقت نخستین تلاش سیستماتیک برای ترویج توسعه اقتصادی و ثبات مالی این کشور بود. بعضی از نهادهای اقتصادی که نقش مهمی را در یونان پس از جنگ ایفا می‌کردند در همین زمان ایجاد شدند. یک مثال مهم کمیته پول و ارز بود، کمیته ای قدرت‌مند که درباره حجم و توزیع اعتبارات بانکی تصمیم‌گیری می¬کرد. دیگر جنبه کلیدی سیاست اقتصادی، مشارکت پول یونان در نظام ارزی برتن وودز بود.<br />
بعد از انتخابات ۱۹۵۰ و دو سال و نیم اِشغال ضعیف دیگر و برگزاری یک انتخابات بی‌نتیجۀ دیگر، قانون اساسی اصلاح و تغییراتی در نظام انتخاباتی ایجاد شد. سرانجام صف‌آرایی یونانی (برخاسته از حزب مردم) به رهبری پاپاگوس انتخابات ۱۹۵۲ را با اکثریت غالب برد و نخستین دولت قوی را بعد از پایان جنگ جهان دوم به یونان هدیه داد. این دولت، تحت رهبری یک وزیر اقتصاد کارآمد، اسپیروس مارکزینیس، بنیان‌هایی را برای بقای اقتصاد بنا گذاشت. او بسیاری از کنترل‌های قیمتی و وارداتی را حذف کرد، شدیدا پول یونان (دارخما) را در ۱۹۵۳ کاهش ارزش داد و نرخ‌های بهره را هم همین¬طور. همچنین فورا کاهش بهای سریع پول را با اهداف مالیاتی همراه ساخت، قانون‌گذاری برای محافظت و جذب سرمایه‌های خارجی را در دستور کار قرار داد و دستورالعمل¬ها و سنجه¬هایی برای کنترل بروکراسی ارائه کرد. هرچند، بازارهای کار و اعتبارات تحت کنترل دولت باقی ماندند. بعد از کاهش ارزش پول در ۱۹۵۳، پول این کشور در ۳۰ دراخما به ازای یک دلار میخ‌کوب شد، نرخی که تا ۱۹۷۳ ثابت ماند.<br />
پاپاگوس در اکتبر ۱۹۵۵ درگذشت، جانشین او، کنستانتین کارامانلیس، حزب را از نو بازسازی کرد و انتخابات را در فوریه ۱۹۵۶ برد. او هفت سال، ۱۹۶۳-۱۹۵۶ بر یونان حکومت کرد. دولت او گام¬های مهمی برای تحکیم ثبات اقتصادی یونان برداشت. آنها از سیاست¬های مالی و پولی محافظه‌کارانه، بازتثبیت اعتماد در حوزه ارز و سیستم بانک¬داری تجاری پیروی کردند و تاکید زیادی بر ساخت جاده¬ها و بهبود زیرساخت‌های اقتصادی داشتند و برای ترویج صنعتی‌سازی سیاست‌های مالیاتی و اعتباری خاصی را اجرا کردند.<br />
ویژگی‌های نهادی این دوره که تا ۱۹۷۴ به عمر خود ادامه داد، هر چیزی بود جز لسه‌فر. شاید «سرمایه‌داری دولتی» توصیف بهتری برای آن باشد. تعداد زیادی موسسات دولتی ایجاد شده بود، فعالیت اتحادیه‌ها شدیدا تحت کنترل بود و نظام بانکی از طریق فعالیت کمیته پول و ارز بانک یونان تنظیم می¬شد. اعتبارات بانکی با نرخ‌های بهره پایین به‌سوی شرکت‌ها و پروژه‌های سرمایه¬گذاری بزرگ هدایت می‌شدند. بااین‌حال، نقش دولت در اقتصاد خیلی کم بود، البته خارج از حوزه¬های مدیریت عمومی، بانک‌داری، برق و ارتباطات. بیشتر قیمت‌ها آزادانه تعیین می‌شدند، اگرچه قیمت «کالاهای ضروری» تحت کنترل بودند. در یک دورۀ با تورم پایین، به‌نظر نمی‌رسد این کنترل¬های قیمتی مختل‌کننده باشد. در حوزه تجارت خارجی شرکت¬های داخلی از حمایت‌های قوی لذت می‌بردند، علی‌رغم حرکت تدریجی به¬سوی حذف تعرفه‌ها و بعد از عضویت در گات و توافق انجمن یونان با اتحادیه اروپا. مالیات‌های تجاری پایین بودند و تضمین حمایت از حقوق مالکیت و کاهش ارزش شتابان پول اعتمادها را تقویت می¬کرد و نرخ بازدهی بالایی را برای سرمایه‌گذاری‌ها به‌بار می‌آورد. این ویژگی‌های نهادی از جمله موثرترین عوامل در رشد بالای یونان در دوره زمانی ۱۹۷۳-۱۹۵۴ بودند.<br />
کارامانلیس جای خود را در انتخابات بعد به جورج پاپاندرئو از حزب اتحاد مرکز یونان (برخاسته از حزب لیبرال) داد. دولت جدید، که عمر کوتاهی داشت، بیشتر بر توزیع درآمد، دولت رفاه و اصلاحات آموزشی تاکید داشت، اما سایر ترتیبات نهادی پیشین را را به حال خود رها کرد. پاپاندروئو بعد از سقوط پادشاه در ۱۹۶۵ استعفا داد. بعد از او یک سری از دولت‌های ناپایا تا ۱۹۶۷ جانشین او شدند، تا یک کودتا منجر به دیکتاتوری نظامی شد که تا ۱۹۷۴ دوام یافت. نظام اقتصادی که طی دیکتاتوری تثبیت شد تداوم همان رفتار دولت¬های دموکراتیک دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ بود که ضربۀ چندانی به اقتصاد نزد.</p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">قبل از ۱۹۷۴ نظام سیاسی-اقتصادی یونان با تضمین و ایجاد امنیت برای مالکیت خصوصی زمینه‌ساز سرمایه‌گذاری بخش خصوصی بود، قوانین مالیاتی جدیدی وضع شد و رابطه میان دولت و اتحادیه‌های کارگری در وضع مطلوبی بود. این شرایط، انباشت بهتر سرمایه را تضمین می‌کرد و دولت یونان که قبل از ۱۹۷۴ از نظر سیاسی استبدادی بود در سال ۱۹۶۷ به بازتولید دیکتاتوری دست زد. اما گویا پس از استقرار دموکراسی در این کشور نظام اقتصادی نه تنها دموکراتیک نشد، بلکه منفجر شد. این دموکراسی جدید نتوانست سیاست‌های اقتصادی پیشین را پی‌گیری کند.<br />
