کتاب رفاه

رفاه. رفاه عنوان کتابی است از نورمن بری که برای نشر آشیان ترجمه کرده ام. کتاب چند روزی است که روانه بازار شده است. این کتاب درواقع متعلق به مجموعه ای است با عنوان مفاهیم علوم اجتماعی که نشر آشیان پیش از این ۱۱ عنوان دیگر از آنها را روانه بازار کرده بود.

کتاب موضوع رفاه و دولت رفاه را به بهترین شکل تا اواسط دهه ۱۹۹۰ مورد نقد و بررسی قرار داده است. نویسنده بینشی لیبرالی نسبت به رفاه دارد.

Refah Cove1r

•    سرچشمه‌های نگرانی اخیر دربارۀ رفاه چیست؟
•    چرا «دولت رفاه» داریم؟
•    ایرادات تئوریک مهم وارد بر رفاه عمومی چیست؟
کتاب حاضر ویراست دوم از یک مطالعۀ جدی دربارۀ، شاید، بحث‌برانگیزترین و مناقشه‌برانگیزترین مفهوم در علوم اجتماعی است. این کتاب سرچشمه‌های تاریخی رفاه را تا فلسفۀ اخلاق و اجتماع منابع قرن هجدهم ردیابی کرده و نشان می‌دهد، همراه با تکامل این مفهوم، دکترین‌های رفاه با فلسفه‌های اجتماعی مختلفی از جمله فایده‌گرایی و حقوق و فردگرایی و سوسیالیسم در ارتباط بوده‌اند.
نویسنده منطق‌های اقتصادی و فلسفی دولت رفاه را مورد کنکاش قرار می‌دهد و مباحثۀ تئوریک را در پرتو پیش‌رفت‌های اخیر نظریۀ اجتماعی انجام می‌دهد. او نشان می‌دهد رفاه چگونه بر مباحثۀ لیبرال در برابر اجتماع‌گرایی اثر گذاشته، و به‌سوی ارائۀ تحلیلی جامع از بازنگری سیاست‌های رفاه در پرتو انتقاد از راست جدید پیش می‌رود. نتیجۀ کار هم متنی روان برای دانشجویان رشته‌های سیاست و جامعه‌شناسی و سیاست اجتماعی است و  منبعی اصلی برای محققان و آنهایی که به دولت رفاه بیشتر علاقه دارند.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است
۱- ایده رفاه در اندیشه سیاسی    ۱۱
۲ -فایده‌گرایی و سرچشمه‌های فلسفه رفاه    ۳۴
۳- ضدفردگرایی: از دولت حداقلی تا دولت رفاه    ۵۸
۴-اقتصاد سیاسی لیبرال و رفاه    ۷۸
۵- انتقاد از فردگرایی و اخلاق رفاه    ۱۰۶
۶-عدالت و برابری و رفاه    ۱۳۴
۷- رفاه و دولت رفاه و سیاست    ۱۵۶
۸-رفاه: ضمیمه    ۲۰۱

پیش از این هم خشایار دیهیمی کتاب نظم خودانگیخته را از همین نویسنده ترجمه کرده است.

نورمن بری استاد نظریۀ اجتماعی و سیاسی در دانشگاه باکینگهام است. پیش از این هم در دانشگاه اکستر، دانشگاه کوئین بلفاست و دانشگاه بولینگ گرین استیت، اوهایو بوده است. کتاب‌های او عبارتند از: فلسفۀ اجتماعی و اقتصادی هایک (۱۹۷۹)، دربارۀ لیبرالیسم کلاسیک و لیبرتارینیسم (۱۹۸۶)، راست جدید (۱۹۸۷)، مقدمه‌ای بر نظریۀ سیاسی مدرن (۱۹۸۹) و لیبرالیسم کلاسیک در عصر پساکمونیسم (۱۹۹۶).

