بهترین جمله ای که امروز خواندم

وقتی همه چیز برای فروش است، کسی که وقتش را داوطلبانه در اختیار می‌گذارد، کسی که به بیگانه‌ای یاری می‌رساند، کسی که قبول می‌کند بدون اجبار با دستمزد کم به کارهای عام‌المنفعه بپردازد، کسی که حتی وقتی هیچ‌کس نظاره‌اش نمی‌کند از ریختن زباله در معابر خودداری می‌کند، کسی که از امکان به دست آمده برای سواری مجانی امتناع می‌ورزد، به تدریج احساس حماقت می‌کند.
روبرت کوتنر، همه‌چیز برای فروش
قبل نامرئی، نانسی فولبر، حسن گلریز، نشر نی

دزدی پزشکان و بی‌تأمین اجتماعی

دیروز به کیلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی نور مراجعه کردم. بعد از پذیرش، منشی پزشک برگی از دفترچه را بدون این‌که حتی یک نقطه در آن گذاشته شده باشد جدا کرد و پزشک هم با نوشتن نسخه یک برگ دیگر را. یعنی فرایندی که همه جا قرار است با یک برگ دفترچه بیمه انجام شود در این کلینیک با دو برگ انجام می‌شود. اسم این کار دزدی است برای پوشش هزینه‌های کیلینیک یا اعلام نارضایتی پزشکان است از تعرفه تعیین شده برای حق‌الزحمه‌شان. این‌جا چه اتفاقی می‌افتد؟
بیمار یک بار ویزیت شده اما دو برگه از دفترچه جدا می‌شود. خوب تا این‌جای کار بیمار زیاد نگران نیست. همان‌طور که در هنگام مراجعه من به این کیلینیک هیچ‌کس اعتراضی به این قضیه نداشت. اما این کیلینیک با این برگه اضافی می‌‌تواند درآمد اضافی کسب کند؟ چگونه؟ سازمان‌های بیمه‌گر همچون سازمان تأمین اجتماعی تا ۷۰% تعرفه پزشکی را به ازای هر نسخه به پزشک یا کیلینیک پرداخت می‌کنند. فرض کنید ویزیت یک متخصص چشم در بازار آزاد ۱۵۰۰۰ تومان باشد. بیمار دفترچه به دست با مراجعه به این کیلینیک ۵۰۰۰ هزار تومان می‌پردازد و خیلی هم خوشحال است. کیلینیک دو برگ از دفترچه او جدا می‌کند و به ازای هر برگ ۷۰% از ۱۵۰۰۰ تومان (تعرفه پزشک تخصصی) را از سازمان بیمه‌گر دریافت می‌کند که در مجموع رقم دریافتی کیلینیک از بیمار بیش از ۱۵۰۰۰ تومان می‌شود. تقریبا دو برابر.
اما این تنها گزینه پیش روی کیلینیک نیست؟ کیلینک می‌تواند با این برگه جدا شده از دفترچه کار دیگری هم بکند. مثلا بر روی آن دارو بنویسد و به داروخانه بدهد. بعد داروخانه داروی نسخه را به صورت آزاد بفروشد و تعرفه را دریافت کند و دوباره آن را با هم تقسیم کنند. یا داروخانه در ازای دریافت نسخه لوازم آرایشی و بهداشتی به پزشک بدهد. اما این هم تنها کاربری جایگزین برگه جدا شده از دفترچه نیست. اگر در هر یک از این برگه‌ها یک ام‌آرآی برای بیمار تجویز شود، تعرفه پرداختی برای این کار نزدیک به ۶۰ هزار تومان است که ۷۰% آن سه برابر ویزیت آزاد یک پزشک متخصص است.

دکترین شوک

دکترین شوک، ظهور سرمایه‌داری فاجعه نوشته نائومی کلاین بالاخره به زبان فارسی هم ترجمه شد. کتاب همان‌طور که از نامش برمی‌آید به رویکرد شوک درمانی در سیاست‌گذاری می‌تازد و به قول خودش سردمداران این رویکرد، اقتصاددان مشهور، ازجمله میلتون فریدمن، را در همان آغاز کار مورد حمله قرار می‌دهد و در فصول بعدی کتاب هم یادی از دیکتاتوری پینوشه می‌کند. نویسنده، شوک درمانی در عرصه اقتصاد را با استفاده از شوک برقی مقایسه می‌کند. این کتاب از سوی نشر آمه (اختران سابق) روانه بازار شده است. مترجمین مقدمه‌ای نوشته‌اند که در ابتدای آن جمله‌ای را از پل کروگمن برنده نوبل ۲۰۰۹ نقل کرده‌اند که نشان از رویکرد کتاب و نویسنده و علت انتخاب کتاب برای ترجمه دارد: «بیشتر کارهایی که طی سالیان گذشته در عرصه اقتصاد کلان صورت گرفته است در بهترین حالت بی‌ثمر و در بدترین حالت زیان‌بخش بوده است.» همین نقل قول حکایت از بینش کلاین نسبت به سیاست‌های اقتصادی دارد. کتاب هفت پاره و ۲۱ فصل دارد. احتمالا منظور از پاره همان بخش بوده است. قیمت کتاب ۱۶۵۰۰ تومان است با ۷۳۴ صفحه. من فقط کتاب را تورق کرده‌ام و قضاوتی در مورد روانی ترجمه و ویرایش آن ندارم. اما اگر می‌خواهید از زبان یک منتقد مسائل سیاست‌گذاری شوک درمانی، تاچریسم و ریگانیسم، را بخوانید این کتاب، کتاب خوبی است. این روزها کتاب خیلی گران شده است و من که توان خرید این کتاب را نداشتم.