باوجوداین، طی دیکتاتوری بعضی جوانب نظام نهادی پایداری¬شان به لرزه افتاد. تقاضا نیز شدیدا زیاد شده بود. تا ۱۹۶۹، اقتصاد تقریبا با ظرفیت کامل کار می‌کرد و کم¬کم تنگناها چهره خود را نشان دادند. البته کنترل‌های دولتی از هر گونه اثر فوری بر دستمزدها و قیمت‌ها جلوگیری می‌کرد.<br />
ازاین‌رو، شوک تورمی ۱۹۷۳ و در پی آن فروپاشی برتن وودز و افزایش قیمت کالاها، عملکرد اقتصاد یونان را در سطوح ظرفیت بالا با تورم فرونشانده تحت تاثیر قرار داد. در نتیجه، افزایش تورم در ۱۹۷۳ به‌طور خاص نمایان شد. رونقی که پیش از این وجود داشت کارایی دیکتاتوری را در معرض شک قرار داد و سقوط ناگهانی در استانداردهای زندگی آشوب مدنی را شعله‌ور ساخت و همین امر منجر به سقوط دیکتاتوری شد.<br />
استقرار دموکراسی در ۱۹۷۴ دوباره کارمانلیس را برای یک دوره هفت ساله وارد سیاست و حکومت یونان کرد. حزبی که او تأسیس کرد، دموکراسی جدید (نوه حزب مردم)، یکی از دو حزب قوی یونان باقی ماند. بااین‌حال، تغییرات نهادی که طی دوره هفت ساله دوم او اتفاق افتاد در نظامی کاملا متفاوت با آن‌چه قبل از ۱۹۷۴ وجود داشت، بود. نرخ ارز میخکوب شده برای دلار تغییر کرد. نیاز به مخارج دفاعی زیاد و تقاضای عمومی برای یک دولت بزرگ‌تر و توزیع درآمد بیشتر، منجر به افزایش مخارج دولت، دستمزدهای واقعی و مالیات‌های تجاری شد. با توجه به سیاست‌های پولی و مالی شُل‌ووِل، کنترل¬های قیمتی به¬طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت، در همان زمان ظهور اتحادیه‌های کارگری قوی منجر به افزایش دستمزدهای بالا شد. نقش دولت در اقتصاد به طور معناداری افزایش یافت: از طریق ملی‌سازی وسیع. دومین بزرگ‌ترین گروه بانکی از طریق یک دستورالعمل قانونی مشکوک ملی‌سازی شد که بهانه‌های تصرف غیرقانونی حقوق مالکیت سهامداران موجود را افزایش داد. تعدادی شرکت¬ دولتی در حوزه¬های انرژی، تامین مالی توسعه، مالکیت تجاری و ترویج صادرات تأسیس شدند.<br />
سیاست‌های دولت‌ کارامانلیس بعد از ۱۹۷۴ همراه با گسترش درخواست سوسیالیست‌ها (حزب پاسوک)، تحت حکومت آندرئاس پاپاندرئو، پسر نخست وزیر دهه ۱۹۶۰، باعث ناآرامی در اجتماع تجاری شد. همچنین مشکلات بودجه‌ای باعث کاهش¬های معنادار در سرمایه‌گذاری در زیرساخت¬های عمومی شد. مهم‌ترین دست‌آورد اقتصادی کارامانلیس در این دوره ورود یونان به اتحادیه اروپا در ۱۹۸۱ بود، بعد از این‌که او انتخابش به عنوان رئیس جمهور جمهوری را مهندسی کرد و همین امر منجر به انتخاب پاسوک سوسیالیست در ۱۹۸۱ شد.<br />
دولت¬ اول پاپاندرئو حتی تأکید بیشتری بر ملی¬سازی و توزیع درآمد داشت. از طریق سازمان تجدید ساختار صنعتی تعدادی از شرکت¬های رنجور نیز ملی شدند. دستمزدها شاخص‌سازی و کنترل‌های قیمتی تقویت شدند. کسری¬ها و بدهی‌های عمومی کم¬کم از کنترل خارج شدند و در ۱۹۸۵ دولت با بحران تراز پرداخت‌ها مواجه شد. ارزش دراخما کاهش یافت و دستمزد برای دو سال تعیین شد. مراحل اول حرکت به سوی آزادسازی نظام مالی و جریان¬های سرمایه طی همین دوره اجرایی شدند. بااین‌حال، کسری مالی تاحدزیادی از کنترل خارج شد. کسری¬ها و بدهی‌های عمومی اوج گرفتند و بحران تراز پرداخت¬های ۱۹۹۰-۱۹۸۹ حادث شد.<br />
پاپاندرئو سه انتخابات پی‌درپی را با فاصله زیاد در فاصله سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ از دست داد، اما به‌دلیل تغییراتی که او در نظام انتخابات ایجاد کرده بود (نمایندگی تناسبی) دموکراسی جدید، ایجاد شده توسط کنستانتین میتسوتاکیس، اکثریت تنها یک معاون در پارلمان را به‌دست آورد. در اوایل دهه ۱۹۹۰ سیاست‌های تعدیل ساختاری در دستور کار دولت قرار گرفت، اما همه نهادهایی که در سال‌های پیش ایجاد شده بود با اجرای کامل این سیاست‌ها همراهی نمی‌کردند. دولت‌های میتسوتاکیس برای تثبیت مالیه عمومی و اجرای اصلاحات ساختاری از طریق خصوصی‌سازی و آزادسازی اقتصاد تلاش کردند. طی ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ دولت در هر سه حوزه مذکور نسبتا آرام و ناموثر حرکت کرد. در ۱۹۹۲، وزیر اقتصاد ملی، استفانوس مانوس، گام¬های جسورانه‌ای به‌سوی متوقف نمودن کسری‌های ایجاد شده طراحی کرد و این درواقع، نخستین تلاش برای تجدید ساختار اقتصاد بود، با سنجه‌هایی که آزادسازی کامل قیمت‌ها، مقررات‌زدایی، کنترل سفت و سخت شرکت¬های دولتی، اصلاحات تامین اجتماعی، خصوصی‌سازی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را تضمین می‌کرد. اما این حرکت از نظر مالی تاحدی در ۱۹۹۳ برعکس شد، همین‌که انتخابات جدید از دور پدیدار شد. در اکتبر ۱۹۹۳، دولت دیگر پاپاندرئو، با اکثریت غالب انتخاب شد و بسیاری از برنامه‌های اصلاحات ساختاری ۱۹۹۳-۱۹۹۰ را یا کنار گذاشت یا معکوس ساخت شاید همین آغازی برای شروع بحران اقتصاد یونان درحال‌حاضر را رقم زد.<br />
نظام‌های سیاسی و اقتصادی<br />