خارپشت و روباه تیغی. مهرنامه، شماره ۱۱

مهرنامه، شماره ۱۱. هایک و بررسی افکار او. ویژه‌نامه اقتصادی این شماره مربوط هایک است. موسی غنی‌نژاد یک از فصل از کتاب قانون، قانون‌گذاری و آزادی را برای چاپ در اختیار این نشریه گذاشته است. کامران موید دادخواه درباره چرایی ستیز مداوم هایک با سوسیالیسم نوشته است. مقاله بازار، انحصار و رقابت از هایک هم ترجمه شده است. همچنین خبر رسیده که سه ترجمه از کتاب راه‌بندگی هایک هم صورت گرفته و به ناشران مختلف سپرده شده است. من هم مطلبی- خارپشت و روباره: بازخوانی ایرادها و انتقادها به نظریه نظم خودانگیخته- در نقد دو بحث عمده هایک نوشته‌ام. راستش من هنوز خودم در مورد موافقت یا مخالفت کامل با آراء هایک به جمع‌بندی قطعی نرسیده‌ام، اما بخشی از کتاب پولانی را مدت‌ها پیش خوانده بودم و بر این گمانم که جدی ترین نقدی است که بر هایک نوشته است.

خارپشت و روباه‌تیغی
آیزایا برلین به این گفته شاعر یونانی، آرکیلوکوس، شهرت بخشید: «روباه چیزهای زیادی می‌داند، اما خارپشت تنها یک چیز بزرگ می‌داند». برای برلین خارپشت شبیه متفکرانی است که همه‌چیز را به یک بینش مرکزی ربط می‌دهند، که براساس آن درک، فکر و احساس می‌کنند. براین اساس، هایک یکی از آخرین خارپشت‌های علوم اجتماعی و اقتصاد بود. تمامی ایده‌های اقتصادی هایک بر یک مبنا بود اما مبنایی بزرگ؛ نظم خودجوش و بازار خودتنظیم‌‌گر. اما برای نقد هایک باید به سراغ روباه‌تیغی برویم؛ کارل پولانی.

