اقتصاد جام جهانی فوتبال یادداشتی که برای روزنامه دنیای اقتصاد نوشتم.
آیا جام جهانی میتواند آفریقای جنوبی را از گرفتاریها و مشکلات اقتصادی برهاند؟ پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست و تقریبا نیاز به پیشگویی دارد. اما باید دید آثار اقتصادی برگزاری جام جهانی در آفریقای جنوبی چگونه خود را به نمایش میگذارند؟ دولت آفریقای جنوبی طی چند سال گذشته تمام هموغم خود را صرف برگزاری جام جهانی فوتبال کرده است. در این یادداشت بدون اینکه مستقیما به وضعیت اقتصادی این کشور اشاره شود، سعی میشود تا نتیجۀ اقتصادی برگزاری چنین مسابقاتی به تصویر کشیده شود.
در سرتاسر جهان، دخالت دولت در ورزش یک موضوع قابلتوجه و البته اساسی است. اما منطق دفاع از ایدۀ دخالت دولت در ورزش همیشه بحثبرانگیز بوده و هست. تا اواسط قرن نوزدهم از این ایده تا حد زیادی با تقاضای دولت برای آمادگی نظامی توجیه میشد، بدین معنی که ورزش باعث ایجاد آمادگی جسمی در میان مردم میشد و در نتیجه دولت میتوانست در صورت لزوم از آنها استفاده نظامی کند. اما پس از آن بود که طیف وسیعی از مزایای اجتماعی و سیاسی برای دخالت دولت در ورزش ارائه شد. مثلاً از دولت بریتانیا نقل میشود که ترویج فعالیتهای فیزیکی بهدلیل مزایای آن برای سلامت افراد، منطقی برای دفاع از دخالت دولت در ورزش فراهم میکند. در سالهای اخیر بحثی میان اقتصاددانان و حامیان پرداخت یارانههای دولتی به ورزش درگرفته است. اقتصاددانان معتقدند مزایای ناشی از دخالت دولت در ورزش قابلاغماض است و در مواردی هم اصلاً مزایایی وجود ندارد.
آثار اقتصادی وقایع ورزشی (مثلاً جام جهانی یا المپیک)
این ادعا مطرح شده است که انجام سرمایهگذاریهای عمومی و دولتی برای برگزاری وقایع ورزشی بزرگ در چارچوب تز کینزی ترپزریق پول توسط دولت به اقتصاد و ضریب تکاثری آن، مزایای اقتصادی خالصی برای اقتصاد و جامعه به همراه دارد. معمولاً در این خصوص چهار متغیر مورد بررسی قرار میگیرد:
الف) اشتغال و دستمزدها: این ادعا همواره مطرح بوده که پروژههای کلان ورزشی منجر به ایجاد فرصتهای شغلی میشود. فرصتهای شغلی کوتاهمدت در بخش ساختوساز استادیومهای ورزشی و فرصتهای شغلی بلندمدت در کسبوکارهای جانبی مانند صنعت توریسم و رستورانداری و غیره. مطالعات زیادی به این موضوع اشاره کردهاند که درحالیکه ممکن است در این فرایند مشاغلی ایجاد شود، اما باید به مشاغلی هم که در این فرایند به دلیل اثر جانشینی از دست میرود، توجه داشت. با توجه به محدودیتهای بودجه، مخارج فزایندۀ مصرفکنندگان برای ورزش و امور مرتبط با آن، باعث کاهش هزینههای آنها در سایر امور زندگی میشود و همین امر باعث تعطیلی بسیاری از مشاغل غیرورزشی میشود. درحقیقت، برخی مطالعات نشان دادهاند که بعضی کسبوکارهای ایجاد شده بر اثر وقایع ورزشی بزرگ (مثل جام جهانی فوتبال) تمایل به استخدام تماموقت کارکنان ندارند و لذا مشاغل پایداری ایجاد نمیشود. برای مثال، فروش خروش به طرفداران تیم فراسنه ممکن است طی دوره برگزاری جام جهانیبرای گروهی شغل محسوب شود، اما پس از آن دیگر چنین نیست. همینطور فروش قهوه و ….
مطالعات دیگری هم نشان میدهند که ضریب فزایندۀ مخارج مالی مرتبط با ورزش ممکن است کمتر از سایر انواع مخارج باشد. این موضوع شاید به این دلیل است که مخارج ورزشی نسبت به مخارج غیرورزشی بیشتر تمایل دارند تا به خارج از اقتصاد محلی و منطقهای سرازیر شوند. مثلاً کارگران ساختمانی ممکن است تمایل کمتری برای زندگی در مناطق محلی برگزاری مسابقات ورزشی و بنابراین مصرف درآمدشان در آن مناطق داشته باشند. علاوهبراین، درحالیکه ممکن است مرحلۀ ساختوساز زیرساختهای ورزشی مشاغلی را ایجاد کند، مشاغل بلندمدت مرتبط با تسهیلات ورزشی بیشتر پارهوقت است و به کارگران غیرماهر نیاز دارد و دستمزدشان هم معمولا پایین است. لذا شاید فعالیتهایی از این دست نقش چندانی در بهبود کیفیت مشاغل تماموقت در عرصۀ اقتصاد محلی و منطقهای و ملی ایفا نکنند. با توجه به مسائل فوق، تعجبآور نیست که شواهد و ملاحظات پیشنهاد میکنند که توسعه و ساخت استادیومها یک مازاد خالص برای اقتصادیبهبار نمیآورد.