نتیجه اصلی این بررسی یونان پس از جنگ جهانی این است که این کشور دو نظام نهادی متمایز را تجربه کرده است. تا ۱۹۷۴ دولت یونان قوی و استبدادی بود، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی. حقوق سیاسی و مدنی محدود بودند، و دولت کنترل موثری بر اتحادیه‌های کارگری و بخش مالی و بانکی کشور داشت. سیاست‌های بودجه‌ای سفت و سخت و سیاست‌های پولی با نظام برتن وودز محدود شده بودند. در این دوره شاید بتوان گفت محدودیت نسبیِ (در دوره حکومت دیکتاتوری) آزادی‌های سیاسی و مدنی امکان موفقیت مدیریت اقتصادی سرمایه‌دارانه و متمرکز را فراهم کرده بود. البته می‌توان این فرضیه را هم نپذیرفت.<br />
بعد از ۱۹۷۴ نظام سیاسی یونان کاملا آزادسازی شد. حقوق سیاسی و مدنی به‌طور کامل آزاد شدند و اتحادیه¬های کارگری قدرت چشمگیری کسب کردند. حرکت به سوی برابری، بعد از سال‌ها آشفتگی سیاسی، منجر به وضع مالیات تجاری بالا و گسترش سریع نقش دولت در اقتصاد شد. باید میان نظام اقتصادی دو دوره بعد از ۱۹۷۴ نیز تمایز قائل شد. دوره اول از ۱۹۷۹-۱۹۷۴ بود، زمانی که انتظارات هنوز تحت‌تاثیر گذشته بودند، روشن نبود که تغییر در نظام سیاست‌گذاری چقدر جدی است. یک بهبود قوی در سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی ایجاد شد. بعد از ۱۹۷۹ همه چیز به سمت بدتر شدن رفت. دومین شوک نفتی و چشم‌انداز ظهور دولت سوسیالیست اعتماد سرمایه‌گذاران را خدشه‌دار کرد. موج دوم ملی‌سازی نمایان شد و دستمزدها افزایش یافت، سیاست‌های پولی و مالی شُل‌ووِل و شاخص‌گذاری دستمزدها نیز مطرح شد. کسری¬ها بعد از ۱۹۸۱ به شکل چرخ دنده‌ای زیاد شدند، چراکه هم محافظه‌کاران و هم سوسیالیست¬های سعی در هزینه بیشتر داشتند چرا که به فکر بزرگ‌تر شدن دولت نبودند، تنها به فکر انتخاب شدن بودند. این وضعیت تا اواسط دهه ۱۹۹۰ ادام یافت هرچند گه‌گاه تلاش‌هایی برای بازگشت به روزهای خوش اقتصاد صورت گرفت، اما هیچ‌کدام موثر واقع نشدند. گروهی از اقتصاددانان یونانی یکی از دلایل اصلی تداوم این وضعیت در اقتصاد یونان را در روابط آن با اتحادیه اروپا جست‌وجو می‌کنند. در فاصله سال‌های ۱۹۸۰تا ۱۹۹۰ انتقالات مالی از اتحادیه اروپا به یونان به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی این کشور از ۰٫۴% به بیش از ۵% درصد رسید. به نظر این گروه از اقتصاددانان این انتقالات مالی از اتحادیه اروپا باعث ایجاد نوعی بیماری هلندی در اقتصاد یونان شده بود که به این صورت خود را بروز داده بود: بهبود حساب جاری و مصرف خصوصی بیشتر، اما خالص صادرات کمتر. در دهه ۱۹۹۰ تلاش‌هایی هم برای حرکت به سوی آزادسازی و خصوصی‌سازی صورت گرفت که هیچ‌کدام با اهداف دولتی سوسیالیست هم‌خوانی نداشت. این وضعیت به صورت نصفه و نیمه در یونان ادامه داشت تا این‌که در ۱۹۹۹ پول واحد اروپایی متولد شد. بعد یونان درخواست عضویت داد. برای پذیرش باید چند پیش‌شرط وجود می‌داشت:<br />
پیش‌شرط‌های عضویت در واحد پول یورو    وضعیت یونان<br />
کسری بودجه &lt; 3% GDP    برآورده نمی ساخت<br />
بدهی انباشت شده &lt;60% GDP    برآورده نمی‌ساخت<br />
تورم &lt; 1.5%    برآورده نمی ساخت<br />
نرخ بهره &lt;2%    برآورده می‌ساخت</p>
<p>گرچه بار اول درخواست یونان رد شد، اما در سال ۲۰۰۰ پذیرفته شد گرچه در همان حال میزان بدهی دولت بیش از ۱۰۴% GDP بود. شرایط اخیر بازارهای مالی اروپا – تورم و نرخ بهره پایین- شرایط وام‌گیری را برای یونان آسان‌تر ساخت. هرچه وام‌ستانی آسان‌تر می شد، اقتصاد یونان هم ناپایدارتر می‌شد. البته گزارشات غلط و آمیخته با دروغ دولت مردان یونان در خصوص میزان بدهی دولت و کسری بودجه هم در تداوم بحران بی تاثیر نبود. بنابراین ساختار نهادی پس از ۱۹۷۴ و تداوم آن بود که با نظام سیاسی دست به دست هم دادند و یونان را وارد بحران کردند. <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=208257">برای دیدن نمودارها به نسخه روزنامه  مراجعه کنید. </a></p>
<p style="text-align: justify; " dir="rtl">منبع اصلی این نوشته نوشته‌های George Alogoskoufis درباره یونان بوده است.<span style="color: #336699;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/03/anatomy-of-murder/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازار کلیه</title>
		<link>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 05 May 2010 04:40:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>
		<category><![CDATA[خروج، وفاداری، اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[نابازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1248</guid>
		<description><![CDATA[وضعیت بازار کلیه در جهان و کشورهای مسلمان را ببینید.اسپانیا بیشترین نرخ اهدای کلیه مردگان را دارد اما در خصوص نرخ اهدای کلیه توسط افراد زنده وضعیت تقریبا ضعیفی دارد. وضعیت ایران هم جالب است!