در وین، در دهه ۱۹۲۰، پولانی ویراستار ارشد هفته‌نامه اقتصادی و مالی معروف Osterreichische Volkswirt بود. آن زمان، برای نخستین‌بار با مباحثات میزس و شاگردش، هایک آشنا شد که در پی اعاده مشروعیت فکری لیبرالیسم بازار بودند، مشروعیتی که به‌شکل بدی توسط جنگ جهانی اول، انقلاب روسیه و ظهور سوسیالیسم خدشه‌دار شده بود. در کوتاه‌مدت، میزس و هایک تأثیر و موفقیت چندانی نداشتند. از اواسط دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۶۰، ایده‌های اقتصاد کینزی بر مدیریت فعال دولت در خصوص سیاست‌های اقتصادی سایه افکنده بود و مجالی به هایک نداد. اما بعد از جنگ جهانی دوم، میزس و هایک، طرف‌داران خستگی‌ناپذیر لیبرالیسم بازار در امریکا و اینگیلیس بودند و پیروانی مانند میلتون فریدمن را متأثر می‌ساختند. هایک تا ۱۹۹۲ عمر کرد. آن‌قدر زنده ماند تا با فروپاشی جماهیر شوروی احساس استیفای حق کند. بعد از مرگش، از او به عنوان پدر نئولیبرالیسم- شخصی که الهام‌بخش مارگارت تاچر و رونالد ریگان برای تعیقب سیاست‌های مقررات‌زدایی، آزادسازی و خصوصی‌سازی بود- یاد می‌شد. بااین‌حال، در همان دهه ۱۹۲۰، پولانی مستقیما مباحثات میزس را به چالش کشید و انتقاد از لیبرال‌های بازار به عنوان مرکز ثقل فکری او قوام یافت. در دوران حضور پولانی در این هفته‌نامه، او شاهد سقوط بازار سهام امریکا در ۱۹۲۹، رکود بزرگ و ظهور فاشیسم بود. در سال ۱۹۴۴ کتاب «دگرگونی بزرگ» را نوشت، همان سالی که هایک راه رقیت را نوشت.
مقاومت جامعه در برابر استقرار نظام بازار؟
پولانی معمایی را طرح می‌کند که پاسخ به آن کار چندان ساده‌ای نبود: چرا یک دوره ممتد از صلح و رونق نسبی در اروپا، که از ۱۸۱۵ تا ۱۹۱۴ طول کشیده بود، ناگهان به سمت جنگ جهانی و فروپاشی اقتصادی رفت؟ برای حل این معما، پولانی به سراغ انقلاب صنعتی اینگیلیس می‌رود و نشان می‌دهد چطور متفکران، در نخسیتن سال‌های قرن نوزدهم، با توسعه نظریه لیبرالیسم بازار به اختلالات ناشی از صنعتی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سازی اولیه واکنش نشان دادند، با این اعتقاد هسته‌ای که جامعه انسانی باید مطیع بازارهای خودتنظیم باشد. پولانی بحث می‌کند که لیبرالیسم بازار و تلاش برای تحمیل آن به جامعه واکنشی اجتناب‌ناپذیر به‌بار آورد! تلاش‌هایی متمرکز و گسترده برای محافظت جامعه از و در برابر بازار. این تلاش‌ها به این معنا بود که لیبرالیسم بازار نمی‌تواند آن‌گونه که قصد داشته عمل کند و نهادهای حاکم بر اقتصاد جهانی تنش‌های فزاینده‌ای را درون و در میان ملل مختلف ایجاد کرده‌اند. پولانی فروپاشی صلح که منجر به جنگ جهانی شد را ردیابی می‌کند و نشان می‌دهد همین فروپاشی نظم بود که منجر به رکود بزرگ شد که باید آن را نتیجه سرراست تلاش‌هایی برای سازمان‌دهی اقتصاد جهانی بر پایه لیبرالیسم بازار دانست. به عقیده او دومین دگرگونی بزرگ – ظهور فاشیسم- نتیجه دگرگونی بزرگ اول – ظهور لیبرالیسم بازار- بود. پیروان او می‌کوشند تا جنبش‌های ضدجهانی‌شدن سال‌های ۲۰۰۰ را نیز بر همین اساس توضیح دهند. به همین ترتیب، کوشش‌های قرن هجدهمی برای مقاومت در برابر بازاری‌شدن به شکل مقاومت تجددستیزانه در برابر ماشین‌هایی ظهور کرد که می‌خواست صنایع کهن غیرماشینی را تخریب کند. و اکنون در جنبش‌های معاصری طنین‌انداز می‌شود که معتقدند نابسامانی‌های بنیادینی که لیبرالیسم بازار و نئولیبرالیسم برای افراد به‌بار آورده موجب سرگشتگی شخصی و بی‌نظمی اجتماعی شده است.

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

یک رویکرد تاریخی برای ارزیابی نقش نهادها در توسعه اقتصادی

علل ریشه‌ای[i]

یک رویکرد تاریخی برای ارزیابی نقش نهادها در توسعه اقتصادی

نویسنده: دارون آسم‌اغلو

منبع: فاینانس اند دیولوپمنت

این مقاله بسیار جالب و جذاب و خواندنی را برای روزنامه دنیای اقتصاد ترجمه کرده ام. البته در متن مقاله یک نمودار بوده که حذف شده است. در ادامه هم می توانید این مقاله را بخوانید و نمودار را هم ببینید. نمودار رابطه تولید ناخالص داخلی سرانه و شهرنشینی را در ۱۵۰۰ نشان می دهد.

