«اگر این کار به نفع تو نبود، چرا باید تصمیم به انجام کاری میگرفتی که آن را انجام دادی؟» این شکاکیت یا بدبینی انسان خردمند، با نادیده گرفتن کامل انگیزشهای گوناگونی که به همراه انواع وابستگیها و تعهدات محرک زندگی بشر در جامعه هستند، اشخاصی چون مهاتما گاندی، مارتین لوتر کینگ پسر، مادر ترزا و نلسون ماندلا را به ابلهانی بزرگ و بقیه ما را به ابلهانی بالنسبه کوچکتر تبدیل میکند. این انسان تکبعدی خودخواه، که شالودههای رفتاری اغلب تئوریهای اقتصادی را تدارک میبیند، در اغلب موارد آراسته به واژگانی تعالیبخش از قبیل «انسان اقتصادی» یا «عنصر عقلانی» است.
آمارتیاسن، کتاب هویت و خشونت، توهم تقدیر.