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://marginalrevolution.blogs.com/">وضعیت بازار کلیه</a> در جهان و کشورهای مسلمان را ببینید.اسپانیا بیشترین نرخ اهدای کلیه مردگان را دارد اما در خصوص نرخ اهدای کلیه توسط افراد زنده وضعیت تقریبا ضعیفی دارد. وضعیت ایران هم جالب است!</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.marginalrevolution.com/.a/6a00d8341c66b253ef0133ed286705970b-pi" alt="" width="614" height="512" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/02/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%84%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقدینگی پادشاه است</title>
		<link>http://farhady.com/1389/02/liquidity-is-king/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/02/liquidity-is-king/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 May 2010 08:44:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1245</guid>
		<description><![CDATA[دیروز در جلسه‌ای در خصوص نظام بانکی و مدیریت نقدینگی بودم که سخنران سخنش را با این جمله بسیار زیبا شروع کرد: Liquidity is King. ظاهرا موسسه ارنست اند یانگ در پژوهشی با عنوان هدایت بحران مالی اخیر که از بانک‌های بزرگ و برتر جهان انجام داده به این جمله رسیده است.
مدیریت نقدینگی و حک‌شدن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">دیروز در جلسه‌ای در خصوص نظام بانکی و مدیریت نقدینگی بودم که سخنران سخنش را با این جمله بسیار زیبا شروع کرد: Liquidity is King. ظاهرا <a href="http://www.ey.com/">موسسه ارنست اند یانگ</a> در پژوهشی با عنوان هدایت بحران مالی اخیر که از بانک‌های بزرگ و برتر جهان انجام داده به این جمله رسیده است.<br />
مدیریت نقدینگی و حک‌شدن فرهنگ ریسک به‌عنوان دو تا از مهم‌ترین ضرورت‌های مواجهه با بحران تلقی شده‌اند، هم از نظر نهادی و هم در گستره صنعت بانک‌داری. ظاهرا همه بانک‌های حاضر در این پژوهش متفق‌القول گفته‌اند درسی که از بحران گرفته‌اند این است که Liquidity is King.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/02/liquidity-is-king/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دارایی‌های مسموم</title>
		<link>http://farhady.com/1389/02/toxic-assets/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/02/toxic-assets/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 May 2010 03:59:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1240</guid>
		<description><![CDATA[دارایی‌های مسموم دارایی‌های پنهان هستند.
نمی‌توانیم اجازه دهیم اقتصادهای سایه بیش از این بزرگ شوند.
هرناندو دسوتو
دولت اوباما سرانجام با طراحی برنامه‌ای به‌علل واقعی سقوط اعتباری اخیر رسیدگی می‌کند: «دارایی‌های مسمومِ» بدنام در ترازنامه‌های بانکی که وحشتی در دل سرمایه‌گذاران و وام‌گیرندگان انداخته‌اند، بازارهای اعتباری سراسر جهان را به تعطیلی کشاندند. اما اگر وزیر خزانه‌داری، تیموتی گیتنر، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">دارایی‌های مسموم دارایی‌های پنهان هستند.<br />
نمی‌توانیم اجازه دهیم اقتصادهای سایه بیش از این بزرگ شوند.<br />
هرناندو دسوتو<br />
دولت اوباما سرانجام با طراحی برنامه‌ای به‌علل واقعی سقوط اعتباری اخیر رسیدگی می‌کند: «دارایی‌های مسمومِ» بدنام در ترازنامه‌های بانکی که وحشتی در دل سرمایه‌گذاران و وام‌گیرندگان انداخته‌اند، بازارهای اعتباری سراسر جهان را به تعطیلی کشاندند. اما اگر وزیر خزانه‌داری، تیموتی گیتنر، امیدوار است که از تکرار چنین بحران اقتصادی جهانی‌ای جلوگیری کند، برنامه نجات او باید این را به‌درستی تشخیص دهد که مشکل واقعی وام‌های بد نیست، بلکه مشکل کوچک‌انگاری کاغذهایی است که آنها چاپ کرده‌اند.<br />
بحران جهانی امروز- که زیان کاغذی آن طی ۱۵ ماه گذشته بیش از ۵۰ تریلیون دلار در سهام و دارایی‌های واقعی و کالاها و درآمدهای عملیاتی بوده است- نمی‌تواند تنها به گردن نکول ناچیز ۷%ی وام‌های رهنی کم‌درآمدها (احتمالا با ارزشی بیش از ۱ تریلیون دلار) انداخته شود و گفت که آنها این بحران را به راه ‌انداخته‌اند. تبهکار واقعی نبود اعتماد به کاغذهایی- و همه دارایی‌های دیگری- است که چاپ شده‌اند. اگر ما اعتماد به کاغذها را به حال اول برنگردانیم، نکول بعدی- در خصوص کارت‌های اعتباری و وام‌های دانشجویی- ماشه فروپاشی اعتماد دیگری را نسبت به کاغذها می‌چکاند و اقتصاد جهانی را در سه‌گوشه‌ای گیرمی‌اندازد.<br />