تفاوت‌های معناداری در درآمدها و استانداردهای زندگی امروز کشورهای ثروتمند و فقیر جهان وجود دارد. متوسط درآمد سرانه، مثلا در جنوب صحرای آفریقا کمتر از یک بیستم آن در ایالات متحده امریکا است. توضیحات، پیرامون چرایی این‌که شانس‌های اقتصادی کشورها واگر بوده‌اند خیلی محدود است. کشورهای فقیر مانند کشورهای جنوب صحرای آفریقا، آمریکای مرکزی یا آسیای جنوبی اغلب با فقدان بازارهای کارکردی مواجهند، جمعیت آنها چندان آموزش دیده نیستند و یا عمر صنعت و تکنولوژی آنها  به سر آمده یا اصلا خبری از صنعت و تکنولوژی در این کشورها نیست. اما، اینها، تنها علل مستقیم و بی‌واسطه فقر هستند، و این مسئله را مسلم فرض می‌کنند که چرا این کشورها بازارهای بهتر، سرمایه انسانی بهتر، سرمایه‌گذاری‌های بیشتر و صنعت و تکنولوژی بهتری ندارند. باید عللی بنیادی وجود داشته باشد که منجر به این نتایج، و از طریق این کانال‌ها منجر به فقر مهلک شده‌اند.
دو کاندایدای اصلی برای توضیح علل بنیادی تفاوت‌های موجود در رونق کشورها عبارتند از جغرافیا و نهادها. فرضیه جغرافیا، که پیروان زیادی هم در تصور عوام و هم در دانشگاه دارد، مدعی است که جغرافیا، آب‌ و هوا و اکولوژیِ یک جامعه هم تکنولوژی و هم انگیزه‌های ساکنان آنها را شکل می‌دهد. این دیدگاه بر نیروهای طبیعت به مثابه عامل اولیه در خصوص فقر ملل تأکید می‌کند. دیدگاه جایگزین یعنی فرضیه نهادی درباره تأثیرات انسانی است. براساس این دیدگاه، بعضی جوامع نهادهای خوبی دارند که سرمایه‌گذاری در صنعت، سرمایه انسانی و تکنولوژی‌های بهتر را ترویج می‌کنند و در نتیجه، این کشورها به رونق اقتصادی دست می‌یابند.

کلیک کنید – ادامه مطلب ..