ب) استادیومهای ورزشی و میراث آنها: حق میزبانی یک واقعۀ ورزشی مهم (مثل جام جهانی) معمولا در رقابت با سایر شهرها یا کشورها بهدست میآید. در این «رقابت زیبا»، برنده، درواقع، مناقصهگری است که افراطیترین ولخرجیها را برای آن حادثه پیشنهاد کند. معمولاً آخرین وضعیت استادیومهای ورزشی و نوع معماری آنها باید برای برگزاری این مسابقات مورد توجه قرار گیرد. اغلب بزرگترین مشکل وقتی بروز میکند که بهمنظور پوشش هزینههای حفظ و نگهداری استادیوم ساخته شده باید یک مستأجر مناسب برای آن پیدا شود. برای مثال، به منظور پوشش هزینههای حفظ و نگهداری سالانۀ سوپردام سیدنی لازم است که این استادیوم هفتهای یکبار میزبان یک واقعۀ ورزشی باشد. بسیاری از استادیومهای ورزشی ساخته شده برای بعضی از بزرگترین وقایع ورزشی نمیتوانند چنین مشتریانی پیدا کنند. نتیجۀ مطالعهای که دربارۀ جام جهانی ۲۰۰۲ انجام شد، این بود که ساخت استادیومهای ورزشی برای وقایع ورزشی بزرگ منجر به «وعدههای اجرانشده در اقتصاد میشود».
ج) توریسم: از طریق بازاریابی و فعالیت رسانهها، شهر یا کشورِ میزبان مسابقات ورزشی (مثل جام جهانی فوتبال) قادر به جذب توریستها در هنگام برگزاری مسابقات و بعد از آن خواهد بود. معمولاً توریستها در محل، منطقه یا کشور میزبان پول خرج میکنند که میتواند موجب رونق آن اقتصاد شود. بااینحال، این موضوع کاملاً هم به نفع اقتصاد نیست. مثلاً اگر فردی آثار المپیک ۲۰۱۲ بر اقتصاد لندن را بررسی کند، میبیند که توریستهای زیادی خارج از لندن پول خود را هزینه میکند. اما اگر منظور اقتصاد اینگیلیس باشد، بههرحال پول توریستها در اقتصاد این کشور هزینه میشود. لذا هرچه منطقۀ مورد نظر بزرگتر باشد، تعداد توریستها کمتر به چشم میآید.
البته برگزاری مسابقات ورزشی میتواند با یک اثرجانشینی منفی در حوزه توریسم نیز همراه باشد: به این صورت که برخی از توریستها بهدلیل برگزاری این مسابقات ممکن است از سفر توریستی خود به شهر یا کشور میزبان منصرف شوند.
د) سرمایهگذاری در زیرساختها و بازسازی و نوسازی شهری: وقایع ورزشی مهم موجب حرکت تعداد زیادی از ورزشدوستان به آن شهر یا کشور میشود و لذا تقاضا برای زیرساختهای شهری که دولت بانی تأسیس یا بهبود آنها است، افزایش مییابد. سرمایهگذاریهای مرتبط با این شرایط عبارتند از: هتلها، حملونقل کارا و مخابرات و غیره.
همۀ ادعاهای فوق تاحد زیادی از این ایده دفاع میکنند که برگزاری مسابقات ورزشی مهم مثل جام جهانی رونق اقتصاد را به دبنبال دارد. اما دلایل خوبی هم برای بدبینی در مورد ادعاهای فوق وجود دارد. مثلا، بازسازی و نوسازی شهرها نیازمند سرمایهگذاریهای زیربنایی و نه سرمایهگذاریهای ویترینی است و این درحالی است که بیشتر سرمایهگذاریهای انجام شده برای میزبانی مسابقات ورزشی بزرگ از نوع ویترینی هستند. المپیک ۱۹۷۶ مونترئال از این نظر یک فاجعه اقتصادی بود. این نیز محتمل است بعضی پروژههای سرمایهگذاری که با میزبانی مسابقات ورزشی ارتباطی ندارند ممکن است به تأخیر افتاده یا متوقف شوند. در آفریقای جنوبی در خصوص ساخت مدارس چنین اتفاقی افتاده است.
حتی اگر بعضی مزایای ناشی از میزبانی تأئید شود، باید هزینه فرصت وجوه مالی عمومی بررسی شود، که میتواند برای تأمین مالی بیمارستانها و مدارس، بهبود رفاه سرمایۀ انسانی و افزایش بهرهوری بالقوه بهکار رود. بعضی مطالعات معتقدند که « میزبانی المپیک یا جام جهانی فوتبال میتواند واقعاً موجب زیان شغلی بلندمدت و پایدار شود.
بنابراین، مباحثات مدافع میزبانی وقایع ورزشی مهم بر بنیانهایی لرزانی بنا شدهاند. بههرحال، این مباحث باید از این نظر مورد توجه قرار گیرند که آیا میزبانی وقایع ورزشی مهم میتواند موجب بهبود رفاه مردم یک شهر یا کشور شود؟ لذا هزینهکردن بودجۀ عمومی برای ساختوسازهای ورزشی حداقل باید بر این ایده باشد که اگر ما را ثروتمندتر نمیسازند، حداقل مردم را خوشحالتر میکنند. برای قضاوت در مورد آثار اقتصادی جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی کمی زود است، اما صدای شیپورهای محلی «ووزلاها» حکایت از این دارد که مردم خوشحالتر هستند، هرچند نلسون ماندلا در روز اول نتوانست در این شادی با مردم شریک شود.