اگر درباره آن فکر می‌کنید، می‌بینید هرچیزی که برای ما ارزش‌مند است بر بال کاغذهای دارایی سفر می‌کند. در آغاز این دهه ارزش دارایی‌های کاغذی نشان‌گر کالاهای محسوسی مانند زمین و ساختمان و جوازهای جهانی ، حدود ۱۰۰ تریلیون دلار بود و حدود ۱۷۰ تریلیون دلار هم نشان از مالکیت بر دارایی‌هایی شبه‌نقد مانند وام‌های رهنی و سهام و اوراق قرضه داشت. بااین‌حال، از آن پس مالی‌گران سلطه‌جو چیزی را تولید کردند که بانک تسویه‌های بین‌المللی ارزش مشتقات جدید را حدود ۱ کوادریلیون (اوراق‌بهادار با پشتوانه رهن و تعهداب بدهی وثیقه‌گذاری شده و سوآپ‌های نکول اعتباری) برآورد می کرد و آنها بودند که بازارها را به تسخیر خود درآوردند.<br />
این مشتقات ریشه سقوط اعتباری هستند. چرا؟ برخلاف همه انواع دارایی‌های کاغذی، مشتقات از نظر قانون ملزم به ثبت نیستند، به‌طور مداوم ردیابی نمی‌شوند و به دارایی‌های گره نمی‌خورند که آنها ارائه می‌کنند. هیچ‌کس دقیقا نمی‌داند که آنها چندتا هستند، کجا هستند و سرانجام چه کسی مسئول آنها است. بنابراین، وحشت فراگیری وجود دارد که وام‌گیرندگان و دریافت‌کنندگان بالقوه سرمایه با بسیاری از مشتقات غیرعملیاتی قادر به بازپرداخت وام‌های‌شان نیستند. همین‌که اعتماد به دارایی‌های کاغذی خدشه‌دار شود، زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به‌بار خواهد آورد؛ ازکارانداختن سیستم اعتباری و سرمایه‌گذاری که باعث کاهش مبادلات و منجر به اُفت فاجعه‌آمیز اشتغال و ارزش دارایی همگان می‌شود.<br />
از زمانی‌که انسان شروع به تجارت کرده است، وام‌‌دهی و سرمایه‌گذاری در فراسوی محدودیت‌های خانواده و قبیله وجود داشته‌اند و ما به صورت‌حساب‌های نوشته‌شده معتبر قانونی برای کسب حقایقی درباره ارزش هر چیز وابسته بوده‌ایم. طی ۲۰۰ سال گذشته، آن اقتدار قانونی به یک اجماع قانونی در خصوص دستورعمل‌ها و استانداردها و اصول مورد نیازی تطور یافت که حقایق به‌شیوه‌ای مستندسازی شود که هرکس بتواند به‌آسانی بفهمد و اعتماد کند.<br />
نتیجه یک سیستم دارایی قوی است با قوانین و مکانیسم‌هایی ثبت شده که براساس کاغذها تثبیت شده است، حقایقی که به ما اجازه نگهداری و انتقال و تبدیل و استفاده از هر چیزی که مالک آن هستیم را می‌دهد، از سهام تا نمایش‌نامه‌ها. تنها کاغذهای ارائه‌کننده یک دارایی که اساسا ثبت نشده و استاندارد نشده و به آسانی ردیابی نشده‌اند، مشتقات هستند.<br />
دارایی چیزی بیش از یک توده اصول است. بلکه یک سیستم اطلاعاتی عظیم است که داده‌های خام را پردازش می‌کند تا تبدیل به حقایقی شوند که می‌تواند برای حقیقت آزمون شوند و بدین‌وسیله کاتالیست‌های اصلی رکود و آشفتگی را نابود کنند- ابهام و ناشفافی. برای تحت حاکمیت قانون درآوردن مشتقات، دولت‌ها باید اطمینان دهند که آنها از شش دستورعمل بلندمدت پیروی می‌کنند که ارزش و مشروعیت هر نوع کاغذ ارائه‌دهنده دارایی را تضمین می‌کند:<br />
-    همه اسناد و دارایی‌ها و مبادلات که آنها ارائه می‌کنند یا از آنها مشتق شده‌اند باید در دفاتر ثبت عمومیِ دردسترس ثبت شوند. تنها با ثبت و به‌روزرسانی مداوم چنین دانش واقعی است که می‌توانیم نوع ابزارهای مالی کاملا خلاق قراردادی و مالی را کشف کنیم که ما را به این رکود عمیق فرو می‌برد.<br />
-    قانون باید «آثارجانبی» همه مبادلات مالی را مطابق با اصل قانونی «برای همه» به حساب بیاورد، که اساسا برای محافظت بخش‌های ثالث از پیامدهای منفی مبادلات مرموزی که توسط آریستوکراسی‌های غیرپاسخ‌گو در برابر هیچ‌کس جز خودشان انجام می‌شود، توسعه یافته است.<br />
-    هر داد و ستد مالی باید به‌طور جدی عملکرد واقعی دارایی‌هایی را که منتشر کرده تحت کنترل داشته باشد. با تراز کردن بدهی‌ها با دارایی‌ها، می‌توانیم محک‌های ساده و قابل‌درکی برای کشف سریع این موضوع ایجاد کنیم که آیا یک مبادله مالی برای برای کمک به تولید یا برای شرط‌بندی روی عملکرد دارایی‌های پایه صورت گرفته است.<br />
-    دولت هرگز نباید فراموش کند که تولید همیشه مقدم بر بخش مالی است. همان‌طور که آدام اسمیت و کارل مارکس هر دو گفته‌اند، بخش مالی از آفرینش ثروت پشتیبانی می کند اما به‌خودی‌خود ارزش نمی‌آفریند.<br />
-    دولت‌ها می‌توانند استفاده از دارایی‌ها برای اهرمی ‌شدن و تبدیل شدن و ترکیب شدن بازترکیب شدن و بسته‌بندی مجدد به هر تعداد قسمت را ترویج کنند، فرایندی با هدف بهبود ارزش دارایی اصلی. این امر از سر صبح ازل قانونی برای پاداش دادن به دارایی بوده است.<br />
-    دولت‌ها نمی‌توانند برای مدتی طولانی از زبانی مبهم و گیج‌کننده‌ در هدایت ابزارهای مالی استفاده کنند. وضوح و دقت برای ایجاد اعتبار و سرمایه از طریق کاغذ گریزناپذیر است. سیاست‌مداران غربی نباید فراموش کنند که بزرگ‌ترین متفکرین آنها برای کشورشان چه گفته‌اند: همه الزامات و تعهدات تثبیت شده‌ از کلماتی مشتق‌ شده‌اند که با دقیت زیاد بر روی کاغذ ثبت شده‌اند.<br />