قیمتی سنگین برای ورود به داووس

قیمتی سنگین برای ورود به داووس.
اندرو رز سورکین
منبع: نیویورک تایمز، این مطلب را برای روزنامه دنیای اقتصاد ترجمه کردم.
چه قیمتی باید پرداخت تا مردی داووسی بود؟
مدیران ارشد، رهبران دولتی و دانشگاهیان سراسر جهان هر سال برای حضور در اجلاس سالانه اقتصاد جهانی عازم داووس سوئیس می‌شوند- تجمیع قدرتی سرمست‌کننده که تجارت و سیاست و نوشیدنی‌ را در آلپ سوئیس با هم ترکیب می‌کند.
این واقعه‌ای است که طیف وسیعی از تصمیم‌گران را به داووس می‌کشاند، از جیمی دایمون، مدیر ارشد جی‌پی‌مورگان چیس گرفته تا نخست وزیر یونان جورج ای.پاپاندرئو تا بونو رهبر گروه راک یوتو از ایرلند. ظاهرا هم همه برای تفکر در مورد اینکه مشکلات جهان چگونه باید حل شود.
البته، بیشتر این یک هفته واقعا درباره یک چیز است: شبکه‌سازی. همان‌طور که نسیم طالب نویسنده کتاب «قوی سیاه» آن را برای تام کین از تلویزیون بلومبرگ توصیف کرد، این واقعه «افراد موفقی را تعقیب می‌کند که می‌خواهند در کنار دیگر افراد موفق باشند. این یک بازی است.»
دعوت به این اجلاس باید یک امتیاز منحصر به ‌فرد تلقی شود، اما برای مدیران شرکت‌ها، هزینه اینکه داووسی باشند، حتی تنها برای دو روز، اصلا ارزان نیست.
طی هفته گذشته، من با بیش از دو جین از مدیران ارشد اجرایی و سایر مدیرانی که به‌طور منظم برای حضور در این ارتفاع بالا سفر کرده‌اند مصاحبه کرده‌ام تا هزینه مالی واقعی شرکت‌ها جهت حضور در این اجلاس سالانه را اندازه‌گیری کنم.
اما قبل از اینکه ما به هزینه‌های هواپیماهای خصوصی، هتل‌ها و یک ماشین و یک راننده برسیم، مهم‌تر از همه بلیت است که مجانی هم نیست.
تنها برای داشتن مجالی برای دعوت شدن به داووس، شما باید دعوت شوید تا عضو اجلاس اقتصاد جهانی غیرانتفاعی سوئیس باشید که توسط کلاوس شواب یک دانشگاهی متولد آلمان بنیان‌گذاری شد. سطوح مختلفی از عضویت در داووس وجود دارد: سطح پایه (basic level) که به شما یک دعوت‌نامه برای داووس می‌دهد، با هزینه ۵۰,۰۰۰ فرانک سوئیس یا حدود ۵۲,۰۰۰ دلار. بلیت هم ۱۸,۰۰۰ فرانک سوئیس (۱۹,۰۰۰ دلار) است به علاوه مالیات که کل هزینه عضویت و هزینه ورودی را به ۷۱,۰۰۰ دلار می‌رساند.
اما هزینه فوق تنها شما را به درهای ورودی داووس می‌رساند، همراه با ورود به همه جلسات عمومی. اگر می‌خواهید به آن سوی طناب مخملی برای مشارکت در نشست‌های خصوصی در میان همتایان صنعتی‌تان دعوت شوید، باید با سطح «عضو پیوسته صنعت» (Industry Associate) ارتباط برقرار کنید. هزینه این سطح از اجلاس ۱۳۷,۰۰۰ دلار است به علاوه قیمت بلیت که کل هزینه را به ۱۵۶,۰۰۰ دلار می‌رساند.
خب، بیشتر مدیران ارشد دوست ندارند تنهایی به جایی بروند؛ بنابراین آنها ممکن است از همکارشان بخواهند که با آنها برود. خب، اجلاس اقتصاد جهانی تنها به شما اجازه نمی‌‌دهد که یک بلیت اضافی را ۱۹,۰۰۰ دلار خریداری کنید. در عوض، شما باید عضویت سالانه خود را برای سطح «شریک صنعت» به‌روزرسانی کنید. این کار هزینه شما را حدودا به ۲۶۳,۰۰۰ دلار می‌رساند به علاوه هزینه دو بلیت که کل هزینه را به ۳۰۱,۰۰۰ دلار می‌رساند.
و اما اگر شما بخواهید همراه هم داشته باشید، مثلا ۵ نفر، هزینه‌تان به چقدر خواهد رسید؟ حالا شما در خصوص سطح «شریک استراتژیک»Strategic Partner) صحبت می‌کنید. اتیکت قیمت این سطح ۵۲۷,۰۰۰ دلار است. (این تنها حق عضویت سالانه شما همراه با ۵ دعوت‌نامه است. هزینه هر دعوت‌نامه هم هنوز ۱۹,۰۰۰ دلار است؛ بنابراین اگر ۵ نفر با شما بیایند، این رقم به ۹۵,۰۰۰ دلار می‌رسد که کل هزینه را به ۶۲۲,۰۰۰ دلار می‌رساند).
امسال، همه شرکای استراتژیک ملزم به دعوت کردن حداقل یک زن جهت تنوع در حاضرین در اجلاس هستند.