افزایش نرخ ارز و قیمت طلا

افزایش نرخ ارز به معنای کاهش ارزش پول داخلی یا همان ریال در برابر ارزهای خارجی و علی‌الخصوص دلار است. اما آیا این کاهش ارزش برای اقتصاد ایران مفید است یا مضر؟ سیاست کاهش ارزش پولی، خواسته یا ناخواسته، در صورتی می‌تواند به حال اقتصاد مفید باشد که بتوان اثر آن را در بخش‌های واقعی اقتصاد مشاهده کرد. اگر کاهش ارزش پول ملی با افزایش صادرات مفید یا همان صادرات غیرنفتی همراه شود می‌تواند منجر به بهبود حال اقتصاد شود و با افزایش تولید داخلی کسری‌های ارزی نیز رفع شود. اما نگاهی به اخبار تولید طی ماه‌های گذشته حکایت از این دارد که شرایط تولید صادرات غیرنفتی چندان خوب نیست و لذا کاهش ارزش پول ملی نه تنها سیاست مفیدی برای اقتصاد نیست که مضر هم خواهد بود. لذا همراه شدن چنین سیاستی با سیاست‌هایی در حوزه تولید ضروری است. یادم هست در گزارشی که از سوی مرکز پژ‌وهش‌های مجلس در سال ۱۳۸۰ منتشر شده بود گفته شده بود که معمولا کمتر از ۲۰ درصد از ارزهای صادرات غیرنفتی به کشور برمی‌گردد.
اما رابطه میان طلا و ارز چگونه است؟ معمولا در اقتصاد ایران افزایش نرخ ارز و طلا با هم همراه هستند و در سال ۱۳۸۰ در آستانه تک نرخی شدن نرخ ارز نیز عاملان اقتصادی با همین پدیده روبه‌رو بودند. معمولا وقتی شرایط تولید و سرمایه‌گذاری تولیدی در اقتصاد مناسب نیست، صاحبان سرمایه به سوی تبدیل سرمایه خود به ارز خارجی می‌روند و یک پای‌شان در اقتصاد داخلی است و یک‌پای‌شان هم در کشورهای دیگر. حالا هم که چند سالی است این جای دیگر شده است دبی. گروه دیگری از عاملان اقتصادی که توان سرمایه‌گذاری و رفتن به خارج ندارند به سوی بازار سکه و طلا می‌روند. نقل و انتقال این قبیل کالاها آسان است. اما هم‌زمانی افزایش قیمت ارز و طلا به معنای وجود همبستگی میان آنها نیست.
اما شوک‌های افزایش نرخ ارز و طلا برای اقتصاد ایران مثبت است یا خیر؟ افزایش قیمت طلا تأثیر چندانی بر اقتصاد ندارد. اما افزایش نرخ ارز اهمیت خاصی دارد. معمولا افزایش نرخ ارز بر تورم و نقدینگی تأثیر می‌گذارد. مدت‌ها پیش عباس شاکری در مطالعه‌ای نشان داده بود که هر یک درصد تغییر در نرخ ارز رسمی موجب هشتاد و پنج  هزارم  درصد افزایش در نرخ تورم می‌شود. اما تأثیر افزایش نرخ ارز در شرایط فعلی اقتصاد ایران به دلیل عدم‌مشخص بودن سایر سیاست‌های پولی و همین‌طور سیاست هدفمندسازی یارانه‌ها مبهم است. در خصوص نقدینگی هم تغییر نرخ ارز دو اثر دارد: یکی اثر تجدید ارزیابی دارایی‌های خارجی بانک مرکزی و یکی هم تفاوت نرخ از ۱۰۰۰ به مثلا ۱۱۳۰ تومان در خصوص بدهی‌های خارجی.

اینجا را نیز می توانید بخوانید

Previous Entries Next Entries