بالاتر از همه این‌ها دولت‌ها باید وفاداری به این امید را متوقف کند که بازارهای فعلی سرانجام همه‌چیز را سرجای‌شان قرار می‌دهند. «اجازه بدهید بازار کارش را بکند» الان این معنا را می‌دهد که «اجازه بدهید اقتصاد سایه کارش را بکند». اما بازارهای مدرن تنها درصورتی کار می‌کنند که کاغذها قابل‌اعتماد باشند.<br />
حالا وظیفه اصلی دولت این است که محیط کاملا مسموم فعلی را تحت حاکمیت قانون درآورد که تعهد به آن ضوروری است. هیچ فعالیت اقتصادی مبتنی‌بر اعتماد عمومی نباید مجاز به عمل خارج از اصول کلی قانون دارایی باشد.<br />
نهادهای مالی می‌خواهند به جامعه خدمت کنند و ]باید[ آن‌چه را که دارند و آن‌چه را که واگذار می‌کنند به‌طور کامل گزارش می‌کنند- درست شبیه همه ما- به‌گونه‌ای که ما حقایق لازم برای برای برون‌رفت از جاده پرپیچ‌وخم فعلی را بیابیم. آنها باید شروع کنند به یادگیری اِعمال گزارش‌های کاغذی درباره حقایق درعوضِ گزارش‌هایی درباره صورت‌‌حساب‌های مالی.<br />
هرناندو دستور نویسنده کتاب‌های راز سرمایه و راه دیگر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/02/toxic-assets/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گزاره‌هایی درباره هدف‌مندسازی یارانه‌ها</title>
		<link>http://farhady.com/1389/01/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%af%d9%81%e2%80%8c%d9%85%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/01/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%af%d9%81%e2%80%8c%d9%85%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Apr 2010 07:41:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاددانان]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1215</guid>
		<description><![CDATA[این روزها هرکس در همه‌جا و هر زمان از هدف‌مندسازی یارانه‌ها صحبت می‌کند. هدف‌مندسازی یارانه‌ها به این معناست که درحال‌حاضر یارانه‌ها به هدف برخورد نمی‌کنند (به گروه‌های اقتصادی-اجتماعی هدف در جامعه نمی‌رسند) و لذا باید سازوکارهایی برای هدف‌مندی آنها طراحی شود. تقریبا از ۱۰ سال پیش تاکنون هم یک استدلال رگه اصلی این بحث را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; padding-left: 30px;" dir="rtl">این روزها هرکس در همه‌جا و هر زمان از هدف‌مندسازی یارانه‌ها صحبت می‌کند. هدف‌مندسازی یارانه‌ها به این معناست که درحال‌حاضر یارانه‌ها به هدف برخورد نمی‌کنند (به گروه‌های اقتصادی-اجتماعی هدف در جامعه نمی‌رسند) و لذا باید سازوکارهایی برای هدف‌مندی آنها طراحی شود. تقریبا از ۱۰ سال پیش تاکنون هم یک استدلال رگه اصلی این بحث را تشکیل می‌دهد و آن این است که درحال‌حاضر ثروت‌مندان بیش از حد از یارانه‌ها برخوردارند و فقرا کمتر و لذا باید به‌طریقی منابع از طبقه مرفه گرفته و در میان گروه دوم بازتوزیع تا عدالت حاصل شود.<br />
سازوکار اصلی طراحی شده برای دست‌یابی به این هدف هم آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی شامل بنزین، نفت گاز، نفت کوره، نفت سفید و گاز مایع و سایر مشتقات نفت، نفت خام تحویلی به پالایش‌گاه‌های داخلی، گاز طبیعی، برق، آب و کالاهایی از قبیل گندم، برنج، روغن، شیر، شکر، دارو، خدمات پستی و خدمات ریلی (مسافری) است. تقریبا اجماعی قوی‌تر از اجماع واشنگتنی اقتصاددانان دسته‌راستی اوایل دهه ۱۹۹۰ هم وجود دارد مبنی‌بر این‌که قیمت حامل‌های انرژی خیلی پایین است و باید چنان افزایش بیابد که حداقل هزینه تولید یا خرید خودشان را پوشش دهند. چنان‌که تنها اقتصاددان مطرح حاضر در پس این طرح می‌گوید دولت در مسیر لیبرالیسم اقتصادی است. یکی از استدلال‌های پروپاقرص این بخش هم این است که قیمت‌های داخلی با قیمت‌ها بین‌المللی (فوب خلیج‌فارس) اختلافات فاحشی دارند و برای تحمیل این هزینه به دولت و محرومیت فقرا از آن پول هیچ دلیلی وجود ندارد.<br />
ازآ‌ن‌جاکه هزینه تمام شده برق حدود ۷۰ تومان است، قیمت برق باید طی ۵ سال از قیمت ۱۳ تومان فعلی به حدود ۷۰ تومان یعنی بیش از ۵ برابر برسد و قیمت آب نیز براساس برخی برآوردها باید بیش از ۳ برابر شود. با توجه به قیمت‌های فعلی انرژی در بازار خلیج‌فارس، قیمت بنزین باید از ۱۰۰ تومان سهمیه‌بندی یا ۴۰۰ تومان آزاد به حدود ۵۵۰ تومان یعنی ۵/۵ برابر برای حالت سهمیه‌بندی، نفت گاز از ۵/۱۶ به حدود ۴۷۰ تومان یعنی حدود ۲۸ برابر و نفت کوره از ۵/۹ تومان به حدود ۳۷۰ تومان یعنی حدود ۳۸ برابر و قیمت گاز طبیعی از ۸ تومان باید به بیش از ۶۰ تومان یعنی بیش از ۷ برابر افزایش یابد. این افزایش قیمت‌ها قرار است طی پنج سال برنامه پنجم صورت پذیرد.<br />