در سطح شریک استراتژیک، شما همانند اتاق‌های کنفرانس‌ برای برگزاری جلسات به نشست‌های خصوصی هم دسترسی دارید و شاید بزرگ‌ترین مزایای شما، ماشین و راننده شماست که به شکارچی اجازه شکار لحظه به لحظه و از این در به آن در را می‌دهد.
در همین حال، اجلاس می‌گوید این کاربردها قابل‌قبول نیست تا به یک شریک استراتژیک تبدیل شوید مگر این‌که کمپانی از چین یا هند باشد و این باید یکی از ۲۵۰ بزرگ‌ترین جهان باشد.
به‌طور منصفانه، اشاره به این موضوع ارزشمند است که عضویت در همه سطوح نه تنها به شما حق حضور در همه جای اجلاس داووس، بلکه همچنین حق حضور در حداقل نیم جین از جلسات دیگری که در سراسر جهان برگزار شود را نیز به شما می‌دهد. همچنین عضویت شما، حق دسترسی به پروژه‌های تحقیقاتی مختلف اجلاس داووس را نیز می‌دهد.
البته، همه هزینه‌ها تنها شامل هزینه‌های مرتبط با سفر به سوئیس نیست، هزینه زدن گشتی در اطراف و شاید برگزاری یک مراسم شام یا یک میهمانی پیش‌غذا برای مشتریان (که، در واقع، جایی است که به هر صورت کنش واقعی آن‌جا اتفاق می‌افتد) را نیز باید به کل هزینه‌های یک شرکت افزود.
یک سرمایه‌گذار بزرگ امسال یک کلبه ییلاقی را در خارج از داووس برای خود و کارمندانش اجاره کرده است. هزینه آن برای یک هفته ۱۴۰,۰۰۰ دلار است. هزینه یک ماشین و یک راننده که اجلاس اقتصاد جهانی برای شما سازماندهی می‌کند، حدود ۱۰,۰۰۰ دلار است برای یک هفته برای یک مرسدس اس کلاس.
کرایه یک مسافر درجه یک ( First Class) از نیویورک به زوریخ حدود ۱۱,۰۰۰ دلار است، اما هزینه یک هواپیمای خصوصی با استفاده از نت‌جت حدود ۷۰,۰۰۰ دلار برای سفر است، این رقم براساس گفته مدیری است که از این خدمت استفاده کرده است، اما خدمات هلیکوپتر از زوریخ به داووس؟ هر بار ۳,۴۰۰ دلار. (اجلاس یک اتوبوس مجانی برای آن‌هایی تهیه دیده که نگران ردپای‌ محیطی‌شان هستند).
البته، بسیاری از شرکت‌ها به مشتریان شام هم می‌دهند، همین‌طور شام‌هایی هم در عصرهای مختلف برای بعضی شرکت‌ها.
مثلا در پست‌هتل، حداقل هزینه رستوران ۲۱۰ دلار برای یک‌بار است. هزینه یک میهمانی پیش‌غذا برای ۶۰ تا ۸۰ نفر تنها برای یک ساعت حدود ۸,۰۰۰ دلار و برای دو ساعت ۱۶,۰۰۰ دلار است. بزرگ‌ترین میهمانی‌ها، شبیه به آن میهمانی‌ای که شب جمعه توسط گوگل برای چند صد نفر برگزار می‌شود، می‌تواند برای یک عصر ۲۵۰,۰۰۰ دلار هزینه داشته باشد.
همه این‌ هزینه‌های حک شده کمک می‌کند تا اجلاس اقتصاد جهانی به کسب‌وکاری بزرگ تبدیل شود – شاید بزرگ‌ترین سازمان‌دهنده کنفرانس در جهان. براساس گزارش سالانه اجلاس، هزینه‌های آن حدود ۱۵۸ میلیون دلار و درآمد آن هم در این حدود است. تقریبا نیمی از این هزینه‌ها مربوط به امور آنجا و نیمی دیگر هم برای پرسنل است.
اما ممکن است همه این هزینه‌ها خیلی زود از مد بیافتد. همان‌طور که یکی از حضار، دیوید راثکوپف، اخیرا در وبلاگش نوشت «کوشش تمام و کمال به چندین دلیل تحلیل رفته است که همه آنها هم مرتبط با بی‌کفایتی داووس به مثابه یک اجلاس شبکه‌سازی است».
او این موضوع را توضیح می‌دهد درست همانند استیو کیس، بنیان‌گذار AOL که یک بار در حالی که در شلوغی در مرکز اصلی کنفرانس ایستاده بود به من گفت: «شما همیشه احساس می‌کنید در داووس در جای اشتباهی حضور دارید و جلساتی بهتر در جای دیگری برگزار می‌شود، جایی مانند هتلی که در آن اقامت دارید و بهتر است به آنجا بروید. گو اینکه داووس واقعی در جایی مرموز اتفاق می‌افتد.»

بحران ۲۰۰۸: درس های ساختاری برای علم اقتصاد

بحران ۲۰۰۸: درس های ساختاری برای علم اقتصاد مقاله ای است بسیار جذاب و جالب و خواندنی از دارون عجم اغلو که برای روزنامه دنیای اقتصاد ترجمه کرده ام. این مقاله یکی از بهترین نوشته هایی بود که طی دو سال گذشته درباره بحران خوانده ام.

Previous Entries