اگر تصمیم شورای پول و اعتبار نهایی شود، تصمیمی که در غیاب وزرای اقتصاد شورای پول و اعتبار اتخاذ شده، آیا این نرخ میتواند باعث سرازیر شدن سپردهها به سوی بانکها شود؟ نرخ سود ۲۱% که تفاوت زیادی به تورم اعلام شده از سوی بانک مرکزی ندارد، حکایت از این دارد که نرخ بهره حقیقی که سپردهگذار میرسد، مثبت است، اما خیلی بالا نیست، شاید کمتر از ۲ یا ۳%. اما اگر فردی طی کمتر از یکسال گذشته سکه بهار آزادی یا دلار میخریده، نرخ بهره حقیقی که نصیبش میشده، شاید بیش از ۲۰ تا ۳ درصد بوده است. اما نرخ سود بانکی فعلی از نرخ بهره اوراق قرضه (۱۷%) بیشتر است، و همین سبب میشود تا سرمایهگذاری در اوراق قرضه به امان خدا رها شود و کسانی که به دریافت نرخ اوراق قانع بودند، حالا پول خود را به بانک ببرند. نرخ سود بانکی بالاتر از یک طرف پساندازکنندگان را تشویق به پسانداز بیشتر میکند و همیئ امر باعث میشود عرضه وجوه وامدادنی افزایش مییابد. از سوی دیگر تقاضای سرمایهگذاران برای وجوه وامدادنی تحت تأثیر نرخهای سود بانکی بالاتر کاهش مییابد به این دلیل که نرخ سود بالاتر استقراض مالی برای انجام طرحهای سرمایهگذاری را پرهزینهتر میکند. همین امر هم سبب کاهش انگیزه سرمایهگذاری و دلسردی آنان برای وامگیری میشود.
افزایش یا کاهش نرخ سود بانکی نه تنها بازار پول، که بازار کالاها و خدمات را نیز متأثر میسازد. با افزایش نرخ سود بانکی خانوارهای کمتری تمایل به دریافت وام پیدا میکنند و لذا تقاضا برای دریافت وام مسکن، وام خرید کالا یا وام خودرو کاهش خواهد یافت. تقاضا برای خرید تجهیزات کارخانهای جدید نیز در این اوضاع کاهش مییابد.
تعیین نرخ بهره در اقتصاد در بلندمدت و کوتاهمدت با هم تفاوت دارند. هنگام صحبت از تعیین نرخ بهره در بلندمدت نظریه وجوه وامدادنی (عرضه و تقاضای وجوه قابلاستقراض) بهتر بهکار میآید. اما وقتی از نرخ بهره کوتاهمدت حرف میزنیم بهتر است که نظریه رجحان نقدینگی را در نظر داشته باشیم.
نظریه رجحان نقدینگی ساخته کینز است. براساس این نظریه نرخ سود عرضه و تقاضای پول را به تعادل میرساند. اگر نرخ سود از نرخ تعادلی بیشتر باشد، تقاضای پول افزایش مییابد و بیشتر از عرضه پول میشود و در نتیجه نرخ سود کاهش مییابد. برعکس اگر نرخ سود در سطحی کمتر از نرخ سود تعادلی قرار گیرد، تقاضای پول کمتر از عرضه آن میشود و به این تریب نرخ سود افزایش مییابد. این تغییرات نرخ سود، رفتار مردم در نگهداری پول را تحت تأثیر قرار میدهد. (در این نظریه فرض بر این است که عرضه پول ثابت است). در این شرایط نرخ سود هزینه فرصت نگهداری پول است و افزایش نرخ سود هزینه نگهداری پول را افزایش و در نتیجه رجحان نقدینگی را کاهش میدهد.