افزایش این قیمت‌ها به دو صورت بر عرصه اقتصاد تاثیر می‌گذارد: اول، درجایی‌که حامل‌های انرژی کالای نهایی مصرفی هستند مستقیما بر هزینه خانوارها تاثیر می‌گذارند. افزایش قیمت‌ آنها منجر به افزایش هزینه خانوارها می‌شوند. برای مثال یک قبض گاز ۱۰۰۰۰ تومانی بعد از ۵ سال بیش از ۷ برابر می‌شود و به ۷۰۰۰۰ تومان می‌رسد. در مواردی هم حامل‌های انرژی نهاده‌های تولید هستند و افزایش قیمت آنها باعث افزایش هزینه‌های تولید می‌شود که در نتیجه می‌تواند بازار کار و لذا اشتغال و همین‌طور بازار کالاها و خدمات را متاثر سازد. البته دولت هم می‌گوید با پرداخت منافع ناشی از این طرح هزینه مصرف‌کنندگان را می‌پوشاند.<br />
یکی دیگر از استدلال‌های مطرح شده از سوی طرف‌داران اجرای هدف‌مندسازی یارانه‌ها این است که درحال‌حاضر مصرف حامل‌های انرژی و همین‌طور آب و برق و گاز در جامعه ایران با سطح بهینه تفاوت نامطلوب فراوانی دارد و تصحیح قیمت‌ها می‌تواند باعث تغییرات مطلوب در مصرف این کالاها شود. لذا افزایش قیمت‌ها با کاهش مقدار مصرفی این کالاها همراه خواهد بود به‌گونه‌ای که مصرف بهینه شود. برای نمونه اگر قیمت گاز دو یا سه یا ۷ برابر و مقدار مصرف آن هم دو یا سه یا ۷ برابر کاهش یابد، در این صورت هزینه خانوار برای این کالاها تغییر نخواهد کرد. یعنی در این‌جا کشش قیمتی این کالاها مهم خواهند بود. اما ممکن است این استدلال درست از آب در نیاید و رفتار مصرف‌کنندگان تغییر کند. مثالا گرچه قیمت گار خانگی افزایش یابد اما مقدار مصرف کاهش نیابد یا آنقدر که دولت فکر می‌کند کاهش نیابد. برای مثال، وقتی قیمت بنزین دو سال پیش تغییر کرد و سهمیه‌بندی هم اعمال شد، همه توقع داشتند که مقدار مصرف بنزین کاهش یابد. اما مشاهدات ما از ترافیک نشان از این دارد که افزایش قیمت بنزین باعث کاهش مصرف آن نشده و در نتیجه هزینه خانوارها برای مصرف آن افزایش یافته است. لذا سیاست‌گذاران از الان نمی‌توانند پیش‌بینی کنند که در حالت کلی برای مصرفِ مصرف‌کنندگان چه اتفاقی می‌افتد. نکته دیگر در این‌جا این است که بر فرض مصرف این قبیل کالاها نابهینه باشد، اما آیا صرفا تغییر قیمت می‌تواند همه‌چیز را درست کند؟ برای مثال آیا توزیع لامپ‌های کم‌مصرف یارانه‌ای بر بهینه‌تر شدن مصرف برق موثرتر بود یا تغییر قیمت آن موثرتر خواهد بود؟ اولویت کدام سیاست برای دولت، مساله انتخاب سیاست توسط دولت است.<br />
تا این‌جا اقتصاد در دست سیاست‌گذاران است، اما بعد از افزایش قیمت‌ حامل‌های انرژی دیگر بازی‌گران اقتصادی-اجتماعی طبق محاسبات انجام شده روی کاغذ رفتار نمی‌کنند. در سطح طبقاتی، طبقات کارگر و سرمایه‌دار و متوسط هر یک واکنش خاصی نشان می‌دهند. در سطح خرد نیز مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان عکس العمل خود را بروز می‌دهند.<br />
عمر بارزترین مثال در زمینه واکنش کنش‌گران اقتصادی به یک سیاست‌گذاری اقتصادی از سوی دولت چندان طولانی نیست. قانون مالیات بر ارزش افزوده. اگرچه مصرف‌کنندگان خرد در این مورد نمی‌توانستند خیلی زود واکنش نشان دهند، اما اصناف یا همان طبقه بازار که هدف اصلی این قانون بودند ظرف ۲۴ ساعت با تعطیل کردن بازار عملا این سیاست را از کار انداختند و دولت را از دست‌یابی به اهدافش بازداشتند.<br />
شاید نیروی کار نیز با افزایش بعضی هزینه‌هایش بعد از هدف‌مندی یارانه‌ها تقاضای افزایش دستمزد کند و البته در این‌جا اتحادیه‌های کارگری نقش مهمی خواهند داشت. البته اگر اتحادیه کارگری هم نتواند نقش خود را ایفا کند خود کارگران دست‌به‌کار می‌شوند و سریعا می‌خواهند که ازجایی هزینه‌های خود را تامین کنند. یا باید دستمزدشان افزایش یابد یا باید چند شغلی شوند یا باید سایر اعضای خانواده‌شان را به‌کار گیرند. البته طراحان این سیاست می‌گویند دولت با پرداخت بخشی از پول ناشی از اجرای این طرح به این طبقات هزینه‌های آنها را جبران می‌کند و نیازی نیست تا طبقه کارگر این‌گونه واکنش نشان دهد. اما باید صبر کرد و دید چه می‌شود؟ البته همین‌جا بگویم که هرچند اصناف و بازار می‌توانند به هر سیاستی واکنش نشان دهند اما مصرف‌کنندگان نه چراکه قرار است سازمان حمایت از مصرف‌کنندگان که سازمانی دولتی است از آنها حمایت کند یا موسسه استاندارد که زیرمجموعه وزارت صنایع و معادن است و این یک تناقض است.<br />
یک مثال. دولت در بودجه سال ۱۳۸۹ تقدیمی به مجلس، چهل‌ هزار میلیارد ریال درآمد از محل آزادسازی یارانه‌های غیرمستقیم منظور نموده است. این به این معناست که یارانه‌های غیرمستقیم باید بیش از دو برابر پیش‌بینی شده در قانون حذف گردد. یعنی پیشتر این مبلغ ۲۰ هزار میلیارد ریال پیش‌بینی شده بود. این یعنی این‌که دولت امیدوار است ناشی از هدف‌مندی یارانه‌های غیرمستقیم دولت این مقدار پول به‌دست آورد و می‌تواند آن را به‌زخمی از اقتصادِ فقرا بزند. یعنی با تغییرات قیمتی که ایجاد خواهد شد منافعی به‌دست خواهد آمد. اما نکته مهم این است که چرا دولت تصور می‌کند واکنش بازی‌گران اقتصادی درست همان‌طوری است که سیاست‌گذاران پیش‌بینی می‌کنند؟ دیدگاه حاکم بر این سیاست‌گذاری دیدگاهی مکانیکی است، یعنی اگر ما چنین کنیم، آنها چنین می‌کنند. اما راستش بعد از تجربه سهمیه‌بندی و تغییر قیمت بنزین نمی‌توان دقیقا پیش‌بینی کرد که چه اتفاقی می‌افتد؟ باید منتظر ماند و دید.<br />
گرچه بنزین در ایران ارزان است اما خودروها هم کم گران نیستند. راستش خودروها هم به‌طور متوسط ۳۰ درصد گران‌تر از خودروهای استاندارد هستند و هم کیفیت‌شان پایین‌تر است. یعنی گرچه مصرف‌کنندگان بنزین را ارزان می‌خرند در مقابل خودرو را گران‌تر می‌خرند و گویی یارانه سوخت به جیب تولیدکنندگان خودرو می‌رود. هزینه‌های ناشی از این خودروهای گران هم کم نیست. مرگ‌ومیر و تصادفات و بهره پول مازد برای خرید خوددرو و &#8230;. خوب حالا سوال این است که اول بهتر است قیمت بنزین افزایش یابد یا خودروهایی ارزان‌تر و باکیفیت‌تر به بازار عرضه شود؟ یعنی رقابت در بازار خودرو؟ کدام یکی از این دو سیاست ارجحیت دارد؟ یا باید این دو سیاست به‌طور هم‌زمان انجام شوند؟ شاید حذف هزینه‌های تحمیلی بالای خودرو تحمل قیمت بنزین ۵۵۰ تومانی را نیز برای مردم آسان‌تر کند، اما سیاست فعلی بر این است که برعکس این گزاره صحیح است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/01/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%af%d9%81%e2%80%8c%d9%85%d9%86%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استادان اقتصادم را نمی‌بخشم!</title>
		<link>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%85/</link>
		<comments>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Apr 2010 09:04:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمد رضا فرهادی‌پور</dc:creator>
				<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://farhady.com/?p=1184</guid>
		<description><![CDATA[استادان اقتصادم در کلاس درس تعریفی از تورم ارائه کردند که امروزه با شنیده‌هایم پیرامون نرخ تورم بانک مرکزی نمی‌خواند. نمی‌دانم این استادان چرا مطالب را به‌طور صحیح به ما دانش‌جویان صادق یاد نداده‌اند و نمی‌دهند. آنها به من گفته بودند متوسط رشد قیمت‌ها در طول یک دوره زمانی مشخص مثلا یک‌سال نرخ تورم است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify; " dir="rtl">استادان اقتصادم در کلاس درس تعریفی از تورم ارائه کردند که امروزه با شنیده‌هایم پیرامون نرخ تورم بانک مرکزی نمی‌خواند. نمی‌دانم این استادان چرا مطالب را به‌طور صحیح به ما دانش‌جویان صادق یاد نداده‌اند و نمی‌دهند. آنها به من گفته بودند متوسط رشد قیمت‌ها در طول یک دوره زمانی مشخص مثلا یک‌سال نرخ تورم است. فرض کنید در یک جهان یک‌کالایی اگر قیمت از ۱۰ تومان به ۱۵ تومان افزایش یابد نرخ تورم برابر با ۵۰ درصد است. همچنین می‌گفتند بانک مرکزی سبدی از کالاهای مصرفی را برای تعیین نرخ تورم به‌کار می‌گیرد که شامل ۳۱۵ قلم کالا بود که اکنون به ۳۵۰ کالا افزایش یافته است. نمی‌دانم چرا کالاهای مورد استفاده من در این سبد جایی ندارند. کالاهای مورد استفاده من  ظرف یک‌سال گذشته حداقل هر کدام ۲۰ تا ۳۰ درصد گران شده‌اند اما نرخ تورم اعلام شده از سوی رئیس بانک بانک مرکزی این را نشان نمی‌دهد و حداکثر ۱۰ درصد است (برای دوره منتهی به اسفند ۱۳۸۸). راستش کالاهای مورد استفاده من عبارتند از ویفر سلامت که ظرف دو ماه گذشته قیمتش از ۵۰۰ به ۷۰۰ تومان افزایش یافته (یک‌سالش پیش‌کش) که نشان از افزایش ۴۰ درصدی قیمت این بیسکویت دارد. خامه صبحانه و ماست و پنیر و مربا و کره و نان و کرایه تاکسی و اجاره مسکن و شلوار (از سال گذشته استفند ما از ۴۰۰۰۰ به ۶۸۰۰۰ تومان افزایش قیمت داشته) و پیراهن و مواردی از این دست هم که حداقل ۲۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند یا بیش از ۴۰ درصد کاهش کیفیت. اما ظاهرا این اقلام در سبد بانک مرکزی جایی ندارند. به گمانم استادان من یادشان رفته که بگویند وقتی نرخ تورم را محاسبه کردید باید آن را منهای ۲۵ هم کنید تا به نرخ تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی برسید. که نگفته‌اند! به امید آن‌که هر چه زودتر این کتب اقتصاد تصحیح شوند و دانش‌جویان جدید از جهل خارج شوند و هم‌چون هم‌نسلان من در جهل نمانند و البته من آن استادان اقتصاد را نمی‌بخشم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://farhady.com/1389/01/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
